قسمتی از متن پایان نامه :

1-2- اظهار مسئله و چگونگی برگزیدن موضوع پژوهش
در حال حاضر، حسابداری تأثیر مهمی را در سیستم اقتصادی اعمال می کند. تصمیم‌گیری دقیق از جانب اشخاص، شرکت‌ها، دولت و غیره برای توزیع مناسب و کارآیی منابع مالی امری اجتناب ناپذیر می باشد. برای این گونه تصمیم‌گیری‌ها، تصمیم‌گیرندگان بایستی اطلاعاتی قابل اتکا در اختیار داشته باشند. در واقع، هدف حسابداری کمک به این تصمیم گیرندگان می باشد. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری از موارد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور می باشد. به گونه تجربی ثابت شده می باشد که مردم سطوح متفاوتی از اطلاعات و معلومات را دارا هستند. اطلاعاتی که آنها در اختیار دارند، رفتارشان را در جایگاه‌های مختلف تحت تاثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال هنگام خرید یک کالا، فروشنده معمولاً قیمت یک قلم جنس را بر مبنای دانش و آگاهی اش از قیمت سایر اقلام مشابه در بازار و شرایط آن با در نظر داشتن سایر عوامل تعیین می کند. خریدار نیز می‌تواند اطلاعاتی مشابه درمورد قیمت‌های بازار داشته باشد. اما اطلاعات خریدار درمورد کیفیت کالا به احتمال زیاد با اطلاعات فروشنده برابری نمی‌کند و فروشنده اطلاعات کاملتری در این زمینه دارد. پس بدیهی می باشد که ما بین این دو بخش از مشارکت کنندگان در بازار کالا عدم تقارن اطلاعات هست(مرادی شمیم، 1390).
برای تبیین ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و محافظه کاری، لازم می باشد ریشه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران مورد کندوکاو بیشتری قرار گیرد. منشأ بخش عمده‌ای از عدم تقارن اطلاعاتی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و رشد شرکت‌ها می باشد و بخشی از آن نیز ریشه در روش‌های جمع‌آوری وگزارش اطلاعات توسط مدیریت دارد. عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از فرصت‌های رشد و سرمایه گذاری به مدیریت امکان بیشتری برای دستکاری صورت‌های مالی می‌دهد تا بتواند به وسیله مبادلات خودی و همچنین افزودن بر مزایای جبران خدمات، منابع را به خود منتقل کند. چنین کوشش‌هایی هزینه برند؛ چرا؟ زیرا فعالیت‌های مدیریت را از بیشینه‌سازی ارزش شرکت منحرف می کند و باعث ایجاد هزینه‌های نمایندگی می گردد. بازارهای اوراق بهادار به دقت هزینه‌های نمایندگی و کاهش قیمت سهام را زیر نظردارند. لافوند و وا تز[1] اذعان می کنند که کاهش قیمت سهام در سهامداران و مدیران این انگیزه را ایجاد می کند که عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه‌های نمایندگی ناشی از آن را کاهش دهند. بدین مقصود به گزارشگری محافظه کارانه روی می آورند(لافوند و واتز[2]، 2007).
محافظه‌کاری با افزایش عدم اطمینان شرکت و طول چرخه‌ی سرمایه گذاری افزایش می‌یابد، زیرا انتظار می‌رود شرکت‌های با عدم اطمینان بالا و چرخه‌ی سرمایه‌گذاری طولانی، اولاً دارای سودهای آتی باشند که از قبل قابل تایید نیستند. این سودها نسبت به تغییر شرایط بسیار حساس‌اند. لذا یک تقاضای قراردادی و نظارتی برای محافظه کاری ایجاد می گردد. ثانیاً در مقایسه با شرکت‌های با عدم اطمینان پایین‌تر، بیشتر انتظار می‌رود که با بازدهی‌های نامطلوب از محل سرمایه‌گذاری خود مواجه شوند. عدم اطمینان بالا و چرخه ی سرمایه‌گذاری طولانی پیش‌بینی میزان و زمانبندی جریان‌های نقدی آتی را مشکل می‌سازد که ممکن می باشد به زیان‌های هنگفت آتی منجر گردد. ثالثاً داشتن زیان‌های بالقوه ی بالاتر برای سهامداران، احتمال دادخواهی و تقاضای دادخواهی برای محافظه کاری را افزایش می‌دهد(خان و واتس[3]، 2009).
اقلام تعهدی حسابداری با تطابق دادن هزینه ها و درآمدهای حاصل شده در یک دوره‌ی مالی، جریانات نقدی را  بدون در نظر گرفتن زمان وقوع، به سود خالص تبدیل می‌کنند. این اقلام دارای مقادیری از خطای اندازه‌گیری هستند. به علاوه، اقلام تعهدی ممکن می باشد به خاطر دستکاری‌های آگاهانه‌ی مدیریت(مدیریت سود) و اعمال دیدگاه‌های شخصی نیز دارای انحرافاتی باشند. از این رو، سرمایه‌گذاران لازم می باشد برای دستیابی به درک کاملی از معنای ارزشی اقلام تعهدی، متحمل هزینه‌ی قابل توجهی برای پردازش اطلاعات، شوند. سرمایه‌گذارانی که در فهمیدن ارزش اقتصادی واقعی اقلام تعهدی، کند اقدام میکنند، در سال جاری، ارزش درستی را از اقلام نخواهند داشت. ارزش گذاری نادرست اقلام تعهدی، بیانگر این واقعیت می باشد که سرمایه‌گذاران، به گونه میانگین، قادر به درک اطلاعات موجود در اقلام تعهدی نیستند. در نتیجه، گروه خاصی از سرمایه گذاران اگاه مانند افراد درون سازمانی، قادر خواهند بود تا با بهره گیری از این ارزش گذاری نادرست اقلام تعهدی، فعالیتهای تجاری خود را به سمت سود سوق دهند. با در نظر داشتن موارد فوق می توان انتظار داشت که اقلام تعهدی باعث ایجاد ناهمسانی اطلاعاتی در بازار گردد، برتری اطلاعاتی سرمایه گذاران آگاه را افزایش دهد و منجر به عدم تقارن اطلاعاتی در بازار گردد. عدم تقارن اطلاعاتی در بازار، منجر به افزایش دامنه‌ی تفاوت قیمتهای پیشنهادی میشود. به همین دلیل، انتظار میرود با افزایش میزان اقلام تعهدی، دامنه‌ی تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام نیز افزایش یابد (خدامی پور و قدیری، 1389).
شرایط عدم اطمینان محیطی عبارت می باشد از نرخ تغییرات یا نوسان در محیطی که واحد انتفاعی در آن فعالیت می کند که می توان شامل مشتریان، رقبا، مقررات دولتی و اتحادیه های کارگری باشد(تانگ[4]، 1979). تئوری سازمان، عدم اطمینان محیطی را مبتنی بر کمبود اطلاعات برای تصمیم گیری تعریف می کند. بر این اساس، زمانی که مدیران اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیمات آتی در اختیار ندارند؛ محیط عملیاتی واحد انتفاعی را غیرقابل پیش بینی برآورد نموده و شرایط عدم اطمینان محیطی رخ می دهد(هاچ[5]، 1997).
در حیطه گزارشگری مالی، قوش و اولسن(2009) دریافتند که عدم اطمینان محیطی مدیران را به اعمالی در جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، تحریک می کند. آنها پیشنهاد دادند که مدیران بطور بالقوه، به شرایط عدم اطمینان واکنش نشان داده و رفتار گزارشگری مالی خود را در این شرایط تغییر می‌دهند. طبق تئوری نمایندگی، وجود عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران، اجتناب ناپذیر می باشد و این امر ناشی از جدایی مالکان از مدیران می باشد. شواهد نشان می‌دهد که عدم اطمینان بطور بالقوه ای با عدم تقارن اطلاعاتی مرتبط می‌باشد(حبیب و همکاران[6]،2011). این اساس بنظر می‌رسد که سطح عدم اطمینان، بر ارتباط بین کیفیت سود و عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه، تأثیرگذار باشد. پس، سوالات اصلی پژوهش حاضر بصورت ذیل اظهار می گردد:

  • ارتباط اقلام تعهدی با عدم تقارن اطلاعاتی در سطح عدم اطمینان چگونه می باشد؟
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • ارتباط محافظه کاری سود با عدم تقارن اطلاعاتی در سطح عدم اطمینان چگونه می باشد؟
  • [1] LaFond and  Watts
    [2] LaFond, R., and R. Watts
    [3] khan,m.,Watts
    [4] Tung
    [5] Hatch
    [6] Habib et al

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     پرسش‌های پژوهش:
    مطالعات اولیه و مطالعه متون نظری موجود و مطالب ارائه شده در قسمت تشریح و اظهار مسئله سؤالات متعددی را به ذهن متبادر می کند. در پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به پرسش‌های زیر به عنوان سؤالات اصلی پژوهش هستیم:

  • ارتباط بین اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعات چگونه می باشد؟
  • تاثیر سطح عدم اطمینان بر ارتباط بین اقلام تعهدی با عدم تقارن اطلاعاتی چگونه می باشد؟