مطالعه ارتباط بین معیارهای مختلف رشد شرکت و پایداری ساختار سرمایه در شرکت ‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

5-2- اختصار پژوهش
در دنیای واقعی که بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی در آن فعالیت می‌کنند، بهینه سازی منابع مالی از مهم‌ترین مسائل آن‌هاست. متعادل کردن منابع مالی باعث حداکثر کردن بازدهی با کمترین هزینه سرمایه می گردد. شرکت‌ها برای تأمین مالی تنها از یک منبع (سرمایه یا بدهی) بهره گیری نمی‌کنند؛ بلکه ترکیبی از آن‌ها را بکار می‌برند. نکته مهم این می باشد که شرکت‌ها در جهت دستیابی به اهداف اصلی خود، بایستی کدامیک از منابع مالی را انتخاب کرده و چه میزان از آن منبع را در ترکیب سرمایه خود بهره گیری کنند. قطعاً شناسایی راه های مختلف تأمین مالی و بهره گیری از ابزارهای مناسب مالی، مدیریت را در اتخاذ تصمیمات صحیح‌تر و کسب منافع بیشتر برای شرکت‌ها یاری خواهد نمود و بهره گیری بهینه از منابع مالی به مدیران این فرصت را خواهد داد تا ارزش کلی شرکت و ثروت صاحبان سرمایه را افزایش دهند (فخاری و همکاران، 1390).
وجود بدهی در ساختار مالی شرکت‌ها به دلیل مزیت مالیاتی، موجب افزایش سود حسابداری و به تبع آن افزایش نرخ سود هر سهم می گردد و از سوی دیگر به دلیل وجود هزینه های بهره و احتمال عدم ایفای تعهدات در سررسید، سبب افزایش ریسک مالی و در نتیجه افزایش سود انباشته و به تبع آن کاهش بازده سهام می گردد (چنگ و همکاران 2009) . مدیریت مالی با تصمیم گیری درمورد بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام، منابع مالی را تأمین می کند و با تصمیم گیری درمورد دارایی‌های جاری، دارایی‌های بلندمدت و سرمایه‌گذاری‌ها، آن‌ها را بکار می‌برد (رزاقی، 1386، 3)؛ لذا بدهی یکی ا ز اجزای اصلی ساختار سرمایه اکثر شرکت‌هاست که تأثیر مهمی در مدیریت تأمین مالی شرکت‌ها اعمال می کند.
در این پژوهش ارتباط معیارهای مختلف رشد شرکت و پایداری ساختار سرمایه شرکت‌ها به پیروی از پژوهش ویو و همکاران (2012) مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. به همین دلیل از متغیر نسبت‌های نسبت تغییرات بدهی مایرس و ماجلوف[1] (2008) و سود انباشته کراهام و هاروی[2] (2001) به عنوان متغیر وابسته و از متغیرهای فرصت‌های رشد (چنگ و همکاران[3]، 2009)، شاخص سودآوری کایهن و تیتمن[4] (2007) و اندازه شرکت (ویو و اکس یو[5]، 2005) به عنوان متغیرهای مستقل بهره گیری خواهیم نمود. هم‌چنین برای تعیین یک ارتباط مناسب و درست بین متغیرهای وابسته و مستقل از یک سری متغیرهای کنترلی مانند: نسبت دارایی‌های مشهود (پستور و ورونرسی[6]، 2003)، سیاست سرمایه گذاری (وی یو و همکاران[7]، 2005)، تقسیم سود (بکر و ورگلر[8]، 2002)، نسبت دارایی‌های نقدی استین[9] (1996)، و نرخ رشد فروش شرکت کونری و همکاران[10] (1993)، که بر روی متغیرهای مستقل به صورت غیر مستقیم تأثیر دارند، بهره گیری کردیم.
معیارهای رشد شرکت یکی از ابزارهای بسیار مهم و اساسی برای تصمیم گیری‌های مدیریت به شمار می رود. پس شناسایی عامل‌های تأثیر گذار بر رشد شرکت یکی از موارد حساس و دارای اهمیت بالا در شرکت‌ها می‌باشد. بیشتر تحقیقات پیشین عامل رشد شرکت را با یک عامل مورد مطالعه خود قرار داده‌اند، اما در این پژوهش ما با در نظر داشتن موارد مطرح شده به دنبال آن هستیم که یک ارتباط مناسب و تأثیر گذار بین چندین عامل تأثیر گذار بر رشد شرکت و ارتباط آن با سود انباشته و نسبت تغییرات در بدهی‌ها را پیدا کنیم.
درک و آگاهی از اثرات رشد شرکت بر نسبت تغییرات بدهی و سود انباشته شرکت‌ها، برای مدیران و افراد ذینفع، امری ضروری به نظرمی رسد. زیرا از یک سو مدیران را در ایفای مسئولیت‌هایی مانند تصمیم گیری در انتخاب شیوه تأمین مالی مناسب و حداکثر سازی ارزش شرکت که هدف هر موسسه و سازمان انتفاعی می باشد یاری می‌رساند و از سوی دیگر به سرمایه گذاران و سهامداران در تصمیم گیری، آگاهی و دانش می‌دهد (عرب،1386، 4). اکثر مدیران مالی بر این قول توافق دارند که مفهوم اهرمی از مهم‌ترین مفاهیم مالی بوده و دارای بهره گیری و جایگاه ویژه ای در ساختار سرمایه[11] می‌باشد. شرکتی که هیچ گونه بدهی نداشته باشد یک شرکت با ساختار کاملاً سرمایه ای می باشد. اما در عالم واقعیت ما چنین شرکتی سراغ نداریم و تمام شرکت‌ها نسبت‌های مختلفی از اهرم را مورد بهره گیری قرار می‌دهند. اما سؤال این می باشد که شرکت چقدر بایستی از بدهی در ساختار سرمایه خود بهره گیری کند. آیا نرخ‌های مشخص برای میزان بدهی در ساختار سرمایه هست یا نه؟ (قالیباف اصل، 1373، 9).
مدیران شرکت‌ها به دنبال این هستند که چگونه نسبت تغییرات بدهی و سود انباشته شرکت‌ها را متعادل کنند تا ارزش سهام شرکت در بازار حداکثر گردد یا به بیانی دیگر ثروت سهامداران حداکثر گردد و در نهایت باعث رشد روزافزون شرکت گردد.
در پژوهش حاضر نیز، کوشش شده می باشد با تجزیه تحلیل معیارهای مختلف رشد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر، تأثیر این معیارها را در برابر نسبت تغییرات بدهی و سود انباشته شرکت‌ها مورد مطالعه
قرار گیرد.
[1] – Myers, S., Majluf
[2] – Graham, J., Harvey
[3] – Chang ea at
[4] – Kayhan and Titman

[5] – Wu, X., Xu
[6] – Pastor, L., Veronesi

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[7] – Wu, X., Wang, Z., Yao, J.
[8] – Baker, M., Wurgler
[9] – Stein
[10] – Cooney, J., Kalay, A
6- Capital Structure

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-5- اهداف پژوهش
هدف این پژوهش مطالعه و پاسخ به این سؤال می باشد که چه ارتباط بین عوامل مختلف رشد شرکت و نسبت تغییرات بدهی و سود انباشته در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هست. اهداف پژوهش در دو بخش شامل اهداف علمی و اهداف کاربردی به توضیح زیر اظهار می‌گردند.
1-5-1 اهداف علمی :
با در نظر داشتن پیشینه این موضوع تاکنون به گونه مستقیم ارتباط عوامل مختلف رشد شرکت، نسبت تغییرات بدهی و سود انباشته شرکت‌ها در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در کشور ما مورد مطالعه قرار نگرفته می باشد. هم‌چنین شواهد موجود در ارتباط با پژوهش‌های انجام شده در زمینه های مشابه با این موضوع، بیانگر آن می باشد که پژوهش در این زمینه خصوصاً در ارتباط با عوامل مختلف رشد شرکت (فرصت‌های رشد، شاخص سودآوری، اندازه شرکت) و تأثیر آن بر نسبت تغییرات سود انباشته تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته شده می باشد. با در نظر داشتن مطالعه‌های به اقدام آمده و با در نظر داشتن محدودیت‌های موجود در ارتباط با پژوهش فوق این پژوهش غیر از پژوهش‌های تکمیل کننده پژوهش‌های قبلی در ایران می‌باشد و وجود پژوهش در این زمینه به شدت احساس می گردد.
1-5-2 اهداف کاربردی پژوهش :
نتایج این‌ پژوهش می‌تواند ‌‌‌مورد ‌‌توجه ‌‌سیاست‌گذاران ‌بازار سرمایه‌ و ‌‌‌‌تحلیل‌گران ‌‌قرار‌‌ ‌‌‌گیرد، زیرا ‌‌آن‌ها می‌توانند در صورت تأثیر داشتن متغیرهای مستقل بر نسبت تغییرات بدهی و سرمایه و اصلاح ساختار این نسبت‌ها به تقویت فرصت‌های مناسب سرمایه گذاری و نهادینه کردن مبنای صحیح محاسبه عوامل مختلف رشد شرکت بپردازند و مبنایی برای ارائه گزارش‌های مالی مناسب برای شرکت فراهم نماید. پس تحقیقات حاضر می‌تواند برای گروه های زیر قابل بهره گیری باشد :
1- سازمان بورس اوراق بهادار تهران
2- متخصصین و تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران
3- مؤسسات حسابرسی
4- مدیران شرکت‌ها