ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی شواهدی از بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

3- 1- اهمیت و ضرورت موضوع
صورتهای مالی به عنوان یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی سرمایه گذاران و تحلیلگران می باشد که یک از اهداف آن ارائه طلاعات مفید به سرمایه گذاران می باشد .سرمایه گذاران با بهره گیری از اطلاعات چاپ گردیده در قالب صورتهای مالی ، وضعیت فعلی واحد تجاری را تفسیر نموده و از آن در پیش بینی وضعیت آتی واحد تجاری بهره گیری می نماید. اما با در نظر داشتن تاثیر پذیری صورتهای مالی از برآوردها و روش های مختلف حسابداری و با وجود تئوری نمایندگی کیفیت اطلاعات افشاء شده در این قالب با تردید همراه می باشد . این در حالی می باشد که عامل کلیدی در تصمیم گیری مناسب در اختیار داشتن اطلاعات مرتبط و قابل اتکا می باشد . از این رو به نظر می رسد شناسایی مولفه های تاثیر گذار در افزایش کیفیت صورتهای مالی مهم باشد زیرا که از یک سو عدم اطمینان اطلاعاتی را کاهش داده و از سوی دیگر زمینه استقرار بازار کارا را فراهم می آورد . محققان مختلف مانند فلتام واوهلسون ( 1995 ) محافظه کاری را به عنوان یکی از رویه های حسابداری می دانند که از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ،منجر به کاهش عدم اطمینان اطلاعاتی می گردد و با افزایش کیفیت افشاء اطلاعات زمینه های توسعه و بهبود منابع اطلاعاتی را فراهم می آورد .
4-1 – گزاره های پژوهش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

(باشمن و پتروسکی-2006) با فرق قائل شدن بین طریقه کند شناسایی خبرهای خوب پیش روی طریقه سریع شناسایی خبرهای بد ، به دنبال یافتن این مهم بودند که چه زمانی و چگونه می توان از یک مکانسیم خاص برای شناسایی خبرهای خوب و بد بهره گیری نمود.آنها عدم تقارن اطلاعاتی و بازده غیر عادی را ازجمله ویژگی های اساسی شرکت می دانستند که بر انگیزه مدیران و سرمایه گذاران در بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه تاثیر می گذارد . پس ممکن می باشد تغییرات در بازده غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی پاسخی برای درجه محافظه کارانه شرکت ها باشد.(بازده غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی علتی برای محافظه کاری می باشد ) . از سوی دیگر ( جی و ورسون- 2007) در ارتباط با عدم تقارن اطلاعاتی نظر تحلیلی ارائه می نمایند مبنی بر اینکه خبر بد در صورت سود و زیان شناسایی می گردد در حالی که خبرهای خوب از طریق کانال های دیگر مانند یاداشت های همراه صورتهای مالی و افشاء در کنفرانس مطبوعاتی صورت می گیردو بدین ترتیب موجبات افشاء کامل اطلاعات را فراهم کرده و عدم اطمینان اطلاعات را کاهش و دقت سرمایه گذاران را در ارزیابی جریان نقدی آتی افزایش می یابد . صورتهای مالی سایر منابع اطلاعات را منظم می نماید( بال و شیویکومار -2005، واتز- 2006) . پس ممکن می باشد میزان محافظه کاری پاسخی به  کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه بازده غیر عادی باشد (محافظه کاری علتی برای تغییر عدم تقارن اطلاعاتی و بازده غیر عادی می باشد ) .از این روی طبق پیش بینی های فوق و با در نظر داشتن استدلال های موجود در بخش 2- 1 ، فرضیه هایی به توضیح زیر طرح گردیده می باشد .در فرضیه های گروه اول ارتباط بین متغیرهای بازده غیر عادی ، عدم تقارن اطلاعاتی و حسابداری محافظه کارانه مورد مطالعه قرار می گیرند و در فرضیه های گروه دوم ارتباط علت و معلولی میان بازده غیر عادی ، عدم تقارن اطلاعاتی و حسابداری محافظه کارانه مطالعه می شوند .
الف ) فرضیه های گروه اول :
فرضیه 1 :
بازده غیر عادی با میزان محافظه کاری ارتباط منفی دارد  .
فرضیه 1- 1 :
اعلام  به موقع خبرهای بد با بازده غیر عادی ارتباط منفی دارد
فرضیه 1- 2 :
اعلام  به موقع خبرهای خوب با بازده غیر عادی ارتباط مثبتی دارد .
فرضیه 2 :
بین محافظه کاری وعدم تقارن اطلاعاتی ارتباط  منفی وجود  دارد.
فرضیه1- 2  :

اعلام  به موقع خبرهای بد با عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط منفی  دارد
فرضیه2- 2  :
اعلام  به موقع خبرهای خوب با عدم تقارن اطلاعاتی  ارتباط مثبت دارد.
فرضیه 3 :
بین بازده غیر عادی و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط معنا داری هست.
ب ) فرضیه های گروه دوم :
فرضیه 4 :
تغییر در بازده غیر عادی موجب تغییر در میزان محافظه کاری می گردد .
فرضیه 5 :
تغییر در میزان محافظه کاری موجب تغییر دربازده غیر عادی می گردد.
فرضیه 6 :
تغییر در عدم تقارن اطلاعاتی موجب تغییر در میزان محافظه کاری می گردد .
فرضیه 7 :
تغییر در میزان محافظه کاری موجب تغییر در عدم تقارن اطلاعاتی می گردد .

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی
  • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و نرخ بازده غیر عادی
  • تعیین تأثیر و جایگاه حسابداری محافظه کارانه در کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران