تاثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود و بازده آتی شرکت های دارای عرضه اولیه در بازار سرمایه ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-6-5 مدیریت سود خوب در برابر مدیریت سود بد:
در مدیریت سود ”بد“ که در اصل، همان مدیریت سود نامناسب می باشد، کوشش می گردد عملکرد عملیاتی واقعی شرکت با بهره گیری از ایجاد ثبت های حسابداری مصنوعی یا تغییر برآوردها از میزان معقول، مخفی بماند. برای مثال، هیأت اجرائی هی یک شرکت ممکن می باشد تأثیرات یک حاشیه سودکم را با ثبت درآمدهای دوره بعد در این دوره یا کاهش هزینه های مطالبات سوخت شده ، افزایش دهند. پنهان کردن طریقه عملیات واقعی با بهره گیری از تهاترهای حسابداری مصنوعی و افشا نشده از مصادیق مدیریت سود بد میباشد. که اغلب نیز امری غیر قانونی میباشد. به این دلیل وجود ذخایر مخفی، شناخت نادرست درآمد، قضاو تهای محافظه کارانه، بیش از حد یا کمتر از حد می باشد. در بدترین حالت، اینها به تقلب منجر میشود پیش روی، مدیریت سود ”خوب“ نیز هست. یک فعالیت عاقلانه و مناسب که بخشی از فرآیند مدیریت مالی واعاده ارزش سهامداران می باشد، از موارد مدیریت خوب سود به شمار می رود. مدیریت سود خوب از فرآیند روزمره اداره یک شرکت با مدیریت عالی، به شمار می رود، که در طی آن مدیریت، بودجه معقول تعیین می نماید، نتیجه ها وشرایط بازار را مطالعه می ‌کند، در برابر تمامی تهدیدات و فرصتهای غیر منتظره واکنش مثبت نشان میدهد و تعهدات را در بیشتر یا تمامی موارد به انجام می رساند. یک شرکت نیاز به بودجه ریزی، داشتن هدف، سازماندهی عملیات داخلی و ایجاد انگیزه در کارکنانش در کنار ایجاد یک سیستم بازخورد، جهت آگاهی سرمایه گذارانش دارد. رسیدن به نتیجه های با ثبات و قابل پیش بینی و رسیدن به طریقه مثبت سود با بهره گیری از محرک های طرح ریزی و عملیاتی خوب، نه غیر قانونی می باشد و نه غیر اخلاقی. نشانه ای از مهارت ها و پیشرفت می باشد که بازار در پی آن می باشد و به آن پاداش می دهد. گاهی اوقات به این مدیریت سود ”خوب“، مدیریت سود ”عملیاتی“ گفته می گردد. برای مثال، مدیریت ممکن می باشد فعالیت روزانه کارخانه را چند ساعت زودتر تعطیل کند و به کارگران بعد ازظهر مرخصی دهد. این تصمیم به خاطر آن می باشد که آنان به اهداف تولید به خوبی برسند یا به خاطر آن می باشد که سطح موجودی تولید شده به اندازه کافی بالا می باشد و نیازی به موجودی بیشتر نیست. یا این که به عکس کارگران را به دلیل نرسیدن به اهداف تولید، تنبیه نماید. تمامی این موارد اتفاق م یافتد، تجارت چیزی غیر از کوشش در رسیدن به اهداف و رسیدن به رشد باثبات و قابل اتکا، در کنار عکس العمل پیش روی رقبا و توسعه بازار نیست. یک مدیریت سود خوب، ممکن می باشد تصمیم گیری کند که به اختیار در دور های که درآمد عملیاتی پایین می باشد، تعدادی از دارایی ها به فروش رود. شایدشرکت درحال بستن یک قراردادخوب باشدکه دردوره بعد درآمدزایی دارد و نشان دادن این سود در جهت لطمه وارد نکردن به اعتبار شرکت، مورد نیاز باشد. در صورت اظهار مناسب ، طریقه ایجادشده، گمراه کننده نخواهد بود. بعضی افراد عقیده دارند که چنین عملی ،تصمیم گیری را خدشه دار می نماید و کیفیت سود را کاهش می دهد اما تصمیم گیری بر این پایه استوار می باشد که آیا نتیجه های به دست آمده قابل اتکاء می باشد و آیامبادله ها به گونه ای مناسب اظهار شده می باشد یا خیر. از این رو می توان نتیجه گرفت که مدیریت سود، بد نیست. درحقیقت مقوله ای مورد پذیرش و مورد نیاز در درون و برون شرکت توسط تمامی صاحبان سود بازار سرمایه میباشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :


دیدگاهتان را بنویسید