قسمتی از متن پایان نامه :

2.3 سود
2.3.1 هدف از اندازه­ گیری و گزارشگری سود
محاسبه و گزارش سود ممکن می باشد جهت تأمین مقاصد گوناگون مفید باشد. بهره گیری­کنندگان برون سازمانی هدف­های متفاوتی از بهره گیری­کنندگان درون سازمانی دارند. یکی از هدف­های اساسی که برای عموم بهره گیری­کنندگان از گزارش­های مالی بااهمیت می باشد نیاز به تفکیک سود از سرمایه می باشد. به تفسیری سود، از گردش سرمایه حاصل می­آید. در شروع هر کسب و کاری مبلغ سرمایه مشخص می باشد. در اولین رویداد که بخشی یا تمـام سرمایه تبدیل به دارایی ( از قبیـل محـل کار، کالا و …) می­گردد، فرایند کسب سود نیز شروع می­گردد. در اثر گذشت زمان عموماً کسب و کار ارزش دیگری غیر از ارزش اولیه­اش دارد. هر چند که تفکیک سود و سرمایه در هم شده به راحتی امکانپذیر نیست و روش­های متعددی برای محاسبه سود هست، اما به گونه کلی میزان افزایش (کاهش) در سرمایه همان سود می باشد که بیانگر منفعت کسب شده از عملیات واحد تجاری می باشد (ثقفی، 1392). سایر اهداف گزارشگری سود به توضیح زیر می­باشد:

  • بهره گیری از سود به عنوان معیار سنجش کارایی شرکت،
  • بهره گیری از سود به عنوان مبنای محاسبه­ی مالیات بردرآمد واحدهای گزارشگر،
  • بهره گیری از سود به عنوان معیاری برای سنجش میزان موفقیت­های شرکت به مقصود تعیین دستاوردهای آن- مدیریت بر این اساس تصمیمات آینده خود را اتخاذ خواهد نمود،
  • بهره گیری از سود برای سامان دادن به امور شرکت­ها و حل اختلافات مالی،
  • بهره گیری از سود برای ارزیابی و تخصیص منابع.
  • 2.3.2 مفهوم سرمایه[1]
    برخلاف سود حسابداری که با سود اقتصادی تفاوت انکارناپذیری دارد، تعاریف اقتصاددانان از سرمایه با آن چیز که حسابداران سرمایه می­نامند، تفاوت زیادی ندارد. صد سال قبل اقتصاددان معروف فیشر[2] نظریه سرمایه و سود را چنین بیان نمود:
    “سرمایه، موجودی ثروت در یک مقطع زمانی می باشد. اما سود جریان منافع در مرور زمان می باشد، به تعبیری سود، جریان سرمایه طی یک دوره زمانی می باشد. سرمایه انباشت منافع آینده و سود، لذت­جویی (بهره­مندی) از این منافع طی یک دوره زمانی مشخص می باشد.”

    شصت سال قبل اقتصاددان معروف دیگری به نام هیکس[3] با همان جهان بینی فیشر، تعریف دقیق­تری از سود ارائه نمود که اندازه­گیری سود ساده­تر گردد:
    “سود هر دوره­ی زمانی معین، مبلغی می باشد که شخص می­تواند طی همان دوره آن را خرج (مصرف) کند و در پایان دوره وضعیتی به همان خوبی[4] اول دوره داشته باشد.”
    این تعریف اظهار دیگری از “افزایش در خالص ثروت” می باشد. بنا به تعریف هیکس، برای اندازه­گیری سود هر واحد گزارشگر بایستی ارزش آن واحد، در اول و آخر دوره اندازه­گیری گردد و تفاوت ارزش­ها در صورت مثبت بودن، سود آن دوره می­باشد. این رویکرد از اندازه­گیری سود به نام رویکرد حفظ سرمایه معروف می باشد. زیرا سود تنها پس از حفظ سرمایه معنی دارد. به این ترتیب مسأله به مسأله اندازه­گیری سرمایه منتهی می­گردد (ثقفی، 1392).
    عبارات سود و سرمایه در بافت شرکت، معانی متفاوتی به خود می­گیرند. سرمایه و سـود مانند بااهمیت­ترین مفاهیم در حسابداری تلقی می­شوند. معمولاً حسابداران سرمایه را با ارزش دفتری سهام عادی برابر می­دانند و سود را معادل سود خالص سهامداران عادی می­پندارند. هندریکسن و ون بردا[5] (1992) برای بسط مفاهیم سود و نگهداشت سرمایه، عبارات سرمایه و سود را از منظر حسابداری این گونه تعریف می­کند:
    “در واحد تجاری، سرمایه شامل تمام پول­هایی می باشد که واحد تجاری از انتشار اوراق سهام، اوراق قرضه و تمام ابزارهای مالی که شرکت در جهت تأمین مالی منتشر کرده می باشد، بدست می­آورد. یعنی آن شامل سرمایه­ای می باشد که از محل سهام و اوراق قرضه تأمین می­گردد. از این رو، سود عبارت می باشد از مبالغی که به همه تأمین­کنندگان سرمایه تعلق می­گیرد. به تعبیری سود شامل بهره پرداختی به بستانکاران و سود پرداختی به سهامداران می باشد.
    پس، بایستی توجه داشت که سود جامع از سود واحد تجاری متمایز می باشد. مقصود از سود جامع، سودی می باشد که تنها به صاحبان سهام عادی تعلق می­گیرد و هیئت استانداردهای حسابداری مالی این عبارت را بدین گونه به کار بـرد که در برگیرنـده­ی اقلامی ماننـد تعدیلات دوره گذشته می­گردد (که اگر چه به عنوان تغییر در سود انباشته گزارش می­گردد) می­تواند به عنوان بخشی از سود این دوره در نظر گرفته گردد. اما مقصود از سود واحد تجاری، سودی می باشد که به تمامی صاحبان سهام و بستانکاران تعلق می­گیرد. در واقع سود واحد تجاری همان سود قبل از کسر هزینه بهره می­باشد.”
    تقسیم سود نقدی به سهامداران فعلی از محل سرمایه در بازارهای فعال اوراق بهادار، به کراتً اتفاق افتاده و بحران­های مالی به وجود آورده می باشد. با چنین پرداخت­هایی به سهامداران فعلی سهامداران بالقوه تقاضای خرید سهام را افزایش داده و قیمت سهام در بازار بیش از واقع رقم خورده و از محل این افزایش قیمت­های صوری (قیمت­های غیرواقعی) سهامداران فعلی منتفع و سهامداران آتی متضرر شدند. بعد از چند سال که موضوع کاملاً برای سرمایه­گذاران عیان گردید، بازار اوراق بهادار سقوط نمود و بحران مالی به وجود آورد. مثال بارز آن بحران مالی سال­های 1927 تا 1933 میلادی بازار اوراق بهادار آمریکا می باشد که به دلیل پرداخت سود نقدی از محل سرمایه به سهامداران شرکت بزرگ راه آهن و شرکت­های تابعه بود. به علت های ذکر گردیده تفکیک سود از سرمایه بااهیمت می باشد و این تمیز مستلزم اندازه­گیری دقیق سرمایه در آغاز و انتهای هر دوره مالی می­باشد. روش­های متفاوتی برای اندازه­گیری سرمایه ارائه شده که مهم­ترین آنها توضیح داده می­گردد (ثقفی، 1392).
    [1]. Capital
    [2].Fisher
    [3].Hicks
    [4]. مفهوم وضعیتی به همان خوبی تاکنون به روشنی و دقیق معلوم نشده می باشد.
    [5] . Hendriksen & Van Breda

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     پرسش ­های پژوهش:
    براساس مطالعات اکتشافی و مطالب مطرح شده و پرسش آغازین ارائه شده در قسمت انتهایی اظهار مسئله پرسش­های زیر قابل طرح می باشد:

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • آیا سود جامع نسبت به سود خالص نوسان بیشتری دارد؟
  • آیا نوسانات سایر اجزای سود جامع[1] با ریسک بازار شرکت ارتباط معنی­داری دارد؟
  • آیا نوسانات سایر اجزای سود جامع با قیمت بازار سهام شرکت ارتباط معنی­داری دارد؟
  • آیا سود خالص نسبت به سود جامع قدرت پیش­بینی بیشتری برای پیش­بینی جریان وجه نقد عملیاتی دوره بعددارد؟
  • آیا سود خالص نسبت به سود جامع قدرت پیش­بینی بیشتری برای پیش­بینی سود خالص دوره بعد دارد؟