2-14) مفاهیم مرتبط با سیاست تقسیم سود[1]

2-14-1) سیاست تقسیم سود

سود سهام نقدی و بازده نقدی سهام، بواسطه عینیت و ملموس بودن، از جایگاه ویژه‌ای نزد پاره‌ای از ذینفعان شرکت برخوردارند . در واقع بهره گیری کنندگان بالفعل و بالقوه اطلاعات مالی مشتاق‌اند تا از توان ایجاد نقدینگی و بعضاً توزیع آن در میان سهام داران شرکت آگاهی یابند؛ زیرا این اطلاعات نه تنها تصویر روشنی از وضعیت حال شرکت ارائه می‌دهند، بلکه امکان برآورد و ارزیابی وضعیت آینده آن را نیز فراهم می‌سازند که بدون تردید در فرآیند تصمیم گیری آنان مهم می باشد. تقسیم سود، خط مشی می باشد که بر پایه آن میزان سود تقسیمی، میزان سود انباشته و پاداش هیأت مدیره، زمان پرداخت، نحوه تأمین مالی و دیگر موضوعات مرتبط با آن مدون و مکتوب و به مجمع عمومی سهامداران ارائه می گردد (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1385). در واقع سود سالانه به دو بخش تقسیم می گردد بخشی از آن بعنوان سود به صاحبان سهام داده می گردد و بخشی از آن به حساب سود انباشته و یا اندوخته ذخیره می گردد . هر کدام از این بخش‌ها اثرات متفاوتی بر وضعیت مالی شرکت دارد پس هیأت مدیره می‌تواند سیاست مربوط به تقسیم سود را بعنوان یک راهنما و نیز یک ابزار مورد بهره گیری  قراردهد.
واحدهای انتفاعی می‌توانند سود خالص سالانه خود را به مصرف پرداخت سود سهام برسانند یا وجوه آن را برای مقاصد دیگری نظیر باز پرداخت بدهی ها یا تامین مالی سرمایه گذاری های جدید مورد بهره گیری قرار دهند. افزایش سود سهام، موجب پرداخت بیشتر وجوه نقد واحد انتفاعی به سهامداران می گردد. چنانچه مدیریت قصد نداشته باشد از طریق مصرف دارایی ها یا افزایش بدهی ها،سود سهام را تحصیل نماید. پس، تغییر مطلق سیاست توزیع سود سهام (بدون تغییر سیاستهای سرمایه گذاری و ساختار واحد انتفاعی) موجب تغییر همزمان مبلغ سود سهام و مبلغ حاصل از فروش سهام جدید خواهد گردید. اما همواره امکان دارد که تغییرات همزمانی درچندین سیاست واحد انتفاعی ایجاد گردد. مثلاً شرکت ممکن می باشد سود سهام را کاهش دهد و وجوه مربوط را صرف توسعه سرمایه گذاری خود کند (ترکیبی از سیاست توزیع سود سهام و تغییر سیاست گذاری) یا از محل این وجوه بخشی از بدهی های خود را بازپرداخت نماید (ترکیبی از تغییر سیاست توزیع سود سهام و تغییر ساختار مالی) به این ترتیب می توان گفت که توزیع سود سهام، سرمایه گذاری و تامین مالی با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند. از این رو مدیران (با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران) همواره بایستی بین علایق مختلف سهامداران تعادلی مستقر نمایند تا هم فرصت های سودآور سرمایه گذاری را از دست نداده باشند و هم سود نقدی مورد نیاز بعضی از سهامداران را بپردازند پس تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می گردد بسیار حساس و با اهمیت می باشد(معبودی، 1389).
سیاست تقسیم سود یکی از مهم ترین مباحث مطرح در مدیریت مالی می باشد؛ زیرا سود تقسیمی بیانگر پرداخت‌های نقدی عمده شرکت ها و یکی از مهم ترین گزینه‌ها و تصمیمات فرا روی مدیران به شمار می‌رود. مدیر بایستی تصمیم بگیرد که چه میزان از سود شرکت تقسیم، و چه میزان در قالب سود انباشته مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری گردد. به‌رغم اینکه پرداخت سود تقسیمی مستقیماً سهامداران را بهره‌مند می‌سازد، توانایی شرکت در انباشت سود به مقصود بهره‌گیری از فرصت‌های رشد را تحت تأثیر قرار می‌دهد(بیکر و پاول[2]، 2005).  به‌علاوه، این سیاست در بازار سهام، محتوای اطلاعاتی دارد و تغییر آن  نیز برای سهامداران حاوی اطلاعات می باشد. هر سرمایه‌گذار با در نظر داشتن نوع سلیقه، سهام شرکتی را خریداری می کند که سیاست تقسیم سود آن را مطلوب می‌داند. میزان سود سهام پیشنهادی توسط هیئت مدیره معمولاً حاوی اطلاعاتی در خصوص انتظارات مدیران در مورد سودآوری آینده شرکت می باشد (جهانخانی و پارساییان، 1386).

آهارونی و سوآری[3] (1980) عقیده دارند همان گونه که جریان وجوه نقد در درون یک شرکت، برای ارزیابی توان و وضعیت نقدینگی آن از اهمیت بسزائی برخوردار می باشد، طبیعتاً سود سهام نقدی هر سهم نیز برای دارنده سهام به‌عنوان یکی از منابع ایجاد نقدینگی افراد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. جدای از این مسئله، سود سهام نقدی هر سهم به نوعی حاوی پیام خاص خود به بازار می باشد. این پدیده در ادبیات مالی با عنوان «اثر پیام رسانی» یا بعضاً «اثر محتوای اطلاعاتی» شناخته می گردد. مطابق این مفهوم، شرکت‌ها صرفاً زمانی سود سهام نقدی خود را افزایش می‌دهند که انتظار افزایش در سودهای آتی را داشته باشند، اگر این طور نباشد سود سهام نقدی افزایش داده شده بایستی به سطح اولیه خود کاهش یابد. پس افزایش سود سهام نقدی حامل پیامی برای بازار می باشد مبنی بر اینکه انتظار می‌رود عملکرد شرکت بهبود یابد(جهانخانی و قربانی،1385).
اهمیت این مسئله نزد مدیران شرکت ها نیز، هم به جهت بهره گیری از اطلاعات حاصله در فرآیند اداره شرکت و هم بواسطه ارزیابی بازار از عملکرد آنان جدی می باشد؛ از همین رو بخشی از توان و توجه مدیران شرکت‌ها معطوف به مقوله‌ای می باشد که از آن با عنوان «سیاست تقسیم سود» دانسته می گردد. اما مهم‌تر از سیاست تقسیم سود، ریشه یابی علت های اتخاذ یک سیاست تقسیم سود مشخص از سوی شرکت‌ها می باشد. این موضوع می‌تواند راهگشای تصمیم‌گیری‌های مهم اقتصادی برای گروه های مختلف ذینفع، بویژه سرمایه گذاران باشد. زیرا علت های و عوامل تعیین کننده بدست آمده از این ریشه یابی، نه تنها به توضیح رفتار شرکت‌ها در گذشته کمک می‌نماید، بلکه ابزاری را برای پیش بینی حرکت و مسیر آتی آن‌ها در این حوزه فراهم می‌آورد ( همان منبع).
به عقیده روزف[4] (1982) مقوله سیاست تقسیم سود از منظر تئوری هزینه‌های نمایندگی نیز قابل بحث می باشد. طبق این تئوری، هزینه‌های نمایندگی ناشی از تضاد بالقوه‌ای می باشد که میان منافع مدیران و سهام داران هست. از این رو، زمانی که مدیران مالک بخشی از سهام خود را به سرمایه‌گذارانی که در مدیریت شرکت نقشی ندارند می‌فروشند، هزینه‌های نمایندگی افزایش می‌یابد. در واقع پرداخت درصد قابل توجهی از سود یکی از مکانیزم ‌های کنترلی سرمایه‌گذاران جهت تعدیل این تضاد منافع می باشد؛
زیرا سود سهام نقدی:
1) مدیریت را وادار می‌سازد تا برای پرداخت سود به اندازه کافی وجه نقد ایجاد نماید.
2) می‌تواند مدیریت را وادار نماید تا برای تأمین مالی پروژه های خود به بازار سرمایه مراجعه نماید و اطلاعات بیشتری را در اختیار بازار قرار دهد.
3) باعث کاهش جریان وجه نقد مازادی می گردد که بدلیل عدم بهره گیری مدیریت در پروژه‌های سرمایه گذاری سودآور، هدر می‌رود (جهانخانی و قربانی، 1385).
[1] Dividend Policy
[2]Baker and Powell
[3] Aharony and Swary
[4] Rozeff

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-4) اهداف پژوهش

1-4-1) اهداف علمی

ارزش و اعتبار قوانین هرعلم و تحقیقی به روش شناختی که درآن بکار می رود بستگی دارد و هدف علمی این پژوهش ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه پژوهش می باشد تا این پژوهش بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی مورد نیازاستفاده کنندگان موثرباشد و همچنین زمینه ساز بستر مناسبی برای پژوهش آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد.
هدف اولیه و اصلی از انجام این پژوهش، عیان کردن تأثیر مهم کیفیت گزارشگری  مالی و اطلاعات مالی در کاهش آثار محدود کننده تقسیم سود بر روی تصمیمات سرمایه گذاری  شرکت ها از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ما بین مدیران و سرمایه گذاران می باشد.
در واقع، این پژوهش در پی روشن ساختن آثار مثبت و تعدیل کننده کیفیت بالای گزارشگری مالی شرکت ها بر روی شیوه توجه سرمایه گذاران به سیاست های تقسیم سود شرکت هاست، که تاثیرات محدود کننده تقسیم سود را بر روی تصمیمات سرمایه گذاری، کاهش می دهد و میتواند باعث گردد که شرکت ها از طرح های سرمایه گذاری با ارزش خود، به نفع تقسیم سود، صرفنظر ننمایند.
-هدف بعدی این پژوهش، روشن ساختن آثار معتدل کننده کیفیت گزارشگری مالی  نسبت به تاثیرات محدود کننده تقسیم سود بر سرمایه گذاری های پژوهش و توسعه می باشد که طبیعتا این نوع سرمایه گذاری ها به دلیل عدم اطمینان و تردید نسبت به منافع و  جریان های نقدی آتی، دارای عدم تقارن اطلاعاتی بالاتری مابین مدیران و سرمایه گذاران بوده و اینکه کیفیت بالای گزارشگری مالی میتواند این عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر را تنزل بخشیده و تأثیر مؤثرتری اعمال نماید .