قسمتی از متن پایان نامه :

درماندگی[1]: درماندگی اصطلاحی می باشد که به شکل تخصصی بهره گیری می گردد و نشان دهنده فقدان نقدینگی می باشد، پس بیشتر مبتنی بر وجوه نقد می باشد و هنگامی رخ می دهد که یک شرکت نتواند تعهدات مالی خود را ادا کند.  ” درماندگی تکنیکی” که به معنی بحرانی شدن وضعیت مالی می باشد، اغلب منجر به اعلام ورشکستگی شرکت می گردد.
نکول[2]: نکول یکی دیگر از اشکال پریشانی مالی می باشد که همیشه بین شرکت بدهکار و گروه بستانکاران رخ      می دهد. شرکت ها پس از عدم پرداخت اصل یا بهره یک وام بلافاصله در شرایط نکول قرار نمی گیرند. به هر حال هنگامی که شرکت ناتوان از پرداخت اصل و بهره اوراق قرضه می باشد و این مشکل ظرف 30 روز برطرف نشود،  در حالت نکول قرار می گیرد. در چند دهه اخیر نکول در پرداخت اصل و بهره اوراق قرضه به رویدادی متداول تبدیل گشته می باشد.
ورشکستگی[3]:  هنگامی یک شرکت ورشکسته می باشد که مبلغ کل بدهی ها از ارزش منصفانه کل دارایی ها بیشتر گردد.در این حالت شرکت می تواند از طریق مراجع قضایی اعلام ورشکستگی نماید.دان و براداستریت(1980) شرکتهای ورشکسته را این گونه تعریف می کنند: “واحدهای تجاری که عملیات خود را به علت واگذاری یا ورشکستگی یا توقف انجام عملیات جاری با زیان توسط بستانکاران،  متوقف نمایند.”
در این پژوهش شرکتهایی که طبق بخشنامه ی سازمان بورس اوراق بهادار به تابلوی غیر رسمی منتقل شده اند و دارای زیان متعدد، سرمایه درگردش منفی و جریان نقد ناشی از عملیات منفی هستند به عنوان شرکت های درمانده مالی تلقی گردیده اند.
 

 

 

2-3)علت های ورشکستگی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تعیین دلیل یا علت های دقیق ورشکستگی و معضلات مالی در هرمورد خاص کار سختی است.در اغلب موارد علت های متعددی با هم منجر به پدیده ورشکستگی می شوند.اما به گونه کلی دلیل اصلی ورشکستگی معضلات مالی و اقتصادی ذکر گردیده می باشد(دان وبراداستریت[4]،1998). در بعضی موارد علت های ورشکستگی با آزمون صورتهای مالی و ثبت ها مشخص می گردد.حسابدارانی که در تجزیه و تحلیل وضع مالی شرکتها ی روبه زوال تجزیه دارند می توانند به راحتی علت های ورشکستگی را شناسایی وتعیین کنند.اما گاهی بعضی مسائل از گردش مالی مناسب دریک واحدتجاری دریک دوره نسبتا کوتاه مدت طرفداری می کندوورشکستگی رااز چشم حسابداران وحسابرسان پنهان می سازد.
نیوتن (1998) علت های ورشکستگی را به دو دسته ی درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم می کند.مهمترین علت های برون سازمانی ورشکستگی عبارتنداز:
  ویژگی های سیستم اقتصادی: در سیستم های اقتصادی ناپایدار ودرحال رشد نسبت به سیستم های اقتصادی باثبات، خطر ورشکستگی بیشتری شرکت ها را تهدید می کند. مدیریت شرکت بایستی تغییراتی را که در ساختار اقتصادی رخ می دهد. پیش بینی کرده و اثرات احتمالی آن را بر وضعیت شرکت برآورد کند.  وی نمی تواند تغییری دراین ویژگی ها ایجاد کند بلکه بایستی تعدیلات لازم را در عملیات شرکت در جهت این سیستم پیاده سازد.شرکتهای بزرگ دارای سازمان هستند اما شرکتهای کوچک تر بیشتر در معرض خطر ورشکستگی قرار دارند،زیرا شرکت های بزرگ بهتر می توانند در شرایط نبود ثبات بازار مقاومت نمایند.
رقابت: رقابت شدید میان شرکتهای تجاری باعث افزایش خطر ورشکستگی خواهد گردید زیرا در محیط های رقابتی فرصت جبران اشتباه وجود ندارد. یکی از علت های ورشکستگی رقابت می باشد، اما مدیریت کارا نقطه مقابل این دلیل می باشد. تغییرات سریع تکنولوژی:  از عوامل موثر بر ورشکستگی تغییرات سریع تکنولوژی می باشد که منجر به منسوخ شدن سریع فرایند تولید و محصولات می گردد. تغییرات در تجارت و بهبودهاوانتقالات در تقاضای عمومی، مثالهایی از تغییرات تکنولوژی به شمار می طریقه. اگر شرکتها از بکارگیری روشهای مدرن و شناخت وسیع و به موقع خواسته های مصرف کننده جدید ناتوان باشند، شکست می خورند.
نوسانات تجاری:عواملی مانند کاهش بهای محصولات یا افزایش ناگهانی هزینه ها،کاهش فروش و غیره از عواملی محسوب می شوند که خطر ورشکستگی را افزایش می دهند. مطالعات نشان داده می باشد که ناسازگاری بین تولید و مصرف، عدم استخدام، کاهش در میزان فروش، سقوط قیمتها و غیره باعث افزایش تعداد شرکتهای ورشکسته شده می باشد.
[1] Insolvency
[2] Default
[3] Bankruptcy
[4] Dun and Bradstreet

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 


پاسخ دهید