فدراسیون بین­المللی حسابداران درسال2004، حاکمیت‌‌‌ شرکتی را چنین تعریف کرده می باشد: «حاکمیت‌‌‌ شرکتی عبارت از مسئولیت‌ها و شیوه‌های به کار برده شده توسط هیئت‌ مدیره و مدیران مؤظف با هدف مشخص کردن مسیر راهبردی می باشد که تضمین‌کننده دست­یابی به هدف‌ها، کنترل ریسک‌ها و مصرف مسئولانه منابع می باشد» (حساس یگانه، 1385، 33).
سازمان ‌همکاری وتوسعه ‌اقتصادی ‌درسال1998، حاکمیت ‌شرکتی را چنین بیان نمود: «حاکمیت‌‌‌ شرکتی، سیستمی ‌می باشد که‌ به وسیله آن شرکت‌های تجاری، کنترل وهدایت شوند.ساختار حاکمیت‌‌‌ شرکتی، تقسیم حقوق ومسئولیت‌ها رادربین اعضای هیئت‌ مدیره، مدیران، سهام­داران وسایر ذی­نفعان مشخص می کند. هم­چنین قوانین ورویه‌های تصمیم‌گیری درخصوص امورشرکت راباصراحتبیان می­کند. با تحقق این امر، حاکمیت‌‌‌ شرکتی ساختاری را ارائه می کند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزارهای دست­یابی به آن اهداف و نظارت بر عملکرد، تعیین می گردد» (1999OECD,).

حاکمیت‌‌‌ شرکتی عبارتست از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین آن که مدیر شرکت مطابق با منافع سهام­داران اقدام می کند (حساس یگانه، 1384).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

حاکمیت‌‌‌ شرکتی را می‌توان مجموعه قوانین، مقررات، نهادها و روش‌هایی تعریف نمود که تعیین می کند شرکت‌ها چگونه و به نفع چه کسانی اداره می شوند (حساس یگانه، 1384)
حاکمیت‌‌‌ شرکتی شیوه­ای برای هدایت و اداره فعالیت‌های شرکت توسط هیئت‌ مدیره و مدیریت ارشد می باشد (شرکت بورس اوراق بهادار تهران، 1386، 2).


پاسخ دهید