مطالعه تأثیر اعلام سود بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت ها با تأکید بر بعضی از ویژگی‌های گزارشگری مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-4: عمق بازار:
در تحلیل‌های مختلف از وضعیت بازارهای سرمایه،  گاه از اصطلاحی به نام «عمق بازار» بهره گیری می گردد و بورس تهران در زمره بازارهای کم‌عمق طبقه‌بندی می گردد.  بازار عمیق به بازاری گفته می گردد که در آن خرید و فروش به آسانی انجام می گردد و مدت زمان انتظار برای فروش (خرید) سهام به حداقل ممکن کاهش یابد.  در بازار عمیق،  برای تغییر قیمت (صعود یا سقوط)،  حجم سفارش بایستی به مقدار قابل‌توجهی افزایش یابد.  پس می‌توان گفت بازار‌های عمیق دارای نقد شوندگی بسیار بالا هستند.  در این بازارها صف‌های خرید و فروش هیچگاه پایدار نمی مانند.

اگر در بازاری به حد کافی برای اوراق بهادار، حجم خرید و فروش به قیمت تعادلی  وجود داشته باشد می‌توانیم بگوییم که این بازار دارای وسعت کافی می باشد و به بیانی دیگر روان[1] می باشد. بازارهایی که تعداد خریداران و فروشندگان در آن کم می باشد به بازارهای کم عمق[2] معروف می‌باشند.
عوامل تعیین‌کننده عمق بازار : یکی از این عوامل،  اختلاف قیمت پیشنهادی عرضه و تقاضا می باشد که هر چه این اختلاف قیمت،  کمتر باشد،  بازار دارای عمق بیشتری می باشد.  عوامل دیگر عبارت‌اند از: تعداد شرکت‌های پذیرفته‌شده، ‌ تعداد سهامداران حقیقی،  نهادهای مالی فعال در بازار،  محدودیت نوسان قیمتی سهام وجود بازار سازان و شفافیت اطلاعاتی.  عامل دیگر موثر در عمق بازار،  وجود ابزارهای مالی متنوع و گوناگون می باشد که بتواند بین خانوار به عنوان سرمایه‌گذار در بازارهای مالی و شرکت به عنوان تامین‌شونده منابع مالی پیوند مستقر کند.  حرکت در مسیر تحقق این هدف‌ها موجب می گردد تا در این بین صنعت واسطه‌گری مالی ظهور کند.  این صنعت با تبدیل اوراق بهادار ساده شرکت‌ها به اوراق بهادار فنی یا پیچیده که مناسب تقاضای مشتریان می باشد،  بین تمایلات این دو گروه (شرکت‌ها و خانوارها) پیوند مستقر کرده و حفره بازار در انتشار و خرید اوراق بهادار را از بین می‌برد.
نقدینگی اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگی دارد. شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار سازها در یک بازار روان کمتر از شکاف قیمت پیشنهادی در بازار کم عمق می باشد. زیرا در بازارهای روان، حجم مبادلات بالاتر و در یک آن کمتر می باشد.
بازاری دارای عمق[3] می باشد که قیمت پیشنهادی خرید و فروش بازار ساز نزدیک به قیمت تعادلی باشد که تغییرات قیمت در چنین بازاری غالباً پیوسته می باشد؛ اما در بازار کم عمق تغییرات قیمت به صورت جهشی و ناپیوسته می باشد. تغییر قیمت‌ها در بازارهای عمیق پایین‌تر از تغییر قیمت‌ها در بازارهای کم عمق[4]      می باشد.  پس ریسک بازار سازها در بازارهای عمیق کمتر از بازارهای کم عمق می باشد.  اگر بازار عمیق باشد اوراق بهادار نیز دارای قابلیت برگشت[5] زیاد خواهد بود.
می‌توان عمق بازار را در سه سطح تعریف نمود؛ در سطح کلیت بازار،  در سطح صنعت و در سطح تک سهم‌ها.  یعنی ممکن می باشد در بازاری که عمق کمی دارد،  سهامی پیدا گردد که به علت های مختلف از معاملات پرحجمی برخوردارند.
تغییر قیمت‌ها در بازارهای عمیق پایین تر از تغییر قیمت‌ها در بازارهای کم عمق می باشد.  پس ریسک بازارسازها در بازارهای عمیق کم تر از بازارهای کم عمق می باشد.  اگر بازار عمیق باشد اوراق بهادار نیز دارای قابلیت برگشت  زیاد خواهد بود. (قائمی، 1384)
در ارتباط میان عمق بازار به عنوان یکی از معیارهای اندازه‌گیری نقد شوندگی و موفقیت قراردادهای آتی مطالعات گسترده‌ای انجام شده می باشد.  عمق بازار در مطالعات پیشین از مجموع تعداد قراردادهای قابل معامله در بهترین قیمت‌های خرید و فروش،  محاسبه می گردد.
بیشتر مطالعات انجام‌شده در زمینه‌ی عمق بازار در بازارهای آتی به مطالعه ارتباط‌ی این متغیر با حجم معاملات و نوسان پذیری قیمت‌ها پرداخته‌اند.  بسمبایندر و سگوین با مطالعه بر روی هشت بازار فیزیکی و آتی مالی اظهار نمودند که ارتباط میان عمق بازار و نوسان پذیری معکوس و با حجم معاملات به صورت مستقیم می باشد.  کردیا و دیگران نیز با بهره گیری از داده‌های مربوط به بازار سهام نیویورک در مطالعه‌ای به تشریح سهم هر یک از متغیرهای حجم معاملات،  نوسان پذیری و سطح قیمت‌ها بر معیارهای مختلف نقد شوندگی مانند عمق بازار پرداخته‌اند.  در این پژوهش‌ها حجم معاملات و نوسان پذیری قیمت‌ها به ترتیب دارای اثرات مثبت و منفی بر عمق بازار بوده و تأثیر سطوح قیمت‌ها نیز بر این متغیر به صورت منفی نشان داده شده می باشد.  (فرتوکزاده، 1389)
[1]-Breadth
[2]-Thin
[3] Depth
[4] Shallow
[5] Reversibility

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش های پژوهش:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مطالعات اولیه و مطالعه متون نظری موجود و مطالب ارائه‌شده در قسمت تشریح و اظهار مسئله سؤالات متعددی را به ذهن متبادر می کند. در پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به پرسش‌های زیر به عنوان سؤالات اصلی پژوهش هستیم:
با در نظر داشتن عنوان پژوهش و هدف محقق از انجام آن فرضیاتی به توضیح زیر تدوین‌شده می باشد:

  • هر چه هزینه‌های غیرقابل‌پیش‌بینی بالاتر باشد؛ با اعلام سود سالیانه، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام چه تغییری می کند؟
  • هر چه هزینه‌های غیرقابل‌پیش‌بینی بالاتر باشد؛ با اعلام سود سالیانه، عمق بازار چه تغییری می کند؟
  • هر چه اقلام تعهدی بالاتر باشد؛ با اعلام سود سالیانه، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام چه تغییری می کند؟
  • هر چه اقلام تعهدی بالاتر باشد؛ با اعلام سود سالیانه، عمق بازارچه تغییری می کند؟

  • دیدگاهتان را بنویسید