قسمتی از متن پایان نامه :

هدف از تعیین خطر عدم کشف در مرحله برنامه ریزی، دستیابی به معیاری برای تعیین میزان شواهد حسابرسی مورد نیاز می باشد. نکات کلیدی زیر در ارتباط با خطر عدم کشف بایستی مورد توجه قرار گیرد:

  • خطر عدم کشف وابسته به سایر عوامل مدل خطر می باشد. به تعبیری دیگر، خطر عدم کشف تنها هنگامی تغییر می یابد که یکی از عوامل دیگر مدل خطر تغییر یابد.
  • خطر عدم کشف، مقدار شواهد مورد نیاز برای انجام آزمونهای محتوا را تعیین می کند که حسابرس برای گردآوری آنها برنامه ریزی کرده می باشد. میزان خطر عدم کشف دارای ارتباط معکوس با این شواهد می باشد؛ یعنی، هنگامی که خطر عدم کشف کاهش می یابد، حسابرس بایستی شواهد بیشتری را برای تأمین پوشش نسبت به خطر عدم کشف کاهش داده شده، گردآوری کند.
  • برآورد حجم کار با بهره گیری از عواملی زیرا موارد زیر انجام می گردد:

  • خطر عدم کشف.
  • اندازه شرکت و میزان پیچیدگی عملیات آن.
  • بودجه انجام کار در سالهای گذشته.
  • سایر اطلاعات معمول مورد بهره گیری در برآورد حجم کار و تهیه بودجه.
  • اگرچه خطر عدم کشف با حجم کار ارتباط معکوس دارد، یعنی هرچه خطر عدم کشف کمتر برآورد گردد گردآوری شواهد حسابرسی بیشتری ضرورت می یابد که پیامد آن افزایش حجم کار می باشد، اما تأثیر خطر عدم کشف بر حجم کار در این مرحله، اکثراً بر قضاوت حسابرس متکی می باشد. با برآورد این خطر و مطالعه اجزا، علت های و مقایسه آن در کارهای حسابرسی و بین سالهای متفاوت، آثار دقیق تر آن بر حجم کار مشخص خواهد گردید.
    2-5-3-9)تهیه بودجه و تنظیم قرارداد :
    با در نظر داشتن برآورد حجم کار و نرخهای حق الزحمه حسابرسی، بودجه کار می تواند تهیه و قرارداد حسابرسی نیز تنظیم گردد. به علت اهمیت موضوع تهیه بودجه این مبحث به گونه کامل در بخش بعدی ذکر می گردد. (دستورالعمل حسابرسی، 1385)

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

    2-5-3-10)تعیین اعضای گروه رسیدگی :
    بر اساس استانداردهای حسابرسی، کار حسابرسی بایستی توسط کارکنانی انجام گردد که آموزش فنی لازم و کافی را دیده و مهارت لازم را در شرایط مربوط، دارا باشند. در تعیین اعضای گروه حسابرسی، ضمن در نظر داشتن مراتب فوق، در نظر داشتن موارد زیر ضروری می باشد: (دستورالعمل حسابرسی، 1385)

  • آشنایی با صنعت مربوط.
  • تجارب قبلی از حسابرسی واحد مورد رسیدگی.
  • نوع و ماهیت آزمونهای محتوای طراحی شده.
  • پیچیدگی عملیات واحد مورد رسیدگی.
  • 2-6)بودجه:

     بودجه طرح کامل و مشروح به صورت مقداری برای بهره گیری از منابع یک واحد تجاری در دوره های معین می باشد. بودجه بندی یک اقدام تکنیکی می باشد که از بدو پیدایش تاکنون با بهره جستن از نظریات و تکنیک های ارائه شده در عرصه علوم موجبات تکامل خود را فراهم نموده و بر محتوای علمی خود افزوده می باشد. دانشمندانی که در این راه کوشیده اند، تعاریف مختلفی از بودجه ارائه داده اند. بودجه درواقع، تهیه و تنظیم دقیق برنامه عملیاتی و تعیین اهداف مؤسسه به صورت اعداد و ارقام برآوردی برای یک دوره معین می باشد. در ورای تمامی اندیشه هایی که در بودجه بندی هست، افرادقرار دارند. در اصل این انسانها هستند که بودجه بندی را انجام می دهند و بایستی دوره مالی را با آن سپری کنند. جنبه های رفتاری بودجه بندی ناشی از رفتار بشر در فرایند تهیه بودجه و همچنین از رفتار بشر به هنگامی که کوشش دارد، بودجه را در امور جاری خود به اجرا درآورد، ناشی می گردد. این جنبه ها از اشتیاق به دانستن اینکه آیا محدودیتهای مخارج در 1 سال افزایش خواهد پیدا نمود یا نه، و ترس از اینکه مدیر به کارکنان بگویددر سال جاری افزایش در پرداخت نخواهد بود، به وجود می آید. بودجه ها اثر مستقیمی بر رفتار بشر دارند. بودجه به افراد نشان می دهد که انتظاری از آنها می رود. زمان و هزینه از عوامل ایجاد محدودیت در زندگی بشری می باشد و امور مدیریتی را با مشکل مواجه می کند. به دلیل وجود بودجه هاست که عملکرد مدیریت بطور مداوم ارزیابی می گردد . بودجه ها استانداردهایی هستند برای مقایسه نتایج عملکرد با نتایج پیش بینی شده. در این راستا بودجه غیر قابل انعطاف افراد را تحت فشار قرار می دهد. به این دلیل افراد از گزارشات عملکرد ضعیف نگران بوده و از بودجه بندی احساس رضایت و خرسندی نمی نمایند. مدیران اغلب با مازاد بودجه یا عدم ذکر مواردی از بودجه مواجه هستند که بعضاً نشانگر عدم دستیابی به اهداف بودجه می باشد. پس تعجب آور نیست که گفته هایی مانند «بودجه شیوه مرا تحت تأثیر قرار داد» و یا «طراحان بودجه تو را درک نمی کنند» را بطور مداوم می شنویم. بودجه ها اغلب عنوان محدودیت های اداری و یا تهدیدی برای پیشرفت شغلی به حساب می آیند. عدم رضایت از کل فرایند بودجه ممکن می باشد افراد را وادار به به کارشکنی کند. اگر بودجه ها که قصد انگیزش افراد را دارند، به جای آن ترس و سایر مسائل رفتاری را ایجاد کنند. چرا مورد بهره گیری قرار می گیرند؟ چه سودی در این کار نهفته می باشد؟ اثرات جانبی آن کدام می باشد؟ اثر رفتاری آن کدام می باشد؟ چه کاری می توان انجام داد تا اثرات مخرب و آثار رفتاری آن را بشناسیم؟‌ اینها همگی سؤالاتی هستند که فرد در وهله اول در روبرو شدن با بودجه به ذهنش خطور می کند. Rananaus kas, 2002))
     

     

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

  • آیا تفاوت معناداری بین ساعات بودجه شده[1] و ساعات گزارش شده[2] پروژه های حسابرسی صورتهای مالی در سازمان حسابرسی هست؟
  • آیا تغییرات در بودجه زمانی سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا تغییرات در ساعات گزارش شده سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا ارتباط معناداری بین بودجه زمانی سال جاری و عوامل صاحبکار متشکل از میزان داراییها، میزان فروش،تعداد واحدهای فرعی و ریسک شرکت هست؟
  • [1] – Budgeted hours


    دیدگاهتان را بنویسید