قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-‌2- تاریخچه حسابداری منابع انسانی
حسابداری منابع انسانی مولود نیازهای عصر خود، رشد و گسترش دانش بشری و نیز نیازهای اطلاعاتی بهره گیری کنندگان اطلاعات حسابداری می باشد. تحقیقات در این زمینه از سال ۱۹۶۰ آغاز شده و همگام با مکتب «مدیریت انسانی» گسترش یافته می باشد، این مکتب بشر را به عنوان یکی از منابع با ارزش هر سازمان مورد توجه خاص قرار می دهد و معتقد به رفتاری شایسته و در خور این ارزش هاست.
تعیین نقطه شروع حسابداری منابع انسانی به عنوان یک موضوع تحقیقی یا مطالعاتی مشکل می باشد. در سال ۱۹۷۶ مجله حسابداری، فهرست سازمانها و جوامع مربوط به این مبحث را که یازده مورد از آنها مربوط به پایان نامه های منتشر نشده دوره دکتری بود و نیز اولین مرجع را که اساس کار دابلین و لاتکا در سال ۱۹۳۰ بود، منتشر نمود
سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۶ را میتوان دوره ی توجه هر چه بیشتر به حسابداری منابع انسانی دانست. اما از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ در نظر داشتن حسابداری منابع انسانی از طرف محافل علمی و تجاری کاهش پیدا نمود. در سال ۱۹۷۰ بسیاری از نویسندگان علاقه مند بودند تا به عنوان پیشکسوتان حسابداری منابع انسانی و ارایه کنندگان اندیشه های جدید مطرح شوند. این اندیشه ها به گونه متداول به حسابداری دارایی های انسانی تصریح می نمود اما بیانیه های کوتاه آن درمورد ی کارکنان در بلندمدت موجب تعمیم اهمیت منابع انسانی گردید.
واژه ی حسابداری دارایی های انسانی را می توان در ادبیات دهه ی ۱۹۶۰ تحت عنوان مدیریت کارکنان در پوشش جدید خود یا مدیریت منابع انسانی بازیافت که برای تحکیم ادعای اهمیت محوری در مدیریت کوشش می ‌کند. شاید یک علاقه مندی واقعی در بعضی از مدیران اجرایی برای سنجش ارزش منابع انسانی برحسب واحد پول، موجب پدیداری دوباره ی حسابداری منابع انسانی در عصر حاضر شده باشد، تا مدیران ارشد را آماده نمایند که کارکنان را به عنوان ارزشمندترین دارایی ها، مورد توجه قرار دهند.
فلم هولتز پنج مرحله را در توسعه ی حسابداری منابع انسانی ذکر می ‌کند:
مرحله اول سالهای ۱۹۶۶-۱۹۶۰: در این دوره مفهوم حسابداری منابع انسانی استنتاجی از نظریه ی اقتصادی «سرمایه انسانی» و متأثر از مکتب «منابع انسانی جدید » و روانشناسی سازمانهای متمرکز و تاثیر تأثیر رهبری در سازمان بود
مرحله ی دوم سالهای ۱۹۷۱-۱۹۶۶: تحقیقات فنی و عملی در این دوره به الگوهایی برای اندازه گیری دقیق و تعیین هویت بهره گیری کنندگان بالقوه این روش و بهره گیری تجربی حسابداری منابع انسانی در سازمانهای واقعی معطوف گشت.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مرحله ی سوم سالهای ۱۹۷۶-۱۹۷۱: این دوره را می توان دوره ی توجه پژوهشگران و سازمانها به حسابداری منابع انسانی دانست. سازمانهای کوچک کوشش بیشتری برای به کار بردن حسابداری منابع انسانی داشتند. برآوردها و نتیجه گیری های به اقدام آمده بر اساس تاثیرات بالقوه اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر مدیریت اجرایی و تصمیمات سرمایه گذاران بود.
مرحله چهارم سالهای ۱۹۸۰ – ۱۹۷۶: این دوره، دوره ی توجه نکردن محققان حسابداری و موسسه های بازرگانی به حسابداری منابع انسانی بوده می باشد.
مرحله پنجم از سال ۱۹۸۰ تا کنون: که دوره توجه دوباره به حسابداری منابع انسانی می باشد. این مساله به کمک مطالعات جدید، به صورت کوشش بعضی از سازمانهای بزرگ برای بهره گیری از حسابداری منابع انسانی نشان داده شده می باشد.
در سال ۱۹۸۰ تفکر نوینی در زمینه منابع انسانی در علم مدیریت به وجودآمد و پس از شناور شدن نرخ ارز و از میان رفتن ارتباط سنتی طلا و دلار، موضوع نیروی انسانی به عنوان پشتوانه تولید و پول کشورها مانند یک اصل بدیهی مطرح گردید.
در مباحث جدید مدیریتی در موضوع منابع انسانی و راهکارهای ارزیابی این منابع در دهه اخیر جایگاه و اهمیت ویژهای یافته می باشد که از یک طرف جزو منابع نامحدود تلقی میشوند و از طرف دیگر کم توجهی به آن، کلیه منابع دیگر را تحت تاثیر قرار خواهد داد و در حسابداری جدید نیز مباحث خاصی را مطرح کرده می باشد، امروز تردیدی نیست که منابع نیروی انسانی نیز بایستی قیمت گذاری و به عنوان بخشی از دارایی های شرکتها در ترازنامه منعکس شوند و استهلاک این منابع نیز به شیوه ی خاص محاسبه و مقصود گردد. همچنان که در بسیاری از کشورها استهلاک منابع انسانی نیز در مجموعه هزینه های قابل قبول مالیاتی قرار داده می گردد که این موضوع به نوبه ی خود سود را افزایش می دهد.
درمورد مفاهیم مدیریت و وظایف مدیران،در ادبیات مدیریت بسیار بحث شده می باشد. در سالهای اخیر تحولا‌ت بسیاری در فنون مدیریت رخ داده و رویکردهایی جدید در مدیریت سازمانها مطرح شده و تأثیر مدیر از نقشهای فرماندهی و کنترل به تأثیر مربیگری تغییر یافته و دو مقوله کارایی و اثربخشی محور توجه مدیران قرار گرفته می باشد. طریقه تحولا‌ت در اقتصاد دانش ‌محور موجب رشد فزاینده پدیده‌های جهانی شدن و جامعه اطلا‌عاتی شده می باشد و در راستای این تحولا‌ت، الگوی مدیریت تغییر یافته و در نظر داشتن رویکرد مشتری‌مداری، توان‌ا‌فزایی کارکنان و تغییر در سبکهای رهبری، الزام‌آور شده می باشد.

تاثیر این تحولا‌ت در سازمانها به صورت انهدام سازمانهای سنتی و تشکیلا‌ت استخدامی نظاره می گردد. طریقه کلی حرکت از سازمانهای کارمندی و مبتنی بر استخدام انبوه، به سمت سازمانهای شبکه‌ای، نیاز به بازنگری در شیوه‌های مدیریتی را دیکته می کند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:
سوال اصلی پژوهش

  • آیا بین هزینه های منابع انسانی و ارزش بازار سرمایه شرکت ارتباط معناداری هست؟
  • سوالات فرعی پژوهش
    2- آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به کل دارائیها و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟
    3- آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به دارائیهای سرمایه ای و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟
    4-  آیا بین نسبت هزینه های منابع انسانی به حقوق و دستمزد و پاداش و ارزش شرکت ارتباط معنا داری هست؟