قسمتی از متن پایان نامه :

2-6-2- رویکردهای مطالعه مدیریت سود
آلبرشت و ریچاردسون (1990) بر اساس ادبیات موجود، سه رویکرد را برای مطالعه مدیریت سود بر میشمارند که عبارتند از:
1)رویکرد سنتی: برای مطالعه مدیریت سود شامل مطالعه ارتباط بین انتخاب یک متغیر به مقصود دستکاری (مانند هزینه های عملیاتی، اقلام عادی و یا غیر عادی) و تاثیر آن روی سود گزارش شده می باشد. دراین مطالاعات تنها یک متغیر برای مطالعه در کانون توجه قرار می گیرد. این موضوع ممکن می باشد موجب انحراف نتایج گردد. بعضی شرکت ها میتوانند از آن متغیر به تنهایی و یا به همراه سایر متغیرها بهره گیری کنند در حالی که بعضی شرکت ها ممکن می باشد اصلا نتوانند ازآن بهره گیری کنند (حبیب،2005).
2)رویکرد تغییر پذیری سود: ایمهوف (1977) اولین محققی می باشد که برای جداسازی هموارسازی سود تصنعی مدیریت از هموارسازی واقعی وی کوشش کرده می باشد او ادعا می کند که درآمد فروش هر شرکت عملکرد واقعی اقتصادی آن را نشان می دهد و پس در صورت وجود میتواند به مقصود هموارسازی واقعی سود بکار گرفته گردد. آیمهوف (1977) تاثیر هموارسازی را تنها روی شرکت های مطالعه کرده که نوسات فروش آنها نسبتا زیاد بوده می باشد. پس از وی رایکل (1981) روش او را برای شرکت هایی که تغییر پذیری فروش آنها کم می باشد تصحیح نمود.
3)رویکرد بخشی: رویکرد معروف  دیگر برای مطالعه مدیریت سود بر اساس اندیشه اقتصاد دو بخشی قرار دارد. این فکر، ساختارصنعتی اقتصاد را به دو بخش جدا تقسیم می کند که عبارت می باشد از بخش های هسته و حاشیه، شرکت های بخش هسته اقتصاد، بهره بره وری و سود زیادی را نیز به کار میگیرند. صنایع حاشیه نیز به معیارهای اندازه کوچک، سود و بهره وری و دستمزد کمتر شناخته میشوند. معمولا فرض می گردد که شرکت های بخش هسته با عدم اطمینان و ابهام کمتر روبرو هستند و پس به مدیریت سود کمتر نیاز دارند. در حالیکه شرکت های بخش حاشیه، فرصت و جایگاه بیشتری برای هموار کردن جریان های عملیاتی وسود گزارش شده خود دارند.
 

2-6-3- دیدگاه های مختلف مدیریت سود:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پس از مطالعه مباحث بالا، این سوال در ذهن متبادر میشود که مدیریت سود مفید می باشد یا مضر؟ اساسا در مدیریت سود دو دیدگاه هست دیدگاه اول که از مطالعات دانشگاهی ناشی میشود اظهار می دارد مدیریت سود مفید بوده و به گونه بالقوه می تواند محتوای اطلاعاتی سود را افزایش دهد. طرفداران این دیدگاه، عقیده دارند که مدیران با بهره گیری از اختیاراتی که در قوانین استانداردهای حسابداری در قالب مدیریت سالم به آنها داده شده، قادرند تا توانایی سود را برای انعکاس هرچه بهتر قدرت سودآوری و ارزش واقعی شرکت بهبود بخشند. پیش روی، عده ای از پژوهش گران عقیده دارند که این اختیارات فرصتی را برای مدیران ایجاد می ‌کند تا سود را برای فریب سرمایه گذاران دستکاری نماید (دیچر،1997وبالسام،2002) بر همین اساس می توان انگیزه مدیران از مدیریت سود را به دو طبقه مجزا و متضاد تقسیم نمود .
2-6-3-1- مدیریت سود کارا: که هدف از آن افزایش کیفیت تهیه اطلاعات برای کمک به بهره گیری کنندگان برای درک بهتر قدرت سودآوری و وضعیت مالی شرکت می باشد.
2-6-3-2- مدیریت سود فرصت طلبانه: که مدیران این اعمال را فقط برای حداکثرسازی منافع خود و نه سرمایه گذاری انجام می دهند.
2-6-4- مدیریت سود واقعی و تعهدی: اگرچه گستره و میزان پژوهش های صورت گرفته در حوزه ی مدیریت واقعی سود،به اندازه بعد دیگر مدیریت سود یعنی مدیریت اقلام تعهدی نیست، اما با این حال پژوهش ها نشان می دهد مدیران، مدیریت واقعی سود را به مدیریت اقلام تعهدی برای مدیریت سود شرکت خود ترجیح می دهند. برخلاف مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، مدیریت واقعی سود مستقیما بر جریان های نقدی عملیاتی تاثیر میگذارد و ارزش شرکت را در بلند مدت کاهش می دهد. اقلام تعهدی سود از یک سو به مدیریت اجازه می دهد تا سود را طوری محاسبه کند که گویای ارزش واقعی بنگاه اقتصادی باشد واز سوی دیگر این اقدام به مدیران اختیار میدهد تا از انعطاف پذیری روشها و اصول پذیرفته شده حسابداری سود بهره گیری کرده و محتوای اقتصادی سود را محدود کنند.ذی نفعان خارج از شرکت مانند سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان نمی توانند به گونه مستقیم این رفتار فرصت طلبانه مدیران را کنترل کنند. شرکت هایی که فرصت های سرمایه گذاری بالایی دارند لازم می باشد رفتار مدیریت را از طریق حسابرسی کنترل کنند تادر نتیجه به مالک شرکت اطمینان داده گردد که مدیریت شرکت به نحوی فرصت طلبانه رفتار نخواهد نمود. طوری که در نتیجه، در شرکت هایی با فرصت های بالای سرمایه گذاری حسابرسی با کیفیتی بالاپدید می آیداز طرفی دیگر شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالا، در مدیریت اقلام تعهدی انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان میدهند و لذا به داشتن مدیریت بر سود متمایلند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :


دیدگاهتان را بنویسید