قسمتی از متن پایان نامه :

شرایط جدید در اقتصاد جهانی باعث گردیده می باشد، که شکل گیری اهداف و انتظارات متناقض اقتصادی در سازمانها ایجاد گردد. به عنوان مثال، می توان به تناقض بین برنامه های بلند مدت (توسعه) و کوتاه مدت(سود آوری) اهداف سازمان با اهداف کارکنان و خلاقیت و نوآوری با لزوم اعمال  کنترل تصریح نمود (برزیده به نقل از کمالی شهری، 1384: 22). طی دو دهه ی گذشته توجه عمده نظریه پردازان و مشاوران به تنظیم برنامه های استراتژیک معطوف شده می باشد و در عین حال به کنترل و اندازه گیری پیشبرد استراتژی، کمتر توجه گردیده می باشد. با این که طی این دوره، شیوه های تدوین استراتژی ها دائماً تغییر و تکامل پیدا نمود، اما به تناسب آن ابزارهای مناسب اندازه گیری عملکرد و کنترل پیشبرد استراتژی تحول نیافته بود. نکته مهم این که با در نظر داشتن اهمیت یابی اقتصاد مبتنی بر دانش و تأثیر فزاینده دارایی های نامشهود در ایجاد سودآوری و شکل گیری شرایط جدید کسب و کار، دیگر نمی توان با ابزارهای اندازه گیری عملکرد دوران اقتصاد صنعتی، موفقیت سازمان را سنجید(فخاریان، 1382 :6).
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-1: چارچوب ارزیابی متوازن(کپلن و نورتون، 1996: 11)

1

 

در روش ارزیابی متوازن بر بهبود مستمر تاکید شده می باشد. در بیشتر صنایع، بهبود مستمر موضوعی حیاتی می باشد و اگر یک سازمان به صورت مستمر بهبود پیدا نکند، سرانجام از دور رقابت خارج خواهد گردید(الهیاری به نقل از گریسون و همکاران، 1387 : 30). برای دستیابی به جایگاهی در بهبود مستمر، توانایی سنجش منظم و مستمر عملکرد فرایندهای اساسی یک واحد کسب و کار، عنصری حیاتی به شمار می‌رود (الهیاری به نقل از برم و همکاران، 1387: 30). بسیاری از سازمان ها به اهمیت اندازه گیری پیوسته و مستمر عملیات، که شامل بکارگیری سیستم های گوناگون ارزیابی عملکرد چند ساله می باشد، پی برده اند. امروزه به علت جهانی شدن واحدهای کسب و کار، این ضرورت احساس می گردد، که سازمان ها بایستی به بازبینی پروسه های عملکردی و همچنین مطالعه عملکرد زنجیره عرضه[1] خود پرداخته و از طرف دیگر این فرایندها را با اهداف استراتژیک سازمان همراستا کنند(Fernandes,2006:p.623). با این حال اطلاعات اخیر نشان می دهد، که تنها 5% از کارکنان ازاستراتژی شرکت خود آگاهی دارند، تنها 25% از مدیران انگیزه ارتباط با استراتژی سازمان را دارند، 60% سازمان ها حتی بودجه خود را به استراتژی مرتبط نساخته اند و 85% مدیران اجرایی تنها 1 ساعت در ماه برای صحبت کردن در مورد استراتژی وقت صرف می کنند(Kaplan and Norton,2001:p.28).  در مدیریت کیفیت، ارزیابی متوازن اساس سیستم مدیریت شرکت را تشکلیل می دهد، که از طریق آن شناخت استراتژی  رهبری شده و تاثیر افزایش می یابد. ارزیابی متوازن دسته ای از معیارهاست، که به مقصود برقراری ارتباط میان چشم انداز و استراتژی، تاکید بر اهداف واقعی و ارزیابی فرایند شناخت استراتژی مورد بهره گیری قرار می گیرد. معیارهایی که در چهار گروه واقعی قرار گرفته و اغلب شامل شاخصه های مالی و غیر مالی هستند، صلاحیت نتایج فعالیتها و پیشرفت‌های واحد تجاری را مورد مطالعه قرار می دهند. در سیستم کارت امتیازی، تاثیر فعالیت ها در چهار منظر مورد آزمایش قرار می گیرد(Michalska,2005:p.753):

[1] – Supply chains

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

-آیا امکان اجرای تکنیک “ارزیابی متوازن”به مقصود ارزیابی عملکرد در گروه شرکتهای سیمان فارس و خوزستان هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر مالی ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر مشتری ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر فرایندهای درون سازمانی (داخلی) ارزیابی متوازن هست؟
-آیا امکان شاخص سازی در منظر یادگیری و رشد  ارزیابی متوازن هست؟
-کدامیک از منظرهای ارزیابی متوازن بیشترین کاربرد را دارد؟