قسمتی از متن پایان نامه :

2-13- راهبرد­های سرمایه گذاری در وضعیت بی­قاعدگی
دو راهبرد مهم در مدیریت پرتفوی وجود دارند که راهبرد معکوس[1] و راهبرد توالی[2] می­باشند. هر دو راهبرد کوشش می­کنند که با بهره گیری از اطلاعات گذشته، عملکرد آتی را پیش­بینی و بازدهی اضافی ایجاد نمایند (کاهان 2010، 76).
2-13-1 راهبرد معکوس
قانون یا قاعده بیز می‌گوید بیشتر مردم در برابر اخبار غیر­منتظره و مهم بیش از حد واکنش نشان می‌دهند. دی بونت و تالر[3] (1985، 1987) می‌خواهند بفهمند آیا قانون بیز در بازار سهام شایع می باشد یا نه؟ دی بونت و تالر پرتفوی را با بهره گیری از درآمد سهام در آمریکا اثر معکوس را تست کردند. آن‌ها سهام‌های 3 تا 5 ساله‌ای را پیدا کردند که در گذشته بد اقدام کرده بودند و از نظر آماری به درآمدهای غیر نرمال معنادار طی 3 تا 5 ساله رسیدند. آن‌ها دریافتند که اکثر این سود مازاد با فروختن سهامی که آن‌ها انتظار دارند قیمتشان پایین بیاید، بدست می‌آید (کاهان 2010، 77).
این کار 25% سود بیشتری نسبت به افزایش ارزش سهام ایجاد می کند. وقتی که سود بیشتر از سهام‌های با ارزش تنزل یافته، بدست می‌آید، این کار ریسک سرمایه‌گذاری را زیاد می کند. آن‌ها هم‌چنین شواهد و مدارکی را از درآمدهای مازاد در ماه‌های ژانویه حتی تا 5 سال بعد یافتند که برای آن توجیهی نداشتند. حتی با فرض اینکه ریسک‌های اضافی و رویداد یا پدیده توجیه نشده، دی بونت و تالر (1985، 1987) نتیجه گرفتند که بها و قیمت سهام در برابر اطلاعات در کوتاه مدت زیاد واکنش نمی‌دهد و این واکنش در طولانی مدت اصلاح می گردد. شلیفر[4] (1986) به نظریه منحنی تقاضا با شیب رو به پایین به خاطر واکنش زیاد به جابجایی قیمت در سایه اطلاعات جدید می‌نگرد. او واکنش یک قیمت سهام را بعد از گنجاندن آن در شاخص s&p500 مطالعه می کند. شلیفر دریافت که گنجاندن سهام قیمت را به خاطر سرمایه‌ برای خرید آن افزایش می‌دهد اگرچه بخش‌های اصلی زیر بنایی تغییر نکرده‌اند. این کار بهتر یا بدتر از شرایط قبلی آن و قبل از گنجاندن آن در شاخص نیست. وقتی‌که زمان آن سپری گردید، قیمت به ارزش بازاری خود باز می گردد. لاکانیشوک[5]، شلیفر و ویشنی[6] (1994) سهام‌‌های ارزشی را مقایسه می‌کنند. بعضی سهام­هایی که قیمت بازار پایینی نسبت به ارزش بنیادین خود و سهام طلایی دارند. ارزش بنیادین به وسیله ابزارهای مثل درآمدها، دارایی‌ها و سود سهام اندازه‌گیری می گردد. آن‌ها بهره 10 تا 11 درصد را در هر سال در سهام‌های ارزشی یافتند که از نظر آن‌ها ریسک بیشتر یا زیادی در سهام‌های گلامور نداشت. لاپورتا[7]، لاکانیشوک، شلیفر و ویشنی (1997) نیز به سهام‌های ارزشی و انتظارات سرمایه‌گذار از قیمت سهام درمرکز مبادلات نیویورک و بازار بورس نیویورک پرداختند. این افراد درآمدهای بیشتری را در 2 تا 3 سال اول یافتند و درآمد سهام ارزشی 25 تا 30 درصد بیشتر از سهام‌های گلامور بود. این طریقه باعث گردید که درآمد سهام 15 تا 20 درصد در یک دوره 4 تا 5 ساله بیشتر گردد. لی[8] (2000) توالی قیمت و حجم تجارت و کسب و کار را بر سهام مرکز مبادلات نیویورک و بورس اوراق بهادار آمریکا بین سال‌های 1965 و 1995 مقایسه کردند. آن‌ها دریافتند که درآمدهای آینده و حجم بازرگانی به یکدیگر وابسته می‌باشند. آن‌ها هم‌چنین از حجم بازرگانی به عنوان پیش‌بینی کننده میزان درآمدهای آینده بهره گیری کردند. آن‌ها دریافتند که سهام‌های با حجم بالا در اواسط دوره 3 تا 5 ساله سریع‌تر در تنزل می‌باشند و سهام‌های با حجم پایین سریع‌تر سیر صعودی دارند (کاهان 2008، 25).
جگادیش و تیتمن (2001) دوره انتظار کسب توالی را مطالعه کردند و درآمدهای منفی را 13 تا 60 ماه بعد از ایجاد سهام‌هایی که درآمد بالایی در دوره قبل داشتند، پیدا کردند. این مورد با راهبرد‌های توالی میان یا بلند مدت سازگار می‌باشد.
چپرا و ریتتر[9] (1992) نیز شواهد و مدارکی از اثرات معکوس را با بهره گیری از دوره سرمایه­گذاری 5 ساله و یک دوره نگهداری 5 ساله پیدا کردند. سهام‌هایی که در گذشته ضعیف اقدام کرده بودند 5 تا 10 درصد بهتر از آن‌هایی که خوب اقدام کرده بودند، می‌باشند. آن‌ها متوجه شدند که این اثر در سهام‌های کمتر بیشتر از سهام‌های زیاد مرسوم می‌باشد.
بریلزفورد[10] (1992) متوجه گردید که اثر معکوس در بازار استرالیا شایع نمی‌باشد. گانت[11] (2000) این مورد را بیشتر مطالعه نمود و دریافت اگر پرتفوی هر ماه متعادل گردد به جای اینکه برای راهبرد خرید و نگهداری به کار رود، درآمد غیر عادی از نظر آماری معنادار به خاطر اثرات معکوس ایجاد می گردد. گانت (2000) متوجه گردید که این اثر در سهام‌های غیر نقدی و کم قوی‌تر می‌باشد.
فاما[12] (1998) با در نظر داشتن راهبرد معکوس می‌گوید این نظریه که بازار کارا و موثر می باشد را نباید صرف نظر کرد. فاما (1998) می‌گوید: موارد غیر عادی شانسی می‌باشند. واکنش زیاد قیمت‌های سهام به اطلاعات همانند نشان دادن واکنش کم می‌باشد. او می‌گوید: اثرات ثبات ندارند زیرا بسیار به روش اندازه‌گیری آن‌ها وابسته می‌باشند.
در مقالاتی مثل مقاله چن[13] (1998)، بال و کهاری (1989)، نتایج بدست آمده به وسیله راهبرد‌های معکوس به ویژه دی­بونت و ثالر (1985) را می‌توان با ریسک سیستماتیک و افزایش ریسک برای انجام راهبرد و اثر اندازه توجیه نمود.
فاما و فرنچ[14] (1996) و گراندی و مارتین (2001) از مدل قیمت‌گذاری دارایی سه فاکتوری بهره گیری کردند تا معکوس‌ها یا برگشت‌های طولانی‌ مدت را توجیه کنند. با این حال، از این مدل نمی‌توان برای تأثیرات کوتاه مدت بهره گیری نمود. فاما و فرنچ (1996) می‌گویند سهام‌های با عملکرد پایین در دراز مدت احتمالاً خوب اقدام می‌کنند. زیرا اکنون حالت آن‌ها به سهام‌های ارزشی تغییر کرده می باشد و درآمدهای بالایی را بدست می‌آورند.
راهبرد معکوس کوتاه مدت زمانی مورد توجه قرار گرفت که سهام‌ها برای مدت کوتاه مدت بین 1 هفته تا 1 نگهداری می­شدند. این ایده آغاز به صورت اقتصادی توسط کتنر[15] (1964) و فاما (1965) مورد بحث قرار گرفت. لهمن[16] (1990) این نظریه را با مطالعه سهام پایگاه داده‌ای CRSP[17] مطالعه نمود تا به معکوس طریقه بهره گیری از یک راهبرد خرید و نگهداری 1 هفته‌ای بپردازد. درآمد هفته قبل به عنوان راهنما بهره گیری گردید تا ببینند کدام سهام بایستی خریداری گردد. با خریدن سهام‌هایی که هفته قبل بد اقدام کرده بودند، آن‌ها توانستند به گونه متوسط در یک هفته 86/0 تا 24/1 درصد بدست بیاورند. فروختن سهام‌هایی که هفته قبل خوب اقدام کرده بودند، در هر هفته به گونه متوسط 35/0 تا 55/0 درصد بدست آوردند. او دریافت که این طریقه هنوز از نظر آماری بعد از مطالعه اثرات درخواست مناقصه و هزینه‌های اجرایی، معنادار می‌باشد. با این فرض که هزینه‌های اجرایی در هر اجرا 05/0 تا 1/0 درصد باشد، مشخص گردید مادامی که هزینه‌های اجرایی در هر اجرا کمتر از 2/0 درصد باشد، نتایج پژوهش آن‌ها هنوز از نظر آماری معنادار می باشد. او می‌گوید به خاطر این معامله با سود، ایده بازار کارآمد درست نمی‌باشد (کاهان 2010، 79).
 

[1] Contrarian Strategy
[2] Momentum Strategy
[3]  DeBondt& Thaler
[4]  Shleifer
[5] Lakonishok
[6]Vishny
[7] La Porta
[8]  Lee
[9]  Chopra& Riteer
[10] Brailsford
[11]  Gaunt

[12]  Fama
[13] chen
[14]  Fama& French(F&F)
[15] Cootner
[16] Lehmann
[17]  Center For Research In Security Prices

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 پرسش ­های اساسی پژوهش:
با در نظر داشتن اظهار مساله که در بخش قبل عنوان گردید، سؤالات اساسی پژوهش را می­توان به صورت زیر مطرح نمود:
سوال اصلی:
آیا می­توان با بهره گیری از راهبرد معکوس بازده اضافی کسب نمود؟
سوالات فرعی:

  • آیا بین راهبرد معکوس و اندازه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط معنی ­دار هست؟