قسمتی از متن پایان نامه :

ارزیابی متوازن چارچوبی می باشد، که توسط کپلن و نورتون(1992) طراحی شده و همانطور که از اسم آن پیداست، تکنیکی می باشد، که چالش های متوازن کردن منظر های چندگانه، که در اجرای استراتژی مورد نیاز می باشد را، حل می کند. ویژگی های ارزیابی متوازن عبارتند از(Nair,2004:p.14):
1- ارزیابی متوازن ابزاری می باشد، برای اجرای استراتژی.
2- ارزیابی متوازن به عنوان یک زبان مشترک در تمام سطوح سازمان، مورد بهره گیری قرار می گیرد.
3-ارزیابی متوازن به عنوان مجموعه اصول مشترک برای اداره عملیات روزانه و چارچوبی برای استراتژی شرکت بکار می رود.
4- ارزیابی متوازن برای شناسایی و اداره کردن اهداف طراحی شده می باشد.
5-ارزیابی متوازن، توازن نسبی بین عوامل متقابل در استراتژی ایجاد می کند:
5-1- توازن بین عملیات داخلی و خارجی شرکت.
5-2- توازن بین شاخص ها و معیارهای پیشرو و کُندرو.
5-3- توازن بین اهداف مالی و غیر مالی.
5-4- توازن بین اهداف بخش های مختلف شرکت و اهداف کلی شرکت.
5-5- توازن بین اولویتهای مالی و عملیاتی.
6- ارزیابی متوازن، اهداف استراتژیک را با اهداف، اهداف خاص و مقیاس ها هماهنک می کند.
7- ارزیابی متوازن در تمام سطوح سازمان جریان می یابد.

2-6-1- توازن بین عوامل داخلی و خارجی
افزایش توانمندیهای شرکت برای آینده، افزون بر اینکه باعث موفقیت در زمان کنونی می گردد، در واقع عکس العملی می باشد، که شرکت در برابر نیاز به توازن نشان می دهد. شرکت هایی که اهمیت توازن را درک کرده اند، از عوامل داخلی و خارجی برای ارزیابی استراتژی بهره گیری می کنند. در بیشتر مواقع شرکت‌ها تنها جنبه های داخلی(جنبه های عملیاتی تولید محصول تا ارائه به بازار) را مورد توجه قرار می دهند و به چالش های فروش و بازاریابی یا شرایط بازار توجهی نمی کنند. در بسیاری از مواقع این علامت مشخصه بیماری را « تولید مشتری خود را به وجود می آورد»[1] می نامند (Ibid,p.15).
2-6-2- توازن بین شاخص ها و معیارهای پیشرو و کندور
پیتر دراکر[2] (1993) بنیانگذار مدیریت مدرن اظهار می کند، که « ما نیازمند معیارهای ارزیابی پیشرو و کندرو(که اقتصاددانان در طی نیم قرن گذشته از آنها برای پیش بینی مسیر و مدت زمان حرکت اقتصاد بهره گیری می کنند) در یک شرکت یا صنعت هستیم ». شاخص های پیشرو در اقتصاد، شاخص هایی هستند، که مسیر اقتصاد را پیش بینی می کنند(شاخص هائی که قبل از رکود اقتصادی، کاهش می یابند و قبل از رشد اقتصادی، افزایش می یابند). شاخص های کندرو، شاخص هایی هستند، که آهسته تر از سایر شاخص‌ها حرکت می کنند. معیارهای مالی که در تراز نامه، صورت سود و زیان و سایر گزارش های قانونی ارائه می شوند، از شاخص های اصلی کندرو در شرکت محسوب می شوند. به بیانی دیگر آنها آن چیز که که اتفاق افتاده می باشد را ارائه می دهند، نه آن چیز که را که می توانست اتفاق بیافتد. بیشتر داده های ارائه شده در اخبار و مجله ها از شاخص های کندرو محسوب می شوند. بسیاری از اطلاعات راجع به فروش های گذشته، عملکرد تولیدی و غیره از شاخص های کندرو عملکرد هستند، زیرا نشان می دهند،
که شرکت کجا بوده و چگونه اقدام کرده می باشد. شاخص های پیشرو، نشانه هایی از عملکرد یا شرایط آتی هستند.  برای مثال اگر شما متوجه شوید، که فرزندتان تب دارد، از دماسنج، که یک شاخص کندرو برای بیماری می باشد بهره گیری می کنید. اما اگر شما نظاره کنید، که فرزندتان از قبل عطسه می کند و یا زمانی که به خانه می‌آید، کسل می باشد، این یک شاخص پیشرو می باشد. سیستم عملکرد استراتژیک متوازن شده، شاخص‌های پیشرو و کندرو را مشخص و بدین طریق می تواند نتایج گذشته را با محرک های آتی متوازن کند(Ibid,p.16). کارت امتیاز دهی متوازن بایستی شامل ترکیبی از شاخص های کندرو و پیشرو باشد. شاخص‌های کندرو بدون محرک های عملکرد، اطلاعاتی راجع به چگونگی دستیابی به نتایج مورد انتظار ارائه نمی دهند. برعکس، شاخص های پیشرو ممکن می باشد نشانه هایی از بهبود را در سازمان نشان دهند، اما این شاخص ها مشخص نمی کنند، که آیا این بهبود منجر به بهبود منظرهای مالی و مشتری می شوند یا نه(Niven,2002:p.116)؟
2-6-3- توازن بین معیارهای مالی و غیر مالی
بسیاری از مدیران تمایل دارند، که بر حسب داده های عددی تصمیم گیری کنند. آنها پیشرفت را در معیارهای مالی اختصار می کنند و اعتقاد دارند، که عملکرد مالی، انگیزه تمام افراد در شرکت را به گونه برابر افزایش می دهد(Nair,2004:p.16). شاید در نظر گرفتن اهداف مالی به تنهایی، مانع از تبدیل اهداف مالی کلی  شرکت به اهداف کوچکتری می گردد، که کارکنان در شرکت می توانند با اطمینان دنبال کنند. طبق سلسله مراتب نیازهای مازلو، عملکرد بشر ترکیب پیچیده ای از تمایلات و انتظارات اساسی و پیشرفته می باشد. این سلسله مراتب در شرکت نیز هست. زمانیکه استراتژی شرکت طراحی می گردد(چه بایستی انجام گردد و چگونه)، بایستی ترکیب بین اهداف مالی و غیر مالی مورد توجه قرار گیرد. با در نظر گرفتن سهم اهداف مالی و غیر مالی در استراتژی شرکت، توازن به وجود می آید. همان گونه که می دانیم، بشر ها فقط به وسیله پول ارضاء نمی شوند، اما رسیدن به اهداف غیر مالی هم معمولاً منجر به کسب پول می گردد. یک تصور غلط این می باشد، که اهداف غیر مالی، در ماهیت به صورت کمی نیستند. اهداف غیر مالی می توانند اندازه‌گیری شوند. حتی « احساس » نیز با سطحی از خطا قابل اندازه گیری می باشد(Ibid,pp.16-17).

2-6-4- توازن بین اهداف بخش های مختلف شرکت و اهداف کلی شرکت

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سازمان ها در پی بهترین ساختار تجاری برای رسیدن به اهداف مالی هستند. بعضی اعتقاد دارند، که بخش های تجاری مستقل  (غیر متمرکز)، بهترند و بعضی دیگر ساختارهای سازمانی با کنترل متمرکز را بهتر می دانند. بعضی اعتقاد دارند، که فعالیت های کلیدی پشتیبانی، مانند منابع انسانی و تکنولوژی اطلاعات، بایستی به صورت متمرکز باشند، تا صرفه جوئی های مقیاس(تولید انبوه) و بهره گیری بهینه از منابع را ممکن سازند. این در حالی می باشد، که بعضی دیگر اعتقاد دارند، هر کس بایستی در قبال منابع تحت کنترل خود پاسخگو باشد. این اختلاف نظرها قرن ها می باشد، که ادامه دارد و طرفداران روش های گوناگون می توانند شواهد و دلایلی در ارتباط با هریک از این روش ها را ارائه کنند. اصول تجاری بایستی به صورت ساختاری طراحی گردد. ارزیابی متوازن می تواند به عنوان یک اصل تجاری قوی در هر ساختار سازمانی برای اجرای استراتژی و مشخص کردن اهداف استراتژیک به کار رود(Ibid,p.17).
[1] – Build it and they will come
[2] – peter Drucker

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

-آیا امکان اجرای تکنیک “ارزیابی متوازن”به مقصود ارزیابی عملکرد در گروه شرکتهای سیمان فارس و خوزستان هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر مالی ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر مشتری ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر فرایندهای درون سازمانی (داخلی) ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر یادگیری و رشد  ارزیابی متوازن هست؟
-کدامیک از منظرهای ارزیابی متوازن بیشترین کاربرد را دارد؟