تأثیر سودآوری و پراکندگی مالکیت بر میزان افشای اختیاری

قسمتی از متن پایان نامه :

2-11  مروری بر مطالعات پیشین
2-11-1  مطالعات خارج از ایران
سینگ وی و دسای (1971) تحقیقی را تحت عنوان تجزیه و تحلیل تجربی کیفیت افشای مالی شرکت ها در آمریکا انجام دادند. به نظر این محققان، افشای اطلاعات شرکت ها می تواند شکل های مختلفی داشته باشد و گزارش سالانه به سهامداران شکل مهمی از افشای ادواری شرکت می باشد. بر اساس نتایج ارائه شده توسط این دو محقق، شرکت های بزرگ نسبت به شرکت های کوچک از کیفیت افشای بهتری برخوردار می باشند. همچنین شرکت هایی که تعداد سهامداران بیشتری داشته باشند، از کیفیت افشای بهتری برخوردارند.
نتایج مطالعات دیاموند و ورکچیا (1991) حاکی از این می باشد که شرکتهایی که رتبه تعیین شده آنها توسط تحلیل گران در ارتباط با میزان افشا ارتقاء یافته می باشد، با افزایش تقاضا برای سهام مواجه شده اند. به اعتقاد آن ها افشای اختیاری منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین سرمایه گذاران آگاه و ناآگاه می گردد. در نتیجه در خصوص شرکت هایی با سطوح بالای افشاگری، سرمایه گذاران می‏توانند به اطمینان نسبی دست یابند که هر گونه معامله سهام به قیمت منصفانه صورت گرفته می باشد و این خود افزایش نقدینگی شرکت را به همراه خواهد داشت.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بوتوسان[1] (1997) تحقیقی با عنوان ارتباط بین سطح افشای اختیاری و هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام انجام داد. به اعتقاد وی هنگامی که افشای اطلاعات توسط شرکت به گونه ناقص صورت پذیرد سرمایه گذاران در پیش بینی بازده آتی سرمایه گذاری خود متحمل ریسک شده و در ازای پذیرش این ریسک خواستار بازده اضافی خواهند بود. پیش روی، شرکتهایی با سطوح بالای افشای اطلاعات و طبعاً ریسک اطلاعاتی پایین، نسبت به شرکتهایی با سطوح پایین افشا احتمالاً متحمل هزینه تأمین مالی پایین تری خواهند گردید. وی در این مطالعه به مقصود اندازه گیری سطح افشای اختیاری از گزارشات سالانه شرکت ها و رتبه بندی ارائه شده توسط موسسه مدیریت  سرمایه گذاری و پژوهش (AIMR) بهره گیری نمود و نتیجه گرفت که با افشای اختیاری بیشتر در گزارش های سالانه از هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام کاسته می گردد
هیل[2] (2002) تأثیر افشای اختیاری شرکت بر روی هزینه سرمایه مورد انتظار حقوق صاحبان سهام را مورد مطالعه قرار داد و بیان نمود که کیفیت افشا همچون هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام ذاتاً ذهنی بوده و ارزیابی آن بسیار مشکل می باشد. وی برای محاسبه کیفیت افشای صورت های مالی، شرکت های نمونه را برای سال 1997 بر اساس شاخصی مبتنی بر اطلاعات اختیاری ارائه شده توسط شرکت رتبه بندی نمود. وی به این نتیجه رسید که یک ارتباط منفی و با اهمیتی بین کیفیت افشا و هزینه مورد انتظار حقوق صاحبان سهام هست.
بال و شیواکومار (2005) شواهدی را از 25 کشور دارای نظام حقوقی عرفی و نظام حقوقی موضوعه طی سال های 1985 تا 1955 شامل بیش از 40000 نمونه (شرکت – سال) ارائه داده اند. شواهد ارائه شده مطابق با این فرض می باشد که الگوی راهبری مالکیت پراکنده در کشورهای دارای نظام حقوقی عرفی، نسبت به الگوی راهبری مالکیت متمرکز در کشورهای دارای نظام حقوقی موضوعه، افشای به موقع تر اطلاعات مالی را باعث شده می باشد. با در نظر داشتن اهمیت کاهش ریسک های مالی در بازار،ایشان نظاره کردند که در کشورهای دارای نظام حقوقی عرفی، اخبار بد به موقع افشا می‏گردد. یکی از علت های آن این می باشد که افشای اخبار بد توسط مدیریت از قابلیت اتکای بیشتر برخوردار می باشد و می تواند به عنوان اطلاعات مفید برای تأمین کنندگان بیرونی سرمایه مورد بهره گیری قرار گیرد. به علاوه در این کشورها، نارسایی در افشای اخبار بد با اهمیت در زمان مناسب، می تواند منجر به اقامه دعاوی حقوقی توسط سهامداران گردد، بدین نحو که زیان وارده به خود را به مسئله اطلاع مدیریت از اخبار بد و عدم انتشار عمومی آن مرتبط می سازند.
[1] Botosan
[2] Hail

سوالات یا اهداف پایان نامه :

   اهداف پژوهش


پاسخی بگذارید