ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-1-  اظهار مسئله

طبق تئوری بازار کارا ؛در بازار کارا در شکل قوی ، قیمت اوراق بهادار منعکس کننده تمام اطلاعات مربوط و موجود در بازار اعم از اطلاعات محرمانه می باشد که به گونه رایگان و بدون محدودیت در دسترس همه سرمایه گذاران در بازار سرمایه قرار می گیرد. در صورت وجود چنین اطلاعاتی افرادی که به این اطلاعات دسترسی دارند می توانند از آن در جهت پیش بینی قیمت سهام بهره گیری نمایند و بدین ترتیب هیچگونه بازده غیر عادی بدست نخواهد آمد .پس می توان اینگونه استدلال نمود که در صورت کاهش بازدهی غیر عادی ، می توان بازار سرمایه را به سمت مدل بازا کارا سوق داد و از مزایای چنین مدلی بهره مند گردید . از این رو کاهش در بازده غیر عادی صرفاً از طریق شناسایی عوامل موثر برآن امکان پذیر می باشد . یکی از عوامل تاثیر گذار در بازده غیر عادی، عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. اسپنس،جرج اکرلاف واستیگلیتز(برنده جایزه نوبل سال 2001) نظریه عدم تقارن اطلاعاتی را بنا نهادند و اکرلاف نشان داد که نامتقارن بودن اطلاعاتی قبل از وقوع معاملات می تواند موجب افزایش گزینش نادرست در بازار گردد(به نقل از قائمی و وطن پرست ،1384). اغلب پژوهشگران عقیده دارند عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از دسترسی به اطلاعات محرمانه و درون سازمانی می باشد ودر صورتی که اطلاعات مورد نیاز به صورت نامتقارن بین افراد توزیع گردد، می تواند نتایج متفاوتی را نسبت به یک موضوع واحد سبب گردد .اگر مجموعه اطلاعاتی پیش از ارائه به عموم در اختیار فرد خاصی قرار گیرد او خواهد توانست به وسیله آن اطلاعات بازده غیر عادی دست یابد که این امر تاکیدی بر ارزش اطلاعات می باشد (واندا والاس 2006 به نقل از ودیعی و همکاران). به اظهار دیگر وقتی یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر معامله دارای مزیت اطلاعاتی باشد، تغییرات غیر عادی درجریان عرضه و تقاضای سهام به وجودآمده و منجر به شکاف قیمت خرید و فروش سهام می گردد (اسکات و همکاران – 2008) و بدین ترتیب بازده اضافی برای افرادی که به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند را فراهم می آورد. بدین ترتیب که هنگام وجود اطلاعات محرمانه بد،عرضه سهام زیاد و قیمت پیشنهادی فروش کاهش می یابد و هنگام اطلاعات محرمانه خوب تقاضا خرید زیاد و قیمت پیشنهادی خرید افزایش می یابد و چنانچه اطلاعات محرمانه وجود نداشته باشد آثار اطلاعات عمومی در قیمت سهام منعکس و در نتیجه خرید و فروش غیر عادی صورت نمی گیرد . براین اساس افرادی می توانند بازده اضافی پایدار بدست آورند که به گونه مداوم اطلاعات محرمانه را در اختیار داشته باشند و یا توانایی خاصی برای کسب بازده غیر عادی پایدار بر مبنای اطلاعات عمومی نسبت به دیگر سرمایه گذاران داشته باشند (راعی ،تلنگی – 1387 به نقل از وطن پرست و همکاران).
ازجمله افرادی که به چنین اطلاعاتی دسترسی دارند می توان به مدیران و افراد درون سازمانی تصریح نمود. غالباً این افراد در مقایسه به افراد برون سازمانی درک بهتری از وضعیت مالی و عملکرد شرکت دارند و می توانند به اطلاعات محرمانه دسترسی داشته باشند . براساس تئوری نمایندگی بر گرفته شده از تئوری بازی ها [1] مدیران به عنوان نمایندگان سرمایه گذاران ممکن می باشد به گونه ای اقدام نمایند و یا تصمیماتی اتخاذ نمایند که لزوماً در راستای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران نباشد.مسائل و هزینه های نمایندگی در زمینه فراهم کردن اطلاعات برای سرمایه گذاران موجب می گردد تا مدیران انگیزه متفاوتی نسبت به سرمایه گذاران داشته باشند . تضاد منافع میان مدیران و سرمایه گذاران موجب شده می باشد که مدیران از برتری اطلاعاتی خود برای انتقال ثروت از سرمایه گذاران به سمت خودشان بهره گیری نمایند (واتز -2003).افزایش قیمت بازار سهام ،منافع مدیر را افزایش می دهد و مدیران می توانند اطلاعات را به گونه افشا نمایند که قیمت سهام را افزایش دهند (لافوند و واتز – 2008).لذااین سوال مطرح می باشد که آیا بین عدم تقارن اطلاعاتی و نرخ بازده غیر عادی ارتباط معناداری هست ؟
سرمایه گذاران برای اینکه بتوانند ریسک و ارزش مورد انتظار سرمایه گذاری خود را برآوردکنند، نیاز به صورتهای مالی دارند که اطلاعات اثرگذار و قابل اعتماد ارائه نماید، در حالیکه مدیران نمی خواهند همه اطلاعات را افشاء نمایند و براساس دو دیدگاه فرصت طلبانه و کارایی قراردادها درصدد دست کاری در صورتهای مالی می باشند (اسکات و همکاران ، 2008). عدم تقارن اطلاعاتی به مدیران فرصت دستکاری ارقام حسابداری به ویژه بیش نمایی در آمدها و کم نمایی هزینه ها و درنتیجه گمراه ساختن سرمایه گذاران می دهد . بدین ترتیب و با در نظر داشتن تئوری نمایندگی به نظر می رسد وجود ساز و کار کنترلی و یا نظارتی کافی برای محافظت از سهامداران پیش روی تضاد منافع لازم باشد .وضع محدودیت قانونی جهت عدم افشا اطلاعات محرمانه ،عدم اجازه معامله و سرمایه گذاری برای افراد دارای اطلاعات محرمانه و همچنین افزایش کیفیت اطلاعات عمومی تهیه شده در صورتهای مالی از سازو کارهایی می باشد که ضمن کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، از سرمایه گذاران برون سازمانی پیش روی مسائل نمایندگی محافظت می نماید . در چنین شرایطی تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری با هدف طرفداری از حقوق ذی نفعان و ارائه صادقانه صورتهای مالی بر ارائه اطلاعات مفید به سرمایه گذاران تاکید می نمایند و از محافظه کاری به عنوان ابزاری برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه نمایندگی مرتبط با نامتقارن بودن اطلاعات بهره گیری می نمایند.شواهد تجربی حاکی از آن می باشد محافظه کاری حسابداری موجب کاهش انگیزه مدیریت برای سرمایه گذاری در پروژه هایی می گردد که خالص ارزش فعلی (NPV) منفی می باشد (وات، 2003؛ بال و شیواکومار2005؛ فرانسیس و مارتین، 2010، احمد و دالمن 2011) همچنین می تواند هزینه های نمایندگی را کاهش دهد (زانگ – 2008، بیتی- 2009) .حسابداری محافظه کارانه بهترین اختصار ممکن از اطلاعات قطعی به غیر از قیمت سهام در ارتباط با عملکرد جاری برای سرمایه گذاران فراهم آورد و همچنین باعث افشاء آن دسته از اطلاعاتی می گردد که مدیران نسبت به انتشار آنها  بی میل هستند.(لافوند و واتز – 2008).محافظه کاری از طریق محدود کردن مدیریت سود ،بهبود سطح افشا اطلاعات ،بهبود مدیریت تصمیمات در زمینه سرمایه گذاری می تواند منجر به بهبود محیط های اطلاعاتی گردد و از این طریق زمینه های کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را فراهم می آورد(دی کروات-2012). محافظه کاری با شناسایی سریع اخبار اقتصادی بد نسبت به اخبار اقتصادی خوب منجر به افزایش سطح کیفیت افشاء اطلاعات حسابداری می گردد .کیفیت افشاء از طریق تغییر دادن رفتار مبادلاتی سرمایه گزاران ناآگاه و یا بی اطلاع و براساس تئوری شناخت سرمایه گذار[2]عدم اطمینان راجع به ارزش شرکت را کاهش می دهد (براون و همکاران – 2009) و این امر به نوبه خود عدم تقارن اطلاعاتی و مساله گزینش نادرست را کاهش خواهد دارد و موجبات افزایش کارایی بازار را فراهم می آورد .و با در نظر داشتن تئوری بازار کارا افزایش کارایی بازار سبب می گردد که ارزش بازارسهام به ارزش ذاتی سهام نزدیکتر شده و بازده غیر عادی در بازار کاهش یابد . لذا این سوال مطرح می باشد که آیا محافظه کاری از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می تواند باعث حرکت بازار به سمت بازار کارا گردد و نرخ بازده غیر عادی را کاهش دهد یا نه؟ و از این طریق (1) انگیزه و تمایل سرمایه گذاران را برای ورود به چنین بازارهایی افزایش خواهد داد (2) واحدهای تجاری خواهند توانست با سهولت بیشتر و با هزینه کمتر منابع مالی خود را تامین نمایند (3) زمینه حرکت سرمایه های راکد به سمت تولید را فراهم می آورد و بی انظباطی های حاکم در بازار سرمایه را به حداقل خواهد رساند. (4)افزایش ارتباط بین نقدینگی جامعه و تولید ناخالص ملی را فراهم می آورد و از این طریق نرخ تورم و نرخ بیکاری کاهش خواهد داد.
[1] – تئوری بازی ها در مورد ارتباط متقابل دو یا چند بازیگر، الگوهایی ارائه می نماید . این ارتباط متقابل در حالی مستقر می گردد که از یک سو پدیده عدم اطمینان ناشی از قابل پیش بینی نبودن رویدادها و از سوی دیگر اطلاعات نامتقارن هست.(اسکات و همکاران -2008)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[2] – سرمایه گزاران تمایل به سرمایه گذاری و مبادله سهام شرکتهایی دارند که به خوبی شناخته شده اند

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی
  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و نرخ بازده غیر عادی
  • تعیین تأثیر و جایگاه حسابداری محافظه کارانه در کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران