مطالعه تاثیر عدم انعطاف پذیری هزینه ها و ساختار سرمایه در بورس اوراق بهادارتهران 

قسمتی از متن پایان نامه :

اگرچه در کتب حسابداری دو الگوی اصلی برای رفتار هزینه­ها ارائه شده، اما بسیاری از هزینه­ها رفتاری مشابه با هردو الگو را دارند که به آنها هزینه­های نیمه متغیر گویند. هزینه­های نیمه متغیر ترکیبی از هزینه ثابت و هزینه متغیر هستند ،نمونه ای از این هزینه ها هزینه نگهبانی می باشد. رفتار هزینه­های مذکور بنحوی می باشد که در سطوح گسترده­ای از فعالیت ثابت می­مانند و تنها در واکنش به تغییرات خیلی بزرگ سطح فعالیت، افزایش یا کاهش می­یابند. به علاوه، هزینه­های ثابت ممکن می باشد اختیاری یا غیر اختیاری باشند (گاریسون و نورین،2003).
هزینه­های ثابت غیر اختیاری ماهیتا بلندمدت هستند و نمی­توان آنها را در کوتاه مدت کاهش داد یا حذف نمود. استهلاک دارائیهای ثابت و حقوق مدیریت و کارکنان عملیاتی، نمونه­ای از هزینه­های ثابت غیر­اختیاری می باشد. هزینه­های ثابت اختیاری عموما هزینه کوتاه­مدت هستند و می­توان آنها را بدون این که اهداف بلندمدت موسسه خدشه­دار گردد، در کوتاه مدت کاهش داد. به عنوان نمونه می­توان به هزینه­های بازاریابی، تحقیقات در روابط عمومی، تصریح نمود. با این تفاصیل بعضی از صاحب­نظران حسابداری مدیریت عقیده دارند که هزینه­ها متغیر یا ثابت نیستند و ارتباط میان هزینه­ها وسطوح فعالیت فقط در محدوده مربوط مستقر می باشد (اینگرام وهمکاران،1997) از این رو میچل (1993) دیدگاه ادبیات حسابداری درمورد رفتار هزینه را نزدیک بین دانسته­اند. زیرا رفتار هزینه فقط توسط یک محرک یعنی سطح تولید، تحلیل و اندازه­گیری می­گردد. به نظر آنها، طبقه­بندی هزینه­های غیرمستقیم بعنوان هزینه­های ثابت، منجر به تصمیمات نادرستی می­گردد. زیرا در بسیاری از موسسات با وجود عدم افزایش سطوح فعالیت  این هزینه­ها با نرخ بالایی افزایش می­یابد. اساس این بحث را می­توان در مفروضات هزینه­یابی بر مبنای فعالیت جستجو نمود که هزینه­ها را متاثر از حجم هر یک از فعالیت­ها می­داند نه حجم تولید. اهمیت محرکهای هزینه بدلیل اطلاعاتی می باشد که برای تشریح رفتار هزینه­ها فراهم می­آورند، اما حتما در هزینه­یابی بر مبنای فعالیت هم فرض می­گردد که ارتباط­ای خطی میان محرکها وهزینه­ها هست. نورین (1991)، تخصیص هزینه­ها به روش هزینه­یابی بر مبنای فعالیت را تنها زمانی مربوط می­داند که شرایط زیر مستقر باشد:

  • همه هزینه را بتوان به مراکز هزینه تخصیص داد و هریک از آنها را به عنوان تابعی از یک فعالیت در نظر گرفت.
  • مقدارهزینه­ها در هر مرکز هزینه متناسب با فعالیت مربوط تغییر کند.
  • تمامی هزینه­ها را بتوان به فعالیت­هایی نسبت داد به گونه­ای که اگر تولید یک متوقف گردد و فعالیت مرتبط به آنها محصول حذف گردد.
  •  

    2-2-7- چسبندگی هزینه ­ها

    مدل سنتی رفتار هزینه، بدون در نظر داشتن تأثیر مدیران در فرایند تعدیل منابع، ارتباطی میان هزینه­ها و سطوح مختلف فعالیت مستقر می­کند. بدلیل رفتار نامنظم بعضی هزینه­ها مدیران تصمیماتی برای تغییر در منابع مربوط به آنها می­گیرند. زیرا چنین منابعی را نمی­توان به مقدار کمی، افزایش یا کاهش داد یا تغییرات منابع را با سرعت کافی با تغییرات کوچک تقاضا متناسب نمود. بی نظمی هزینه­ها ممکن می باشد به ظرفیت اضافی یا ظرفیت ناکافی بیانجامد، اما منجر به به چسبندگی هزینه­ها نمی­گردد. چسبندگی هزینه بر این علت رخ می­دهد که اختلافات نامتعارفی در تعدیل منابع هست. به بیانی دیگر، عواملی که در تعدیل منابع دخیل هستند از تعدیل کاهش منابع ممانعت به اقدام می­آورند یا موجب کاهش سرعت انجام تعدیلات کاهش در مقایسه با تعدیلات افزایش می­شوند.
    شرکتها برای کنار گذاشتن منابع و جایگزینی همان منابع در صورت بازگشت تقاضا به وضعیت اولیه، ناگزیر به تحمل هزینه­های تعدیل هستند. هزینه­های تعدیل شامل مواردی همچون پرداخت خسارت به کارکنان کنار گذاشته شده و هزینه­های جستجو و آموزش کارکنان جدید می باشد. علاوه بر هزینه­های ریخته، هزینه­های سازمانی مانند تضعیف روحیه کارکنان باقی­مانده به دلیل قطع ارتباط با همکاران خود و فرسایش سرمایه انسانی به دلیل از هم گسیختگی گروه­های کاری نیز جزئی از هزینه­های تعدیل محسوب می­گردد. از سویی دیگر زمانی که تقاضا افزایش می­یابد، مدیران منابع را به میزان کافی افزایش می­دهند تا به فروش بیشتری دست یابند اما زمانی که فروش کاهش یابد، عملا بعضی منابع قابل بهره گیری نیست. بدلیل اینکه نوسانات تقاضا تصادفی می باشد و مدیران بایستی پیش از تصمیم­گیری در مورد کاهش منابع، احتمال موقتی بودن کاهش تقاضا را ارزیابی کنند. چسبندگی هزینه­ها زمانی روی می­دهد که به هنگام کاهش تقاضا، مدیران برای اجتناب از هزینه­های تعدیل، تصمیم به حفظ منابع بلااستفاده می­گیرند. همچنین، جنسن و مکلینگ (1976) اینطور اظهار میدارند که تصمیم مدیران به حفظ منابع بلااستفاده ممکن می باشد ناشی از ملاحظات شخصی باشد و نوعی هزینه­های نمایندگی ایجاد کند. بعضی از مدیران به دلیل ملاحظات شخصی ، تصمیماتی می­گیرند که مطلوبیت شخصی آن را افزایش می­دهد، اما از دیدگاه سهامداران بهینه می باشد. هزینه نمایندگی هزینه­هایی می باشد که به دلیل گرفتن چنین تصمیماتی توسط مدیران به شرکت­ها تحمیل می­گردد (مرتضوی،1390).
    از طرفی مدیران ممکن می باشد منابع بلااستفاده شرکت را برای جلوگیری از پیامدهای شخصی مانند از دست دادن مقام خود به دلیل کوچک سازی یک بخش یا نگرانی از دست دادن همکاران خود، حفظ کنند که در نهایت به چسبندگی هزینه منجر می­گردد. پدیده چسبندگی هزینه در شکل 2-2  به تصویر کشیده شده می باشد. با در نظر داشتن شکل،شرکت در سطح y0 مشغول فعالیت می باشد. همانگونه که نظاره می­گردد ، اگر سطح فعالیت، افزایش یابد و به سطح yH  برسد رفتار هزینه ها متقارن خواهد گردید. اما در صورت کاهش سطح فعالیت  yL بسته به شرایط ممکن می باشد سه نوع رفتار هزینه نظاره ­گردد. خط پررنگ نشان می­دهد کاهش هزینه، کمتر از کاهش سطح فعالیت می باشد که حاکی از رفتار چسبنده هزینه می باشد. اگر هزینه­ها متناسب با سطح فعالیت کاهش یابد رفتار متقارن بروز می­کند ودر نهایت، اگر هزینه­ها بیشتر از کاهش سطح فعالیت،کاهش یابد، نشان دهنده رفتار چسبنده هزینه­ها می باشد که در شکل با خط­چینی نمایش داده شده می باشد.
     

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
     هزینه ها
    رفتار متقارن هزینه

     

    چسبنده هزینه
    سطح فعالیت هزینه

     

     

     

     

     

    yH
    y0

     

    برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

    yL

     

     

    شکل 2-2 عدم تقارن هزینه­ها

    2-2-8- تاثیر چسبندگی هزینه بر پیش­بینی تحلیلگران

    به دلیل عدم کاهش هزینه­ها چسبندگی هزینه­ها موجب کاهش بیشتر سود در دوره­های کاهش فروش می­گردد. بافرض اینکه مابقی نمودار توزیع سود کاهش سود، تغییری نکند، کاهش مضاعف سود به دلیل چسبندگی هزینه، نوسان پذیری سود پیش­بینی شده را افزایش می­دهد. اگر احتمال افزایش یا کاهش سطح فعالیت به مقادیر یکسان برابر باشد. با فرض ثابت ماندن سایر عوامل، چسبندگی هزینه، موجب کاهش بیشتر سود در مقایسه به هزینه­های ضد چسبندگی می­گردد. از این رو در دوره­های افزایش سطح فعالیت نیز تحلیلگران سود شرکتی را که هزینه­هایش چسبنده می باشد، کمتر پیش­بینی می­کنند و به همین دلیل قدر مطلق خطای پیش­بینی سود، هم هنگام افزایش سطح فعالیت و هم هنگام کاهش سطح فعالیت بیشتر خواهد بود (ویس،2010).
    شکل2-2 نحوه تاثیر چسبندگی هزینه بر خطای پیش­بینی سود را به تصویر کشیده. این شکل تابع سود را نشان می­دهد. خط پررنگ، مربوط به وضعیت چسبندگی هزینه­ها و خط چین نشان­دهنده وضعیت ضد چسبندگی بودن هزینه­ها می باشد. با کاهش سطح فعالیت از  y0 به y L سود در وضعیت چسبندگی از وضعیت ضدچسبندگی کمتر می­گردد (نقطه G پائینتر از نقطه E). سود مورد انتظار نیز در حالت چسبندگی کمتر از حالت ضدچسبندگی می باشد (سطح سودآوری FC پائینتر از سطح DB قرار دارد). پس اگر AC  و AB به ترتیب قدر مطلق خطای پیش بینی سود در حالت چسبندگی و ضد چسبندگی باشد. طبق نمودار خطای پیش­بینی سود در حالت چسبندگی بیشتر می باشد (AC > AB) استدلال مشابهی را می­توان در شرایط کاهش سطح فعالیت نیز به کار گرفت به این ترتیب که اگر FG  و DE به ترتیب خطای پیش­بینی سود در حالت چسبندگی و ضد چسبندگی باشند، زیرا FG > DG می باشد خطای پیش بینی سود در وضعیت چسبندگی، بیشتر خواهد بود. مبنای این چسبندگی هزینه ها در صورت هر تغییری در سطح فعالیت موجب افزایش خطای پیش­بینی سود می­گردد.
    اگر سرمایه­گذاران چنین تصور کنند که در شرکتهایی با هزینه چسبنده تر دقت پیش­بینی سود کمتر می باشد، این رفتار هزینه به واکنش آنها نسبت به نوسانات سود تاثیر می­گذارد. کاهش پیش­بینی­پذیری سود به این معنی می باشد که سودهای گزارش شده، اطلاعات مفید کمتری برای ارزیابی و پیش­بینی سودهای آتی در اختیار قرار می­دهد که به گفته لایپ[1](1990) این امر موجب کاهش ضریب واکنش سود می باشد(مرتضوی،1390). زیرا شواهد نشان می­دهد که ضریب واکنش قیمت سود با افزایش دقت پیش­بینی­ها افزایش می­یابد. پس، اگر سرمایه­گذاران تصور کنند که چسبندگی هزینه، دقت پیش­بینی سود را کاهش می­دهد، اطمینان آنها نسبت به سودهای تحقق یافته نیز کاهش می­یابد.
     

    2-2-9- اهمیت چسبندگی هزینه در روشهای تحلیل حسابرسی

    حسابرسان می­توانند از طریق مقایسه روابط میان اطلاعات مالی و غیر مالی، منطقی بودن مبالغ صورتهای مالی را ارزیابی کنند. به شیوه­های مقایسه روابط اطلاعات مالی و غیر مالی، روشهای تحلیلی گفته می­گردد. براساس استانداردهای حسابرسی، بهره گیری از روشهای تحلیلی و برنامه ریزی کلیه حسابرسی­ها هنگام مطالعه نهایی صورتهای مالی قبل از صدور گزارش حسابرسی، اجباری می باشد و بهره گیری از این روش­ها در سایر مراحل حسابرسی هم بمنظور کسب شواهد درمورد ادعاهای مدیریت، اختیاری می باشد. روشهای تحلیلی از مقایسه­های ساده تا مدلهای ریاضی و پیشرفته برآورد اقلام را شامل می­گردد و می­توان از آنها برای کسب شواهد مورد نیاز درمورد تمامی ادعاهای مدیریت بهره گیری نمود. برای مثال می­توان بعد از اعمال آثار هرگونه افزایش یا کاهشی در فروش و سایر عوامل اقتصادی مانده حسابهای دریافتنی سال جاری را با مانده سال قبل حساب مزبور مقایسه نمود یا به مقایسه درصد سود ناخالص سال جاری با درصد سود ناخالص طی دوره گذشته اقدام نمود (رضازاده، 1385).
    به طرز مشابهی، حسابرسان به هنگام اجرای روشهای تحلیلی بطور ضمنی فرض می­کنند که هزینه­ها متناسب با نوسانات فروش تغییر می­کند، اما اطلاع از پدیده چسبندگی و روابطی که این پدیده را تشدید می­کند، درک بهتری از نحوه تغییر هزینه­ها برای حسابرسان ایجاد کرده و به حسابرسان در بهبود اجرای مدلهای تحلیلی کمک می­کند.
    [1] -Lipe

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

    سوال اصلی:
    1- بین ویژگیهای شرکت و ساختار سرمایه آنها  چه ارتباط ای هست؟
    سوالات فرعی:
    1- بین ساختار هزینه و ساختار سرمایه  چه ارتباط ای هست؟
    2- بین اندازه شرکت و ساختار سرمایه چه ارتباط ای هست؟
    3- بین سود آوری شرکت و ساختار سرمایه چه ارتباط ای هست؟


    پاسخ دهید