قسمتی از متن پایان نامه :

مطالعه اجمالی علت های تغییر حسابرس، که در بالا به آن پرداخته گردید، گویای این می باشد که تغییر حسابرس همیشه به مشابه چراغ قرمز نیست. بلکه بایستی آن را به عنوان چراغ زردی تصور نمود که نشاندهنده رویدادی می باشد که بایستی قبل از قضاوت در مورد اهمیت آن، با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل گردد سرانجام ، ممکن می باشد این تجزیه و تحلیل های اضافی نشان دهد که تغییر حسابرس، چراغ سبزی می باشد که حکایت از رویداد مثبتی دارد که ناشی از وجود یک مدیر کنشگر می باشد(فوسکو، 2006). از این رو، دیوید سان و همکاران (2006) با در نظر داشتن تاثیر تغییر حسابرس بر عملکرد شرکت، علت های تغییر حسابرس را در سه طبقه قرار می‌دهند.
1- تغییراتی که تاثیر مثبت بر عملکرد شرکت دارد: این نوع تغییر از تمایل مدیریت به بهبود عملیات شرکت سرچشمه می‌گیرد و علل زیربنایی آن عبارتند از:  تغییر در محیط قراردادی شرکت، به کار گماردن حسابرس اثر بخشتر ، نیاز به موسسه حسابرسی بزرگتر ، نیاز به موسسات حسابرسی چند ملیتی ، آگاهی بیشتر حسابرس جدید در مورد صنعت یا عملیات شرکت، نارضایتی از کیفیت حسابرسی( ناتوانی حسابرس در کشف معضلات) ، رشد شرکت و غیره، زمانی که تغییر حسابرس براساس یکی از علت های انجام می گردد ، به گونه کلی انتظار می رود که تغییر حسابرس به نفع سهامداران باشد(مهدوی و ابراهیمی، 1389).
2- تغییراتی که تاثیر منفی بر عملکرد شرکت دارد؛ این نوع تغییر با هدف تحکیم جایگاه تیم مدیریتی سابق انجام می گردد. در این حالت ، مدیریت ، موسسه حسابرسی با کیفیت پایین را انتخاب می کند. تا بتواند از الزامات گزارشگری ساده تر منتفع گردید. حسابرسی با کیفیت پایین، کیفیت اطلاعات ارسالی به بازارهای مالی را کاهش می دهد و مدیریت امیدوار می باشد که بتواند از افزایش اطلاعات نامتقارن به نفع خود بهره گیری کند. حسابرسی با کیفیت پایین، از طریق ایجاد تصویر بهتری از عملکرد مالی شرکت ، جایگاه مدیریت را مستحکم می کند. به بیانی دقیقتر، مدیران با افزایش سود گزارش شده و متورم کردن آن، احتمال برکناری خود را کاهش داده ، پاداش مبتنی بر سود خود را افزایش می‌دهند و مانع از فروش و ادغام شرکت به وسیله شرکتهای دیگر می شوند. این در حالی می باشد که اگر حسابرسی با کیفیت بالاتری انجام گردد، امکان دستکاری سود توسط مدیریت کاهش یافته و جایگاه مدیریت در معرض خطر قرار می‌گیرد. علت های این نوع تغییر بیشتر عبارتند از: تحکیم جایگاه تیم مدیریت از طریق گزارش سود بیشتر ، افزایش در پاداش مبتنی بر سود مدیریت ، انجام حسابرسی با کیفیت پایین(مهدوی و ابراهیمی، 1389).
3- تغییراتی که تاثیری بر عملکرد شرکت ندارند: در این نوع تغییر، هدف مدیریت از تغییر حسابرس ، دستکاری سود نیست. بلکه در این حالت ، تغییر حسابرس در زمانی انجام می گردد که شرکتها و حسابرسان آنها قانوناً با یکدیگر توافق ندارند و این نبود توافق ناشی از روشهای حسابداری محافظه کارانه ای می باشد که حسابرسان ترجیح می‌دهند. در این موارد، مدیریت صرفاً الزامات گزارشگری را ترجیح می دهد که کمتر محافظه کارانه می باشد و بنابر اعتقاد او عملکرد اقتصادی واقعی شرکت را بهتر منعکس می کند. از این رو، مدیریت موسسه حسابرسی را انتخاب می کند که خطرپذیر تر می باشد(مهدوی و ابراهیمی، 1389).. تغییرات نوع دوم و سوم به خرید حسابرس موسوم هستند. خرید حسابرس به اقدام تغییر حسابرس، به مقصود دریافت یک اظهارنظر مطلوب در مورد یک رویه حسابداری یا در مورد صورتهای مالی اطلاق می گردد(دیویدسون و همکاران، 2006). خرید حسابرس، معمولاً زمانی مشهود می باشد که شرکت به صورت مکرر و پی در پی حسابرس خود را تغییر می‌دهد. در این موارد، شرکتها به حسابرسی رجوع می‌کنند که اخیراً تغییر داده اند. اغلب شرکتهای کوچک چنین کاری را انجام می‌دهند. خاطر نشان می گردد که تغییرات نوع سوم مساعدتر و متعادلتر از تغییرات نوع دوم هستند(ترنز و همکاران، 2005).
2-1-8) الزامات افشاء در خصوص تغییر حسابرسان مستقل
افزایش الزامات با این هدف انجام می گردد که محیط گزارشگری ایجاد گردد که در آن حسابرسان بهتر قادر خواهند بود استقلال خود را اعمال کنند و در صورت لزوم، اقداماتی را انجام دهند که مطابق با خواسته ها و اولویتهای صاحبکار نیستند. نشریه گزارشگری مالی[1] (FRR) شماره 31، قوانین کمیسیون بورس اوراق بهادار در مورد اطلاعاتی را که بایستی راجع به تغییر حسابرسان به سرمایه گذاران ارائه گردد، از طریق الزام به افشای سه دسته از اطلاعات عبارتند از:
2-1-8-1) گروه آغاز کننده تغییر حسابرس
با بهره گیری از علت های ارائه شده توسط مدیران می توان تغییر حسابرس را براساس گروه آغاز کننده تغییر، طبقه بندی نمود. به اظهار دقیقتر ، تغییر حسابرس توسط صاحبکاران ، حسابرسان یا عوامل بیرونی ( غیر از صاحبکار یا حسابرس) انجام می گردد.
الف- تغییراتی که صاحبکار آغاز کننده آن می باشد: نیاز به موسسه حسابرسی بزرگتر ، خدمات بهتر یا نزدیک بودن محل اقامت حسابرس به صاحبکار دلایلی هستند که صاحبکار برای تغییر حسابرس ارائه می کند.
ب- تغییراتی که حسابرس آغاز کننده آن می باشد: فقط یک دلیل، نبود توافق و یا رویدادهای قابل گزارش ، منجر به تغییر حسابرس توسط حسابرس می گردد.
ج- تغییراتی که عوامل بیرونی منجر به آن می گردد: عواملی از قبیل ادغام و سیاست چرخش اجباری حسابرس در این طبقه قرار می‌گیرند.  نتایج پژوهش ویستانت (2003) نشان دادکه احتمال اینکه صاحبکاران ، آغاز کننده تغییر حسابرس باشند، سه برابر حالتی می باشد که حسابرسان آغاز کننده آن باشند. یافته های پژوهش وی نشان داد که در 54 درصد موارد صاحبکاران آغاز کننده تغییر حسابرس هستند و در 16 درصد موارد حسابرسان از ادامه کار انصراف می‌دهند یا از نامزدشدن برای انتخاب مجدد خودداری می‌کنند، 30درصد باقیمانده مربوط به عواملی می باشد که نمی توان به گونه ای اتکاپذیر آنها را در هیچ یک از دو گروه قبل قرار داد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2-1-8-2) نبود توافق یا اختلاف نظر بین صاحبکار و حسابرس
در هنگان تغییر حسابرس بایستی علت های تعویض حسابرس برای مالکان بنگاه بطور کاملا مشخص واضح باشد. این وضوح مخصوصا در مواردی که علت تعویض حسابرس ناشی از اختلاف نظر بین مدیریت و صاحبکار بر سر مسائل بنگاه باشد بایستی گزارش و شفاف گردد. زیرا مدیریت ممکن می باشد به علت مقاومت حسابرس در برابر خواسته های مدیریت سود خود در کوشش می باشد که حسابرس را تعویض نموده تا در نهایت به اهداف کنترلی خود در بنگاه دست یابد.
2-1-8-3)رویدادهای قابل گزارش
رویدادهای قابل گزارش عبارتند از: ضعف در کنترلهای داخلی، اتکاپذیر نبودن تاییدیه مدیریت و اتکاپذیر نبودن صورتهای مالی. یافته های ویستانت و همکاران(2003)نشان داد که افشای رویدادهای قابل گزارش، دارای محتوای اطلاعاتی می باشد که پس از افشای چنین رویدادهایی ، قیمت سهام کاهش می‌یابد. تجزیه و تحلیل بیشتر یافته های آنها نشان داد که افشای اتکاپذیر نبودن صورتهای مالی نسبت به افشای ضعف در کنترل داخلی ، دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری می باشد و در مواردی که فقط ضعف در کنترلهای داخلی افشا گردد. قیمت سهام کاهش می یابد . تجزیه و تحلیل بیشتر یافته های انها نشان داد که افشای اتکاپذیر نبودن صورتهای مالی نسبت به افشای اطلاعاتی بیشتری می باشد و در مواردی که فقط ضعف در کنترلهای داخلی افشا گردد،قیمت سهام کاهش نمی یابد. اخیراً ، شرکتها بعضی از علت های تغییر حسابرس را که طبق قوانین ملزم به افشای آنها نیستند، به گونه داوطلبانه و اختیاری افشا می‌کنند. سانکاراگورو وامی و ویستانت (2004) برای مطالعه اینکه ایا افشای این علت های بریا سرمایه گذاران دارای محتوای اطلاعاتی استف علت های تغییر حسابرسان را به دو دسته اثبات‌پذیر و اثبات ناپذیر طبقه بندی کردند.
الف- علت های اثبات پذیر، دلایلی هستند که می توان با مطالعه سایر منابع به وجود آنها پی برد و آنها را اثبات نمود؛ برای مثال، ادغام ، تلفیق و نیاز به موسسه حسابرسی بزرگتر، افشای این علت های ، فاقد محتوای اطلاعاتی برای سرمایه گذاران می باشد؛ زیرا این علت های در سایر منابع نیز افشا می گردد. افشای این علت های صرفاً نبود اطمینان راجع به دلیل تغییر حسابرس را از بین می‌برد(مهدوی و ابراهیم، 1389).
ب- علت های اثبات‌ناپذیر، دلایلی هستند که با مطالعه سایر منابع اطلاعاتی نمی توان به وجود آنها پی برد و آنها را اثبات نمود؛ برای مثال ، علت های مرتبط با خدمات (نیاز به خدمات خاص، نیاز به تخصص در یک صنعت خاص و غیره) و علت های مرتبط با حق‌الزحمه حسابرس(نیاز به حسابرس با حق الزحمه کمتر ، اختلاف در مورد حق‌الزحمه حسابرس) آنها دریافتند که علت های اثبات‌ناپذیر در تاریخ افشا با بازدهی غیر عادی همراه هستند(مهدوی و ابراهیم، 1389).


[1]– Financial Reporting Release

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟