شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-مکانیزم عملکرد  سیستم ABC
در سیستم های هزینه یابی سنتی، عموما” از طریق ایجاد مراکز هزینه، کلیه هزینه های بخشهای مختلف هر سازمان جمع آوری شده و بر حجم خدمات ارائه شده تقسیم می گردد تا از این طریق بهای تمام شده خدمات،تعیین گردد. در این سیستمها معمولا هیچگونه ارتباط منطقی و علت و معلولی بین فعالیتهای لازم جهت برای خدمات ارائه شده و میزان بهره گیری از منابع وجود ندارد. در نتیجه بهای تمام شده خدمات منعکس کننده فعالیت ها و ارزشهای منابع بکار گرفته شده نمی باشد. اما  سیستم ABC این مشکل را بوسیله مرتبط کردن هزینه های سازمانی با هزینه های فعالیتهای عملیاتی مرتفعمی سازد. برای این مقصود این سیستم 4مکانیزم عمده و اساسی را در نظر می گیرد.
از نظر عملی، سیستم ABC روابط علّی بین ایجاد هزینه ها و فعالیتهای لازم جهت ارائه خدماتیکه برای سازمان ارزش اقتصادی ایجاد می کنند را مشخص می سازد. این سیستم از این باور سرچشمه می گیرد که خدمات، فعالیتها را مصرف می کنند و فعالیتها منابع را. در این روش آغاز هزینه ها به فعالیتها تخصیص می یابد و سپس هزینه های تخصیص یافته به فعالیتها، بر مبنای بهره گیری هر یک از خدمات از فعالیتها، به آنها تخصیص داده می گردد (شکل شماره2- 1). در واقع هزینه یابی بر مبنای فعالیت شیوه ای می باشد که بر اساس آن، هزینه خدمات و یا محصولات به عنوان جمع هزینه فعالیتهایی که به خاطر ارائه آنها انجام می گردد، بدست می آید.
از نظر فرآیندی در سیستم ABC، طرحریزی هزینه ها با تاکید بر فرآیند مستمر بهسازی می باشد. در این روش بر شناسایی فعالیتهای دارای ارزش افزوده و فعالیتهای بدون ارزش تاکید می گردد و برای حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده کوشش می گردد. به اظهار دیگر روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت را می توان برای شناسایی و حذف فعالیتهایی بکار برد که باعث افزایش هزینه ها می شوند، بدون آنکه ارزش افزوده ای را برای دریافت کنندگان خدمات ایجاد کنند. هزینه های بدون ارزش افزوده، هزینه آن گروه از فعالیتهایی می باشد که می توان آنها را حذف نمود بطوریکه کاهشی در کیفیت خدمت، عملکرد و یا ارزش آنها رخ ندهد. با بکارگیری این دیدگاه سیستم ABC، می توان به کاهش هزینه ها، از طریق حذف فعالیتهای اضافی و غیر سودمند و یافتن روشهای جدید و اقتصادی برای انجام فعالیتهای دارای ارزش افزوده دست پیدا نمود.
از نظر مفهومی در سیستم ABC، علاوه بر اینکه هزینه های مستقیم(تجهیزات مصرفی وهزینه نیروی انسانی)را به فعالیت مربوط به خود تخصیص می دهد، دقت در تخصیص هزینه های غیر مستقیم (هزینه های سربار)را افزایشمی دهد. بدین ترتیب روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، باعث شده می باشد بسیاری از هزینه ها که تا کنون قابل شناسایی نبوده اند، اکنون با فعالیتها قابل ردیابی باشند. زیرا برخلاف هزینه مواد مصرفی مستقیم و حقوق مستقیم که می توان آنها را مستقیما” با یک فعالیت خاص ردیابی نمود، هزینه های سربار یا هزینه های غیر مستقیم به گونه وضوح قابل ردیابی بر حسب هر یک از خدمات نمی باشد و بایستی به خدمات ارائه شده تخصیص داده شوند. از طرفی، تخصیص هزینه ها به هر شکل و ترتیبی که انجام گیرد، تا حدودی اختیاری و قضاوتی می باشد. اما واقعیت این می باشد که در پاره ای از اوقات، درجه اختیاری بودن تخصیص هزینه ها چنان زیاد می باشد که اتکاء به نتایج بدست آمده ممکن می باشد باعث گمراهی و تصمیم گیری غلط گردد. اما در سیستمABC بدلیل اینکه از مبناهای مناسبی در تسهیم هزینه ها بهره گیری می کند، دقت در تخصیص هزینه ها و قابلیت اتکاء به نتایج بدست آمده را به مقصود قضاوت و تصمیمگیری افزایش می دهد.
از نظر تخصیص هزینه ها، در سیستم های سنتی هزینه ها ازحوزه های هزینه بر اساس یکی از مبناهای تعیین شده (اکثرا” ساعات کار مستقیم) که اصطلاحا”مبنای جذب سربار نامیده می گردد، به خدمات وفعالیتها تخصیص می یابد. اما در سیستم ABC، فعالیتها به عنوان موضوعات جدید هزینه، شناسایی می شوند و هزینه های سربار بر اساس مبناهای تعیین شده که اصطلاحا” “محرک هزینه” نامیده می گردد به فعالیتها تخصیص می یابند، سپس فعالیتها به عنوان حوزه های هزینه تلقیشده و هزینه های تخصیص یافته به آنها (حوزه های هزینه)به هدف نهایی هزینه تخصیص داده می گردد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :


پاسخی بگذارید