قسمتی از متن پایان نامه :

9)مفاهیم طراحی و اجرای روشهای بودجه ای:
می دانیم که روشهای بودجه ای مناسب یکی از ویژگیهای مهم سیستم بودجه در هر سازمانی می باشد و رفتارها و گرایشات مثبتی را در بین مدیران ترویج می دهد که در نهایت سازمان را در دستیابی به اهداف و مقاصد تجهیز می نماید. علاوه براین، سازمان بایستی به بی طرفانه بودن هر دو جنبه روشهای بودجه ای و اجرای این روشها توجه نماید. اقدامات زیادی برای دستیابی به معیاری برای روش های بودجه ای مناسب می تواند با هزینه ای معقول، مورد بهره گیری قرار گیرد،‌ اما این اقدامات و مزایای مرتبط با آن برای پرسنل حسابداری و حسابرسی،‌ اعضای کمیته بودجه،‌ سرپرستان و دیگر مدیران فعال در طراحی و اجرای سیستمهای بودجه ای سازمان به گونه کامل شناخته شده نیست، پس سازمان بایستی با اجرای مکانیزمهای آموزشی مناسب مانند سمینارهای آموزش و تعلیم اهداف و اهمیت روشهای بودجه ای مناسب و اجرای این روشها و همچنین راههای ترویج اشکال مختلف آن، در جهت توسعه آن گام بردارد. (Magner, 2006)
 

 

2-6-10)بودجه سخت:
اهداف بودجه ای پس از نهایی شدن به عنوان بخش مهمی از سیستم کنترل مدیریت به شمار می آیند. این اهداف مبنای برنامه ریزی را تشکیل می دهند و معیاری برای ارزیابی عملکرد و اقدامات اصلاحی ( در صورت لزوم) به شمار می طریقه. نتایج حاصل از تحقیقات روانشناسی نشان می دهد، که بکارگیری اهداف دقیق و متعارف منجربه عملکرد بهتری در مقایسه با نبود اهداف، می گردد و انگیزش بالایی را در کارکنان به وجود می آورد. ظرفیت انگیزش اهداف بستگی به 2 عامل دارد: (Otley and pierce, 2006)
1-   اهداف تا چه حدی توسط کارکنان پذیرفته و درونی می گردد: بر اساس تئوری احتمال انگیزش، متغیرهای اصلی مرتبط با انگیزش مؤثر دو دسته اند: ظرفیت مربوط به عملکرد موفقیت آمیز و احتمال اینکه کوشش های اضافی منجربه موفقیت شوند. حسابرسان شکی ندارند که تحقق بودجه زمانی برای یک دوره موفقیت آمیز امری ضروری می باشد. چنانچه شواهد نشان می دهد دستیابی به بودجه با پاداش های مادی و معنوی باارزشی همراه می باشد.
2- عامل دومی که برای تأثیر انگیزش اهداف بودجه ای اظهار می گردد، قابلیت حصول این اهداف می باشد: شواهد نشان میدهد که بکارگیری اهداف بودجه ای سخت تر در مقایسه با اهداف آسان منجر به عملکرد بهتری می گردد، اما به محض اینکه اهداف خشک و غیر قابل انعطاف می شوند، تأثیر انگیزشی آن کاهش یافته و کوشش کارکنان در جهت حصول به اهداف به صورت عملکردی در سطوح پایین تر از بودجه محقق خواهد گردید. پس اگر بودجه در سخت ترین سطحی که به وسیله کارکنان قابل حصول می باشد، تنظیم گردد، بالاترین انگیزش را در کارکنان خواهد داشت، پس کسب بیشترین مزایای انگیزشی از اهداف بودجه ای موکول به بهره گیری از بودجه سخت به شرط قابل حصول بودن آن می باشد و این مطلب که این سطح ممکن می باشد میان افراد متفاوت باشد و توسط عوامل دیگری نیز تحت تأثیر قرار گیرد موضوع را پیچیده می کند. حال اگر برای انگیزش عملکرد حداکثر تنظیم بودجه در سطوح هدف ضرورت داشته باشد، مشکل دوچندان شده و نوعی تضاد بین برنامه ریزی و کنترل به وجود خواهد آمد.
 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

2-7)بودجه زمانی:

در حسابرسی همانند سایر حرفه ها، بهره گیری از بودجه زمانی امری متعارف و عادی می باشد. بهره گیری از بودجه زمانی نوعاً سه هدف عمده را دنبال می کند: 1- عامل انگیزشی 2- عامل کنترلی 3- کنترل عملکرد حسابرسان در خصوص کاهش زمان کار. بدیهی می باشد، مادامی که بودجه زمانی به گونه مناسب و مطلوبی تدوین گردد، زمینه مناسب برای تحقق اهدافی نظیر کنترل کیفیت عملیات حسابرسی، ایجاد انگیزه در حسابرسان برای بهبود اثربخشی و کارایی نه تنها میسر بلکه به گونه نسبی تضمین می گردد. در حرفه حسابرسی نوعاً نظاره می گردد که بهره گیری از بودجه زمانی به دلیل مورد سوم بوده که هدف اصلی آن کنترل زمان حسابرسی می باشد. علت های کنترل و کاهش زمان حسابرسی متنوعند. مثلاً ، هدف مدیر پروژه می تواند هرچه سریع تر پایان یافتن عملیات حسابرسی و ارائه گزارش حسابرسی در زمان تعیین شده باشد. یا بعضی از صاحبکاران به مقصود صرفه جویی در هزینه های خود و با این دیدگاه که ارائه خدمات حسابرسی توسط موسسات مختلف تفاوتی باهم ندارند، اقدام به برگزاری مناقصات حرفه ای می نمایند، که در این صورت شرایط رقابتی عامل اصلی کنترل زمان انجام خدمات می باشد. (مهرانی، 1379)
مؤسسات حسابرسی معمولاً حق الزحمه حسابرسی را بر اساس زمان کارکرد، صورتحساب می کنند و پس، جزئیات ساعات صرف شده برای هر کار حسابرسی بایستی ثبت و نگهداری گردد. بودجه زمانی هر کار حسابرسی از برآورد کردن زمان لازم جهت هر مرحله از کار و برای هر یک از سطوح مختلف کارکنان حسابرسی و سپس، جمع زدن این مقادیر برآوردی بدست می آید. پس انتظار طراح برنامه حسابرسی آن می باشد که هر کدام از حسابرسان وظایف محوله را در چارچوب بودجه زمانی انجام دهند.
(Jiambalo, 1982)
بودجه زمانی کار حسابرسی علاوه بر تأمین مبنایی برای محاسبه حق الزحمه، کاربردهای دیگری نیز دارد. بودجه زمانی بخشهایی از کار را که به نظر مدیر یا شریک مؤسسه از حساسیت برخوردار می باشد و به صرف زمان بیشتری نیاز دارد، به اطلاع اعضای تیم رسیدگی می رساند. بودجه زمانی ابزار مهمی برای سرپرستان می باشد، به این معنا که از آن برای اندازه گیری کارایی کارکنان حسابرسی و تشخیص اینکه کار حسابرسی در هر مرحله، از پیشرفت رضایت بخشی برخوردار می باشد یا خیر، بهره گیری می گردد. حسابرسان همواره برای تکمیل رسیدگی ها در محدوده زمان برآوردی آن، در فشارند. یک کمک حسابرس که بیش از حد معمول وقت صرف انجام کاری می کند احتمالاً مورد علاقه سرپرستان قرار نمی گیرد یا نمی تواند به سرعت ترقی کند. توانایی بجای آوردن کار رضایت بخش در یک فرصت نامحدود، امتیاز ویزه ای نیست زیرا در حرفه حسابرسی مستقل، زمان هیچگاه نامحدود نیست. ( ارباب سلیمانی، 1385)
بودجه حسابرسی برای کارهای مداوم بر اساس عملکرد گذشته تیم حسابرسی و به روز کردن ویژگیهای شرکت مورد حسابرسی تنظیم می گردد. بودجه زمانی و برنامه سال گذشته به عنوان نقطه شروع تنظیم بودجه و برنامه سال بعد می باشد. تحقیقات نشان می دهد که در تنظیم بودجه حسابرسی، پرسنل سطوح پایین که کار حسابرسی را اجرا می کنند، مشارکت ندارند، به گونه ای که تنها نظرات مدیران سطوح بالا در تنظیم بودجه لحاظ می گردد.
 

2-7-1)مزایای بودجه زمانی:
در نوشتارهای مختلف اهمیت تهیه بودجه زمانی در انجام حسابرسی ها به کرات مورد تأکید قرار گرفته می باشد. به گونه کلی اهم اهداف و منافع حاصله از بودجه زمانی در حسابرسی را می توان به توضیح زیر برشمرد: ( Azad, 1994)

  • زمان بندی کار حسابرسی و حسابرسان.
  • کنترل کیفیت عملیات حسابرسی.
  • ایجاد انگیزه برای حسابرسان جهت بهبود کارایی.
  • برنامه ریزی مطلوب برای انجام پروژه های آتی.
  • ارزیابی حرفه ای سالیانه حسابرسان.
  •  

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

  • آیا تفاوت معناداری بین ساعات بودجه شده[1] و ساعات گزارش شده[2] پروژه های حسابرسی صورتهای مالی در سازمان حسابرسی هست؟
  • آیا تغییرات در بودجه زمانی سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا تغییرات در ساعات گزارش شده سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا ارتباط معناداری بین بودجه زمانی سال جاری و عوامل صاحبکار متشکل از میزان داراییها، میزان فروش،تعداد واحدهای فرعی و ریسک شرکت هست؟
  • [1] – Budgeted hours