قسمتی از متن پایان نامه :

لین و لیو (2010) طی پژوهشی به مطالعه ارتباط بین مکانیزم های حاکمیت شرکتی و تغییر حسابرس پرداخت. نتایج حاصل نشان داد که در شرکت هایی که تمرکز مالکیت بالاست و اعضای هئیت نظارت مدیر عامل شرکت می باشد و بین پستهای مدیرعاملی و ریاست هئیت مدیره تفکیکی وجود ندارد، تمایل به تعویض حسابرس به حسابرسان کوچکتر هست تا آنها بتوانند فرآیندهای حاکمیت شرکتی را ضعیف نموده و شفافیت و نظارت را کم رنگ نمایند.
زارعی مروج (1384) تحقیقی با عنوان شناسایی عوامل موثر بر تغییر حسابرس در ایران انجام داد و به این نتیجه رسید که حق الزحمه حسابرسی، کیفیت کارحسابرس، تغییر مدیران شرکت، اندازه شرکت در سطح اطمینان 95 درصد بر تغییرحسابرسان از سوی شرکت­ها تاثیر دارد.
روحی و ایمان زاده (1388) به مطالعه علت های تغییر حسابرس پرداختند. نتایج پژوهش آن­ها نشان داد که حق الزحمه حسابرسی، کیفیت حسابرس، تغییر مدیران شرکت، اندازه شرکت و نرخ بازگشت سرمایه بر تغییر حسابرس از سوی شرکت ها تاثیرگذار می باشد.

5-5-2) تحقیقاتی که نتایجی مغایر با نتایج پژوهش کسب کرده اند

پوربهبهانی (1387) در تحقیقی به مطالعه ارتباط حسابرس-صاحبکار با تاکید بر مدت تصدی حسابرس و تغییر حسابرس در ایران پرداختند. پژوهش ایشان نشان می دهد که تغییر حسابرس با اندازه حسابرس، اندازه صاحبکار و وضعیت مالی صاحبکار دارای ارتباط معنادار بوده اما فاقد ارتباط معنادار با رشد صاحبکار می باشد.
اسماعیل و همکاران (2008) در یک پژوهش درمورد تعیین عوامل تاثیرگذار بر تغییر حسابرس در کشور مالزی دریافتند که از میان متغیرهای تغییر مدیریت، تغییر در ریاست کمیته حسابرسی، تغییر نام شرکت، صدور گزارش حسابرسی غیر مقبول در سال قبل از تغییر حسابرس، تغییر مالکیت، تغییر در حق الزحمه حسابرسی، مدت زمانی که حسابرس، حسابرسی شرکت را به عهده داشته می باشد، سطح نقدینگی شرکت، ریسک مالی شرکت (نسبت اهرمی)، رشد فروش و سودآوری شرکت در میان شرکت های پذیرفته شده در تابلوی دوم بورس اوراق بهادار کوآلا لامپور تنها متغیرهای نسبت اهرمی، رشد فروش ، حق الزحمه حسابرسی و مدت زمانی که حسابرس حسابرسی شرکت را به عهده داشته می باشد، از عوامل تعیین کننده تغییر حسابرس می باشد.

5-6) پیشنهادات پژوهش

5-6-1) پیشنهادات کاربردی

با در نظر داشتن نتایج بدست آمده پیشنهادی کاربردی زیر ارائه می گردد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیه اول به بورس اوراق بهادار پیشنهاد می گردد که نسبت به تدوین مقرراتی که اختیار مالکان متمرکز را برای انتخاب حسابرسان محدود نماید اقدام نماید. زیرا این مالکان با در نظر داشتن ارتباطی که با مدیران دارند از طریق انتخاب حسابرسانی کوچکتر به کیفیت حسابرسی بنگاه لطمه وارد می کنند.
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیه اول به بهره گیری کنندگان از گزارشات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می گردد که حسابرسی شرکت هایی که دارای تمرکز مالکیت بالایی هستند را پائین ارزیابی نمایند زیرا مالکان متمرکز این بنگاه ها همواره در تلاشند با در اختیار گرفتن حسابرسان کوچکتر، تمایلات مدیران را که انتخاب واقعی خودشان هستند را دنبال نمایند.
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیه دوم به بورس اوراق بهادار پیشنهاد می گردد که نسبت به تدوین مقرراتی برای افزایش استقلال هیأت مدیره اقدام نماید. زیرا افزایش استقلال هیأت مدیره منجر به حفظ حسابرسان مستقل قوی تر در بنگاه شده و از کاهش کیفیت حسابرسان ناشی از انتخاب حسابرسان کوچکتر جلوگیری به اقدام می آورد.
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیه دوم به بهره گیری کنندگان از گزارشات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می گردد که حسابرسی شرکت هایی که دارای هیأت مدیره با استقلال بیشتری هستند را بالا ارزیابی نمایند زیرا استقلال بیشتر این گونه بنگاه ها باعث می گردد که آنها همواره دنبال حسابرسانی بزرگتر بوده و اجازه ندهند که حسابرسان با حسابرسان کوچکتر تعویض شوند.
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیات اول و دوم به جامعه حسابداران رسمی پیشنهاد می گردد که مکانیزم هایی را برای موسسات معتمد بورس تدوین نماید تا از دخالت های مدیران در انتخاب و انتصاب حسابرسان جلوگیری بعمل آید و تغییر حسابرس همواره در راستای حفظ منافع ذینفعان و اعمال مکانیزمهای حاکمیت شرکتی باشد.
  • با در نظر داشتن نتایج حاصل از فرضیه سوم به تحلیل گران بنگاه ها پیشنهاد می گردد که برای تحلیل علل و عوامل تغییر حسابرسان به حسابرسان ضعیفتر، یکی بودن و جدای پست ریاست هیأت مدیره و مدیر عامل را مد نظر قرار ندهند زیرا این متغیر تاثیری بر تغییر حسابرس به حسابرسان کوچکتر ندارد.
  •  

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

    آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟