قسمتی از متن پایان نامه :

1-2- مسأله پژوهش
همان­گونه که در بخش قبلی اظهار گردید، شرکت­های فعلی، شرکت­هایی هستند که مالکیت آنها در اختیار گروه­های مختلف می­باشد و هریک از آنها هدفهای متفاوتی دارند. طبق نظریه نمایندگی، بین مالکان و مدیران شرکت­ها ممکن می باشد تضاد منافع وجود داشته باشد. به گونه کلی، تئوری نمایندگی برای تحلیل ارتباط نماینده و مالک در واحدهای اقتصادی که مالکیت و مدیریت آن از یکدیگر جدا باشد، بهره گیری شده می باشد، اما بنظر می­رسد یک شیوه کارا برای حل معضلات بین مالک و مدیر وارد کردن یک پارامتر اندازه گیری دقیق مورد تأیید دو طرف می باشد.
ارزیابی عملکرد شرکت­ها از مهمترین موضوعات مورد توجه سرمایه­گذاران، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت­ها می باشد. در دنیای رقابتی امروز ایجاد یک سیستم مناسب ارزیابی عملکرد شرکت­ها امری ضروری می باشد. سرمایه­گذاران علاقه­مند هستند دریابند از سرمایه­گذاری انجام شده چه اندازه ایجاد ارزش شده می باشد. سرمایه­گذاران در بازار سهام همواره درصدد کسب سود بالا هستند، آنها سهامی را خریداری می­کنند که از نظر آنها بهترین سهم باشد و بیشترین سود و بازده به آنها تعلق گیرد (یحیی­زاده و همکاران، 1388: 92). همچنین سهامداران به عنوان مالکان واحد تجاری، از مدیران می­خواهند تا ارزش سرمایه­گذاری­ آن­ها را به حداکثر برسانند. به مقصود نیل به این هدف، ازگذشته، با بهره گیری از سود عملیاتی یا نسبت­های مالی به ارائه گزارشی از عملکرد شرکت­ها پرداخته گردید. نرخهای مالی تأثیر مهمی در اندازه­گیری عملکرد و وضعیت مالی یک واحد تجاری اعمال می­کنند. مطالعات زیادی سودمندی نرخهای مالی را به اثبات رسانده می باشد (چن و شمیردا[1] ،1981: 67). اما به علت اینکه این معیارها دارای نقاط ضعف عمده هستند، عملکرد شرکت­ها را به نحو مطلوبی ارائه نمی­دهند.
ارزیابی عملکرد مالی با بهره گیری از معیارهای سنتی حسابداری نقاط ضعف فراوانی دارد. در ارزیابی عملکرد به روش سنتی به دلیل اینکه فقط به سود حسابداری توجه می­گردد و هزینه­ی تامین منابع سرمایه را لحاظ نمی­کند، مورد انتقاد شدیدی قرار گرفته می باشد و روش مطلوبی محسوب نمی­گردد. در معیارهای مبتنی بر ارزش کلیه­ هزینه­های تامین مالی در نظر گرفته می­گردد (یحیی زاده و همکاران، ، 1389: 114). معیارهای مبتنی بر ارزش دو ویژگی دارند: اولاً سود نسبت به سطحی از سرمایه­گذاری اندازه­گیری می­گردد که برای رسیدن به آن سطح سود به کار رفته می باشد. دوماً ریسک نوعاً از طریق محاسبه­ی هزینه­ی سرمایه در نظر گرفته می­گردد (نوروش و حیدری، 1383: 122-123). با انتخاب معیارهای مبتنی بر ارزش در ارزیابی عملکرد مالی شرکت­ها می­توان بر هر دو مشکل فائق آمد (آمیلس و دیگران، 2002: 123).
با در نظر داشتن مطالب فوق ، نیاز به ادغام معیارهای مالی سنتی حسابداری (AFP)[2] و معیارهای مبتنی بر ارزش (VFP )[3]، به دلیل آنکه هرکدام از آنها ویژگی­های خاص خود را دارند، به شکل محسوسی دیده می گردد. اما آیا می­توان با بهره گیری از ترکیب این معیارهای مالی به عنوان ابزارهای سنجش، و ترکیب رویکرد فازی با روش­های مختلف به عنوان تکنیک­های سنجش به یک روش کارا به مقصود ارزیابی عملکرد مالی شرکت­ها دست پیدا نمود؟
[1] Chen and Shimerda
[2] Accounting-based Financial Performance
[3] Value-based Financial Performance

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 سؤال ­های پژوهش:

  1. آیا معیارهای مبتنی بر ارزش نسبت به معیارهای سنتی حسابداری محتوای اطلاعاتی بیشتری دارند؟