2-2- مبانی ومفاهیم نظری در مورد حاکمیت شرکتی

حاکمیت شرکتی بحثی می باشد که در بسیاری از رشته‌ها همچون حسابداری، مالی، اقتصاد، جامعه شناسی، حقوق و… بسیاردر مورد آن مطالعه شده می باشد از سال 2004 در مقاطع تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد ودکتری) در دانشگاه‌های کشورهای پیشرو به عنوان یک سر فصل مستقل تدریس می گردد. در ایران نیز این بحث آغاز در محافل حسابداری ریشه دوانیده و در سایر رشته‌ها در حال بسط و گسترش می باشد (قنبری، 1386).
در ترجمه واژه corporate governance چندین واژه معادل فارسی به کار می‌رود. این واژه در معانی حاکمیت شرکتی، حاکمیت مشترک، حاکمیت سهامی وراهبری سازمان به کار رفته واز کلمه لاتین Gubernare)) به معنی هدایت کردن گرفته شده می باشد. که معمولاً برای هدایت کشتی به کار می‌رود ودلالت بر این دارد که حاکمیت شرکتی مستلزم هدایت می باشد تا کنترل. ازبین معانی ذکر گردیده صاحبنظران درعلوم اقتصادی و حسابداری در ایران بیشترمعنی حاکمیت شرکتی را برای واژه مزبور به کار برده‌اند. که ترجمه چندان گویایی نیست زیرا در این معنی، عبارت حاکمیت به گونه مطلق به کار رفته می باشد که در برگیرنده حاکمیت اعم از شرکتی وغیر شرکتی می‌باشد. پس، تعریفی که از جامعیت خاص برخوردار باشد وجود ندارد بلکه تعاریف ذکر گردیده هرکدام از زاویه خاص به این مفهوم پرداخته‌اند. هر کشوری با در نظر داشتن نوع فرهنگ، علائق، زمینه‌های تاریخی، فضای حقوقی وقانونگذاری، حاکمیت نهادهای اقتصادی وپولی وساختار مالکیت شرکتی، سیستمی خاص را از حاکمیت شرکتی تعریف واجراکرده می باشد. حتی در آمریکا وانگلیس که خاستگاه اصلی governance corporate می باشد تعریف واحدی ارائه نشده می باشد (سجادی، 1388).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

با در نظر داشتن پراکندگی نگاه‌ها به حاکمیت شرکتی تعاریف متفاوتی برای این موضوع هست و هر کسی بنا بر زاویه دید و زمینه علمی خود برای آن تعریفی ارائه کرده می باشد.


پاسخ دهید