قسمتی از متن پایان نامه :

4-2-2- محافظه کاری مشروط[1] و نا مشروط[2]
در تحقیقات اخیر محافظه کاری را به دو نوع تقسیم کرده اند:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • نوع نخست، محافظه کاری پیش رویدادی می باشد که محافظه کاری مستقل از اخبار و محافظه کاری نامشروط نیز خوانده شده می باشد.
  • محافظه کاری پیش رویدادی از به کارگیری آن دسته از استانداردهای حسابداری ناشی می گردد که سود را به گونه ای مستقل از اخبار اقتصادی جاری، می کاهند. برای مثال، شناسایی بدون درنگ مخارج تبلیغات و پژوهش و توسعه به عنوان هزینه، حتی درصورتی که جریان های نقدی آتی مورد انتظار آنها مثبت باشد، ازاین نوع می باشد.

  • نوع دیگر محافظه کاری، محافظه کاری پس رویدادی می باشد که محافظه کاری وابسته به اخبار، محافظه کاری مشروط و عدم تقارن زمانی سود[3] نیز خوانده شده می باشد.
  • همانطوری که گفته گردید، باسو (1997) محافظه کاری را به صورت زیر تعریف کرده می باشد:
    محافظه کاری عبارتست از تاییدپذیری متفاوت لازم برای شناسایی درآمدها و هزینه ها که منجر به        کم نمایی سود و دارایی ها می گردد. این تعریف بیانگر محافظه کاری مشروط می باشد. محافظه کاری پس رویدادی به مفهوم شناسایی به موقع تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود می باشد. برای مثال قاعده ی اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار، حذف سرقفلی در پی انجام آزمون کاهش ارزش و شناسایی نامتقارن زیان های احتمالی پیش روی سودهای احتمالی ازاین نوع هستند. به گونه کلی اصول حسابداری شناسایی کاهش ارزش یا اخبار بد   درمورد ی موجودی کالا، سرقفلی و زیان های احتمالی را ایجاب می کنند؛ اما شناسایی افزایش ناشی از اخبار خوب را منع می کنند (پای وهمکاران،2005). محافظه کاری مشروط برای اولین بار توسط باسو(1997) به عنوان جنبه ای مهم از محافظه کاری مطرح گردید.
    انگیزه اصلی برای محافظه کاری نامشروط، سختی ارزیابی داراییها و بدهی ها می باشد. انگیزه اصلی برای محافظه کاری مشروط، خنثی کردن انگیزه های مدیران برای گزارشگری اطلاعات حسابداری دارای جانب داری رو به بالا در موقعی که رویدادهای نامناسب اتفاق افتاده، می باشد. انگیزه های مشابه ی نیز برای این دو نوع محافظه کاری هست، برای مثال تابع نامتقارن زیان سرمایه گذاران موجب می گردد؛ اثر منافعی که آن ها از سود کسب می کنند کم تر از آسیب هایی باشد که از زیانی با اهمیت مشابه می بینند. این دو مفاهیم مشابهی نیز دارند، که مهمتر از همه فزونی ارزش بازار خالص دارایی ها به ارزش دفتری آن ها می باشد(بیور ورایان،2004) .
    بیور و رایان اظهار کرده اند که محافظه کاری پیش رویدادی در دوره های قبلی، پیش انجام محافظه کاری پس رویدادی دوره های بعدی می باشد. یعنی، اگر شرکتی در هزینه کردن مخارجی در یک دوره محافظه کاری پیش رویدادی داشته باشد، در ترازنامه اش چیزی به حساب دارایی مقصود نشده تا در آینده، در پاسخ به اخبار بد کاهش دهد. به اظهار ساده، اگر محافظه کاری پیش رویدادی منجر به عدم شناسایی یک دارایی در دوره های گذشته شده باشد، اخبار بد ناشی از کاهش ارزش این دارایی نمی تواند در سود دوره ی جاری شناسایی گردد.
    پیش روی، فرض کنید شرکتی دارای محافظه کاری پیش رویدادی نیست و مخارجی را در یک دوره به عنوان دارایی ثبت نماید؛ پس اگر در یکی از دوره های آتی، اخبار بد درمورد ی منافع این دارایی ایجاد گردد، انتظار براین می باشد که در آن دوره، بر مبنای حسابداری کاهش ارزش دارایی، محافظه کاری پس رویدادی نظاره گردد(پای و همکاران،2005). بیور ورایان(2000) اظهار می دارند که غیر ممکن می باشد نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص دارایی ها برابر یک باشد. از منظر آنان، اختلاف ارزش های بازار و دفتری را می توان به دو بخش همیشگی و موقت تقسیم نمود. هردو بخش به نوعی از اعمال محافظه کاری سرچشمه می گیرند. بخش همیشگی ناشی از اعمال      رویه های محافظه کارانه برای اندازه گیری و شناخت اولیه اقلام در صورتهای مالی می باشد. به سبب وجود این    رویه های محافظه کارانه ارزش های دفتری همواره کمتر از ارزش های بازار هستند. ازجمله این رویه ها می توان به شناسایی مخارج پژوهش وتوسعه به عنوان هزینه و نه یک دارایی تصریح نمود. در حالی که، بازار به منافع آینده این گونه مخارج ارزش هایی را اختصاص می دهد که ترازنامه واحد تجاری به انعکاس آنها نمی پردازد. بخش موقت نیز ناشی از برخوردهای محافظه کارانه در دوره هایی پس از شناخت اولیه اقلام دارایی و بدهی می باشد. در دوره های مزبور با دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید زیان ها وکاهش ارزش ها به سرعت شناسایی می شوند اما افزایش ارزش ها منعکس نمی گردد. در واقع، شناسایی افزایش ارزش خالص دارایی ها به آینده موکول      می گردد. بدین ترتیب و تا زمانی که شواهد قابل اتکایی از افزایش ارزش خالص دارایی ها فراهم گردد، ارزش دفتری خالص دارایی ها از ارزش بازارها کمتر خواهد بود. با در دسترس قرارگرفتن شواهد مزبور و انعکاس افزایش ارزش در مبالغ دفتری، اختلاف بین ارزش های بازار و ارزش های دفتری به کمترین مقدار ممکن خواهد رسید. بیور و رایان در آغاز، بخش های موقت و همیشگی را به ترتیب تاخیر و سوگیری حسابداری نامیدند و سپس در سال 2005 دو اصطلاح محافظه کاری مشروط و غیر مشروط را برای تصریح به بخش های موقت و همیشگی به کار گرفتند.
    [1] -Conditional Conservatism
    [2] -Unconditional Conservatism
    [3] -Asymmetric Income Timeliness

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     پرسش پژوهش:
    پژوهش جاری در پی یافتن پاسخی به این سوال می باشد که:
    “آیا بین محافظه کاری و بازده غیر عادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه، ارتباط معکوس هست یا خیر؟”


    پاسخ دهید