اخلاق و اخلاق حرفه ای: اخلاق را می توان به عنوان شاخه ای از فلسفه تعریف نمود که ارزش را با در نظر داشتن رفتار بشر در ارتباط با درستی یا نادرستی اقدام ها و نیز خوبی یا بدی نیست و پیامدهای اقدام ها مورد توجه قرار می دهد (اسمیت و لی[1]، 2009).
تعاریف مختلفی از اخلاق حرفه ای ارائه شده می باشد، از آن جمله می توان به موارد زیر تصریح نمود:
اخلاق کار، متعهد شدن انرژی ذهنی و روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی می باشد در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو؛
مقصود از اخلاق حرفه ای مجموعه قواعدی می باشد که بایستی افراد داوطلبانه و براساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه ای رعایت کنند؛ بدون آن که الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف، به مجازات های قانونی دچار شوند (ناظری، 1391).
رهبری: گروهی، رهبری را تأثیرگذار بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه توصیف کرده اند. گروهی دیگر با تأکید بر روابط بین افراد، رهبری را نفوذ بر مرئوسان از طریق برقراری ارتباط با آنان برای تحقق اهداف سازمانی تعریف کرده اند.
رهبری تحول­گرا : نظریه رهبری تحول گرا ریشه درکارهای برنز دارد. برنز، زندگی رهبران سیاسی و اجتماعی که تحول زیادی در ملّت ها، جوامع و گروه ها ایجاد کرده بودند را مطالعه نمود. برنز نتیجه گیری نمود که رهبران از دو مجموعه رفتارهای متفاوت برای تأثیرگذاری بر پیروان خود بهره گیری می کنند:
الف) رهبری تعامل گرا؛ ب) رهبری تحولی.
برنز، رهبری تحول گرا را به عنوان انگیزش دادن به پیروان با جذاب کردن آرمان های بالاتر و ارزش های اخلاقی تعریف نمود. از آن جایی که رهبران تحول گرا دید روشنی نسبت به آینده دارند، آن ها به دنبال ایجاد تغییرات و پیشبرد سازمان در جهتی هستند که تصورات خود را تحقق بخشند. باس و آوولیو[2]1993، رهبری تحول گرا را به عنوان رهبری تعریف کرده اند که هنگامی اتفاق می افتد که رهبر علاقه ای را میان همکاران و پیروان خود بر می انگیزد که کار خود را از یک دیدگاه جدید نگاه کنند (رابینز، 1381).
رهبری خدمتگزار: این واژه در سال 1970 توسط رابرت گرین لیف[3] ابداع گردید. این سبک از رهبری بیش از آنکه قابل آزمایش و جنبه تئوریک داشته باشد، بیشتر فلسفی می باشد و همچنین به­ عنوان یک رویکرد بلندمدت، به لحاظ ایجاد تغییر و تحول در زندگی و حیطه شغلی به شمار می‌‌آید. دَفت[4] طی سال 1999 چهار قاعده ی اخلاقی مربوط به رهبری خدمتگزار را اظهار نموده می باشد:
1- خدمت رسانی به دیگران قبل از آنکه به خود خدمت کنیم.
2-گوش دادن به خواسته های دیگران و تصدیق گفته های آنان
3-ایجاد اعتماد در دیگران
4-رشد دادن افراد از طریق تغذیه روحی و روانی (زاهدی، 1378)
 

1-8-2تعاریف عملیاتی
اخلاق حرفه ای: در این پژوهش به دلیل تعدد تعاریف این واژه و تنوع آن، تعریف متمرکزی مد نظر نبوده و تعاریف گفته شده در بخش تعاریف نظری را به عنوان معنی این واژه در نظر می گیریم. و جهت سنجش ارتباط اخلاق حرفه ای حسابداران بر ارتقاء سبک های جدید رهبری، چهار مولفه برای اخلاق حرفه ای مد  نظر می باشد که مقصود از هر مولفه به توضیح ذیل می باشد.
 

رازداری و بیطرفی حسابدار:
رازداری: حسابدار بایستی به محرمانه بودن اطلاعاتی که در جریان ارائه خدمات حرفه ای خود بدست می آورد توجه کند و نباید چنین اطلاعاتی را بدون مجوز صریح صاحبکار یا کار فرما،بهره گیری و یا افشاء کند؛مگر آنکه از نظر قانونی یا حرفه ای حق و یا مسئولیت افشای آنرا داشته باشد.(آیین رفتار حرفه ای،1385)
بیطرفی: حسابدار بایستی بیطرف باشد و نباید اجازه دهد هر گونه پیش داوری،جانبداری،تضاد منافع یا نفوذ دیگران،بیطرفی او را در ارائه خدمات حرفه ای مخدوش کند (آیین رفتار حرفه ای،1385).
مسئولیت پذیری اجتماعی:
یعنی پذیرش؛
1-مسئولیت در قبال جامعه
2-مسئولیت در قبال صاحبکار
3-مسئولیت در قبال سایر اعضای جامعه
4-مسئولیت در قبال خود (حساس یگانه،1391)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

الزامات قانونی
عبارتنداز:

1-رعایت قوانین و مقررات تجارتی، مالیاتی و سایر قوانین و مقررات مرتبط با فعالیت شخص مورد رسیدگی

2-رعایت اصول و ضوابط حسابداری در تهیه و ارائه صورت های مالی و یاداشت های همراه آن
3-نحوه ارائه وضعیت مالی و نتایج عملیات شخص مورد رسیدگی در صورت های مالی
ارزش­های فردی حسابداران: ارزش­های فردی باورهایی درمورد آن چه که درست یا غلط می باشد می باشد.این باورها از تجربه، ارزش های خانواده، باورهای دینی، سنت­های فرهنگی، استانداردها و اقدامات حرفه ای نشأت می گیرد.این ارزش ها با تغییر در زمان، فرهنگ، دین و افراد تغییر می کنند (بهاری فر و جواهری کامل، 1389)
سبک­های رهبری: سبک های رهبری جدید گوناگونی همچون رهبری تمام عیار، رهبری تحول گرا، رهبری خدمتگزار و … وجود دارند. در این پژوهش مقصود از سبک­های رهبری، بیشتر سبک رهبری خدمتگزار و تحول گرا می باشد.که در ذیل مقصود از هر کدام از این سبک ها و شش مولفه اصلی جهت سنجش ارتقا و یا عدم ارتقاء این سبک ها تعریف می شوند.
رهبری تحول گرا: برنز، رهبری تحول گرا را به عنوان انگیزش دادن به پیروان با جذاب کردن آرمان های بالاتر و ارزش های اخلاقی تعریف نمود. (رابینز، 1381).
رهبری خدمتگزار: در رهبری خدمتگزار، رهبر بایستی یک مجموعه از ذهنیاتی که مبتنی بر ارزش دادن به افراد و در نظر داشتن افراد می باشد را داشته باشد. تمرکز رهبر در این سبک رهبری بر افراد و پیروان می باشد، و رهبر بایستی علائق شخصی خویش را زیر پا بگذارد. دو سبک رهبری خدمتگزار و رهبری تحول گرا ریشه در رهبری کاریزماتیک دارند.
[1] Smith  & Lee
[2] Bass & Avolio
[3] R. Greenleaf