قسمتی از متن پایان نامه :

2-1- اظهار مسئله
تحلیلگران مالی،  قدرت بازار تولید را به عنوان فاکتوری بسیار مهم در ارزیابی خود از آینده نگری شرکت در نظر می گیرند مهمترین تصمیم در ارزیابی یک کار تجاری،  قدرت قیمت گذاری می باشد.
جایگاه قوی یک تولید قدرت ماندن زیادی را به شرکت اعطا می کند به بیانی دیگر،  شرکت در هنگام پاسخ به تغییرات غیر منتظره در نیازهای مصرف کننده تولید،  انعطاف پذیری بیشتری دارد. قدرت قیمت گذاری به این شرکت ها سود بیشتری می دهد و به آنها اجازه می دهد تا جایگاه عالیشان را حفظ کنند. ایمنی بالای این شرکت ها پیش روی کمبود پول نقد، توانایی آنها برای مواجه شدن با جایگاه اقتصادی نامناسب را افزایش می دهد.رقابت پیشرفته،  خطر انحلال شرکت را افزایش می دهد پس،  ممکن می باشد رقابت شدید،  مدیران را وادار کند تا برای رفع خطر انحلال با شدت بیشتری سود را دستکاری کنند. پیش روی،  انعطاف پذیری مالی بالاتر شرکت ها، به موفقیت های بازار تولیدات قوی تصریح می کند که فشارهای وارد آمده بر مدیران برای درگیر شدن در مدیریت سودرا اظهار می ‌کند.
از مزایای دیگر قدرت قیمت گذاری تولید،  ارزشمندی بیشتر قیمت های سهام و نقدینگی بالاتر سهام می باشد زیرا زمانیکه به سرمایه گذاران اطلاعات بیشتری داده می گردد،  آنها سرمایه بیشتری را انتقال می­دهند ترکیب ارزشمندی بیشتر قیمت های سهام با نقدینگی بیشتر حاکی از آن می باشد که سود شرکت ها با جایگاه قوی­تر،  ثبات بیشتری را نشان می دهد،  از این رو نیاز کمتری برای دستکاری در سود هست.
تعدادی از تحقیقات تصدیق می کند که محیط بازار تولیدات شرکت بر عواملی مثل سرمایه گذاری ها،  تامین مالی،  توزیع پول نقد،  مدیریت شرکت،  پیش بینی سود تحلیلگران و تصمیم گیری های مصون سازی آن شرکت تاثیر می گذارد.
(اکدوگو و مک کی[1]  2012،  داتا و همکاران 2011،  گرالون و میکائیلی[2] 2007 و فاما[3] 1980) عقیده دارند،  به اینکه چگونه قدرت بازار تولیدات تصمیم استراتژیک برای مدیریت سود گزارش شده شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد مسئله­ای می باشد که تا حد زیادی نادیده گرفته شده می باشد.
بخش عمده­ای از پژوهش ها در ارتباط با مدیریت سود به دنبال اطلاعاتی هستند که شرکتها از طریق آن اطلاعات قادر می باشند با دستکاری در سود،  بازار سرمایه را فریب دهند اما ما اطلاعات بسیار اندکی در مورد خصوصیات شرکتهایی که مدیریت سود را تحریک می کنند،  داریم. (هلی و والن 1999[4]) این پژوهش ها  به تحقیقات بیشتری نیاز دارد تا توضیح دهد که چگونه عوامل تجاری،  اقلام تعهدی را تحریک می کنند.
بعضی از شرکتها با قدرت قیمت گذاری تولیدات نامرغوب و با افزودن بعد جدیدی به درک ما از شفافیت و ارزشمندی صورتهای مالی شرکت در امر اقلام تعهدی اختیاری درگیر هستند. این یافته ها،  سطحی از صنعت را منعکس می کنند که می گوید صنایع رقابتی تر،  بیشتر در دستکاری سود مرتبط هستند. همچنین شواهد تجربی بر اساس قدرت و رقابت بازار تولیدات بر ارزشمندی و مدیریت سود شرکت دلالت مستقیم دارد.

ما همچنین با مطالعه ارتباط بین اندازه های متفاوت ساختار صنعت و مدیریت سود،  تجزیه و تحلیل هایمان را گسترش می دهیم. نتایج ما با بهره گیری از سه شاخص جایگزین رقابت در صنعت نشان می دهد که هر چه رقابت در یک صنعت بیشتر باشد،  مدیریت سودبیشتر می گردد که نشان دهنده این می باشد که فقدان محیط رقابتی،  نیاز به درگیر شدن در رقابت دستکاری در سودرا کاهش می دهد.
متون و منابع نیز استدلال می کنند که شرکت ها برای بودجه های محدود از بازارهای سرمایه ملی با یکدیگر به رقابت می پردازند. (دی آموند و ورسیچیا 1991[5])  ادعا  می کنند که افزایش افشا سازی،  عدم تقارن اطلاعات را کاهش خواهد داد و در نتیجه،  هزینه سرمایه شرکت را پایین خواهد آورد. این بحث نشان می دهد که همان گونه که تعداد شرکت هایی که در یک صنعت برای سرمایه محدود رقابت می کنند،  افزایش می یابد،  شفافیت اطلاعاتی نیز افزایش می یابد. (هوبرگ و فیلپس[6] 2010) منطق دیگری را در این ارتباط ارائه می کنند راجع به این که چرا ممکن می باشد شرکت ها در محیط های رقابتی رویه فاش کردن اطلاعات اختصاصی را انتخاب کنند. یعنی،  نیاز به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی به مقصود به دست آوردن منابع مالی نرخ های مناسب تر. آنها شواهدی را در اثبات از این دیدگاه ارائه کردند،  دیدگاهی که می گوید،  جمع آوری اطلاعات خاص شرکت در محیط با رقابت کمتر،  کم هزینه تر می باشد. شواهد تجربی مختلف و پیش بینی های متضاد در متون و منابع افشای اطلاعات،  سوال تجربی جالبی در مورد چگونگی تاثیر رقابت بر شفافیت صورتهای مالی را به وجود می آورد.
شواهد تجربی اخیر اثبات می کند که رقابت بازار در تولید،  انگیزه ای برای مدیران فراهم می آورد تا با منافع سهامداران هم تراز تر شوند. (پرز گنزالز و گودلاپ[7] 2010)
(مولر[8] 2011) نشان می دهند که هرچه شدت رقابت بازار تولید بیشتر باشد،  سودهای شخصی کنترل مدیریتی کمتر می شوند. پژوهش های اندکی در زمینه مدیریت سود در ایران انجام گرفته می باشد. در بیشتر پژوهش های انجام شده بدون در نظر داشتن ارتباط اعداد حسابداری با مدیریت سود به جنبه های دیگر آن تاکید شده می باشد.
در ایران تنها سه پژوهش در زمینه هموارسازی سود انجام شده می باشد. دو پژوهش در زمینه مدیریتی می باشد که در یکی (حاجی وند،  1380) هموارسازی سود تنها در شرکتهای سیمان سازی و تنها برای بازده سه سال (1374-1372) مورد مطالعه قرار گرفته می باشد و در دومی (معتصمی،  1382) نیز اثرات هموارسازی سود بر بازار سهام در 39 شرکت و برای سالهای 1372-1370 مورد ارزیابی قرار گرفته می باشد. یافته های این پژوهش ها نشان می دهد که شرکتها به هموارسازی سود پرداخته اند. اعتبار این دو پژوهش بسیار پایین می باشد،  زیرا که تنها در تعداد اندکی از شرکتها و آن هم برای زمان کوتاه بازدهی داشته می باشد. به علاوه اینکه دو پژوهش یاد شده تنها از شاخص های مدیریتی بهره گیری کرده اند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تنها پژوهش حسابداری انجام شده در این راستا،  پژوهشی در خصوص مطالعه هموارسازی سود از طریق زمانبندی فروش دارایی ها (کوچکی،  1381) می باشد،  که در شرکتهای بورسی به اقدام آمده می باشد. این پژوهش نیز به غیر از بهره گیری از معیار سود حاصل از فروش دارایی ها به عنوان ابزار هموارسازی،  اندازه جامعی از معیارهای مورد بهره گیری در مدیریت سود را در اختیار محقق قرار نداده می باشد. از این رو در پژوهش حاضر،  اکثر شاخص های درگیر مدیریت سود در کلیه صنایع سازمان بورس اوراق بهادار برای بازده ای 15 ساله مورد مطالعه قرار گرفته می باشد.
[1] – Akdogu and MacKay
[2] Grullon and Michaely
[3] Fama
[4] Healy and Wahlen
[5] Diamond and Verrecchia
[6] Hoberg and Phillips
[7] Perez Gonzalez and Guadalupe
[8] Muller

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش: