طبق تعریف مار و سکوما[1] سرمایه فکری، مجموعه­ای از دارایی­های مبتنی بر دانش می باشد که به یک سازمان تعلق دارد و به گونه چشم­گیر در بهبود جایگاه رقابتی مشارکت دارد. تمامی تعاریف  پیرامون سرمایه فکری بر این اصل استوارند که سرمایه فکری، مجموع دارایی­های نامشهود سازمان اعم از دانش، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی را شامل می­گردد (الریش[2]، 1998).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سرمایه ساختاری (فرآیندی)

سرمایه ساختاری را ادوینسون و مالون به عنوان سخت­افزار، نرم­افزار، پایگاه داده­ها، ساختار سازمانی، حقوق انحصاری سازمان، علایم تجاری و تمام توانایی­های سازمان که حامی بهره­وری کارکنان می باشد، تعریف می­کنند. سرمایه ساختاری چیزی می باشد که، هنگامی که کارکنان شب به خانه می­طریقه در شرکت باقی می­ماند. سرمایه ساختاری به چند دسته تقسیم می­گردد: فرهنگ شرکت، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی، فرآیند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی (زاهدی و همکاران، 1386).
سرمایه ارتباطی (مشتری)
سرمایه مشتری که بعنوان پل و کاتالیزوری در فعالیت­های سرمایه فکری محسوب می­گردد، از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار و در نتیجه عملکرد تجاری شرکت می باشد. سرمایه مشتری یک جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری به شمار می­رود که ارزش را در کانال­های بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد، جای داده می باشد (زاهدی و همکاران، 1386).
سرمایه انسانی
سرمایه انسانی، نشان‌دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان می باشد (بنتیس و همکاران، 2002). «بنتیس» (1998) سرمایه انسانی را به عنوان قابلیت جمعی یک سازمان برای استخراج بهترین راه‌حل­ها از دانش افرادش توصیف می کند. «روس و همکاران» (1997) نیز بر این باورند که کارکنان سرمایه فکری را از طریق شایستگی، توجه و چالاکی فکری خود ایجاد می‌کنند. به‌عبارت دیگر، شایستگی شامل مهارت­ها و تحصیلات فرد می گردد، در حالی که توجه دربرگیرنده جزء رفتاری کار کارکنان می باشد. چالاکی فکری، فرد را به تغییر رویّه‌ها و تفکر در مورد راه‌حل های نوآورانه مسائل قادر می‌سازد. «بروکینگ» (1996) نیز معتقد می باشد دارایی­های انسانی یک سازمان شامل مهارت­ها، تخصص، توانایی حل مسئله و سبک­های رهبری می گردد.
آشفتگی مالی
آشفتگی مالی بیانگر شرایطی می باشد که شرکت در ایفای تعهدات و پرداخت بدهی­ها ناتوان باشد و یا با مشکل مواجه گردد. همچنین آشفتگی مالی به معنای افزایش ریسک ورشکستی شرکت می­باشد؛ به بیانی دیگر، هرچه درجه آشفتگی مالی شرکتی بیشتر باشد، احتمال ورشکستگی آن در سال بعد یا سال­های بعد بیشتر می باشد (هاشمی، 1388).
[1] Marr & Schiuma
[2] Ulrich