قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-1- سرمایه فیزیکی
دو مفهوم اصلی از حفظ سرمایه هست:حفظ سرمایه ی فیزیکی و حفظ سرمایه ی مالی حفظ سرمایه ی مالی هنگامی اتفاق می افتد که ارزش پولی خالص دارایی ها در انتهای دوره بیشتر از ارزش پولی خالص دارایی ها در ابتدای دوره باشد (به استثنای مبادلات با مالکان ).این مفهوم براساس دیدگاه مبادله ایست. این دیدگاه ، همان دیدگاه قدیمی حفظ سرمایه می باشد که بوسیله حسابداران مالی به کار گرفته می گردد.
حفظ سرمایه ی فیزیکی که دلالت بر بازده ی  سرمایه (سود) دارد هنگامی رخ می دهد که ظرفیت تولیدی فیزیکی یک واحد انتفاعی درانتهای یک دوره بیشتر از ظرفیت تولیدی فیزیکی آن درابتدای دوره باشد (بجز مبادله با مالکان ). این مفهوم به این نکته تصریح دارد که تنها سود ، بعد از جایگزینی فیزیکی دارایی های عملیاتی شناسایی می گردد . ظرفیت تولیدی فیزیکی در یک نقطه ی زمانی برابر می باشد با ارزش جاری خالص دارایی های به کار گرفته شده برای ایجاد  سود. ارزش جاری ، انتظارات راجع به قدرت سود آوری آتی خالص داریی های را در بر می‌گیرد تفاوت اصلی بین حفظ سرمایه ی فیزیکی و حفظ  سرمایه ی مالی در رفتار با سود و زیان نگهداری دارایی ها ، برجسته می گردد. سود و زیان نگهداری ، هنگامی اتفاق می افتد که ارزش اقلام یک ترازنامه دریک دوره حسابداری تغییر می کند. برای مثال :زمانیکه ارزش زمین نگهداری شده بوسیله شرکت افزایش می یابد یک منفعتی حاصل شده می باشد. طرفداران حفظ  سرمایه  فیزیکی سود و زیان حاصل از نگهداری را بازگشت سرمایه می دانند و آن را به عنوان سود قلمداد نمی کنند. در عوض با سود زیان حاصل از نگهداری به عنوان تعدیلات مستقیم در حقوق صاحبا ن سهام رفتار می گردد . براساس نظر طرفدارن حفظ سرمایه ی مالی (پولی) سود و زیان حاصل از نگهداری بازده ی  سرمایه تلقی شده و در صورت سود و زیان لحاظ می شوند.
2-2-2- سرمایه ساختاری
سرمایه ساختاری شامل همه­ی ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می‌باشد. به اعتقاد روس و همکارانش سرمایه ساختاری شامل هر چیزی می باشد که بعد از اتمام کار کارکنان در هر شبانه ‌‌روز در واحد تجاری باقی می‌ماند و به کل واحد تجاری تعلق دارد. از نظر استوارت سرمایه ساختاری شامل دانش موجود در فناوری اطلاعات، حق ثبت و بهره‌برداری، علائم و مارکهای تجاری می باشد. چن و همکارانش نیز عقیده دارند که سرمایه ساختاری می‌تواند به کارکنان برای تحقق عملکرد فکری کارا و نیز عملکرد کسب و کار سازمان کمک نماید. به عقیده­ی مالکوم، سرمایه ساختاری شامل ظرفیت های مورد نیاز جهت درک نیازهای بازار می باشد و مواردی نظیر حق اختراع ها و دانش نهادینه شده در ساختارها، فرایندها و فرهنگ سازمانی[1] را در بر می‌گیرد.
از ویژگیهای مهم سرمایه ساختاری این می باشد که قابل تولید مجدد و داد‌ و­ ستد بوده و برخلاف سرمایه انسانی به گونه یقین جزء داراییهای یک واحد تجاری محسوب می­گردد. فصل مشترک تمامی تعاریفی که در مورد سرمایه ساختاری ارائه شده این می باشد که سرمایه ساختاری مجموعه‌ای از قابلیتهای یک سازمان را نشان می‌دهد که سازمان را برای انجام اقدامات منطقی، کارا و اثربخش در روبرو شدن با نیازهای بازار و تغییرات این نیازها توانا می‌سازد. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی نیز می‌باشد. این دو سرمایه در یک تعامل نزدیک با یکدیگر به سازمانها کمک می‌کنند که به گونه متناسب سرمایه ارتباطی را شکل و توسعه دهند. سرمایه ساختاری از اصلی‌ترین پایه‌های ایجاد سازمانهای یادگیرنده می باشد. اگر نیروی انسانی یک سازمان از نظر توانایی و ظرفیتهای بالقوه در سطح بالایی باشد (سرمایه انسانی سازمان در حد مطلوب باشد)، در صورت وجود یک ساختار سازمانی شکننده و نابسامان، قابلیتهای کارکنان سازمان در نهایت منجر به خلق ارزش و دستیابی کامل به اهداف پیش‌بینی ‌شده­ی سازمانی نمی‌گردد. به عنوان نمونه برنامه‌های راهبردی، چشم‌اندازها، فرایندهای سازمانی[2]، ارزشهای اساسی، دستور‌العمل اجرایی فرایندها، پایگاههای اطلاعاتی، سامانه‌های اطلاعاتی، ظرفیت سازمانی برای ارائه­ی ابداعات، نرم افزارها و علائم تجاری از مصادیق سرمایه‌های ساختاری به شمار می‌آیند.
حوزه‌­ی سرمایه ساختاری

  • زیرساخت: شامل معیارهایی جهت سنجش وسایل و تجهیزات در نظر گرفته شده برای بخشهای مختلف، ظرفیت رایانه‌ای سازمان و میزان خدمات تلفنی می­باشد.
  • زیر‌ساخت مبتنی بر دانش: شامل شاخصهای میزان بهره گیری از پایگاه داده‌ها و سامانه‌های اطلاعاتی شرکت می‌باشد.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • فرایندهای اداری: شامل کارایی و اثربخشی فرایندها می‌باشد.
  • نوآوری: شامل سرمایه‌گذاریهای صورت گرفته در بخش طراحی و تولید کالای جدید یا ارائه­ی خدمات جدید می‌‌باشد.
  • بهبود کیفیت: شامل مطالعه گواهینامه‌ها و مجوزهای اخذ شده و همچنین ارتقاء کیفیت محصولات و خدمات می‌باشد.
    1. Organizational Culture2.
    2. [2] Organizational  Processes

      سوالات یا اهداف پایان نامه :

       سوالات پژوهش:
      سوال اصلی پژوهش

    3. آیا بین هزینه های منابع انسانی و ارزش بازار سرمایه شرکت ارتباط معناداری هست؟
    4. سوالات فرعی پژوهش
      2- آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به کل دارائیها و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟
      3- آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به دارائیهای سرمایه ای و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟
      4-  آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به حقوق و دستمزد و پاداش و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟