قسمتی از متن پایان نامه :

همانطور که از جدول فوق نظاره می گردد آماره LR، این فرضیه را که همه ضرایب مدل صفر می باشد را تایید نمی کند زیرا مقادیر احتمال در بعضی از متغیرها کمتر از 5 درصد می باشد.
بین  و  ارتباط مستقیم و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان تمرکز مالکیت، تغییر در حسابرس به موسسات کوچکتر بیشتر می گردد و با کاهش تمرکز مالکیت تغییر در حسابرس به موسسات کوچکتر کاهش می یابد. مفهوم این ارتباط به این شکل می باشد که هرچه حاکمیت شرکتی ضعیفتر  گردد تغییرات در حسابرس به موسسات حسابرسی کوچکتر و با کیفیت حسابرسی ضعیف تر افزایش می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد. نتایج با نتایج ضریب همبستگی یکسان می باشد. لذا فرضیه اول پژوهش پذیرفته می گردد یعنی بین تمرکز مالکیت و تغییر حسابرس به موسسات حسابرسی کوچکتر در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط هست.
بین  و  ارتباط معکوس و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان استقلال هئیت مدیره، تغییر در حسابرس به موسسات حسابرسی کوچکتر کمتر می گردد و با کاهش استقلال هئیت مدیره  تغییر در حسابرس به موسسات حسابرسی کوچکتر افزایش می یابد. مفهوم این ارتباط به این شکل می باشد که هرچه حاکمیت شرکتی ضعیفتر  گردد تغییرات در حسابرس به موسسات حسابرسی کوچکتر و با کیفیت حسابرسی ضعیف تر افزایش می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد . نتایج با نتایج ضریب همبستگی یکسان می باشد. لذا فرضیه اول پژوهش پذیرفته می گردد یعنی بین استقلال هئیت مدیره و تغییر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط هست.
بین  و  ارتباط معکوس هست به تعبیری در شرکتهایی که در آن بین وظیفه مدیرعاملی و رئیس هیئت مدیره تفکیک قائل هستند تمایل بیشتری به تغییر حسابرس هست و در صورتی که بین این دو پست و سمت تفکیک قائل نباشند حسابرس در آن کمتر تغییر می یابد. اما این ارتباط به قدری ضعیف می باشد که از لحاظ آماری معنادار نیست. نتایج با نتایج ضریب همبستگی یکسان می باشد. لذا با در نظر داشتن عدم معناداری این متغیر در مدل فرضیه سوم رد می گردد. شرکتهایی که رئیس هیات مدیره و مدیر عامل آن یکسان میباشند تمایل بیشتری به تغییر حسابرس خود ندارند.
بین  و  ارتباط معکوس و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان مالکیت دولتی در شرکتها، تغییر در حسابرس کمتر می گردد و با کاهش آن، تغییر در حسابرس افزایش می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد .
بین  و  ارتباط مستقیم هست به تعبیری هرچه گزارشهای غیر مقبول در شرکتها افزایش یابد، تغییر در حسابرس بیشتر می گردد و با افزایش گزارشهای مقبول، تغییر در حسابرس افزایش می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار نمی باشد.
بین  و  ارتباط معکوس و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان دارایی های شرکت تغییر در حسابرس کمتر می گردد و با کاهش آن، تغییر در حسابرس افزایش می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد .
بینLEV و  ارتباط مستقیم و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان تامین مالی از طریق بدهی تغییر در حسابرس بیشتر می گردد و با کاهش آن، تغییر در حسابرس کمتر می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد .
بینMBو  ارتباط مستقیم و معناداری هست به تعبیری با افزایش میزان نسبت ارزش روز به ارزش دفتری تغییر در حسابرس بیشتر می گردد و با کاهش آن، تغییر در حسابرس کمتر می یابد. این ارتباط از لحاظ آماری معنادار می باشد زیرا اولا مقدارZ به دست آمده بزرگتر از مقدار متناظر آن در جدول (96/1=0.975=αZ) بوده و همچنین  محاسبه شده در این متغیر نیز کمتر از 5 درصد می باشد .
بین  و  ارتباط مستقیم هست به تعبیری هرچه شرکتها زیانده باشند تمایل بیشتری به تغییر در حسابرس دارند اما این ارتباط به قدری ضعیف می باشد که از لحاظ آماری معنادار نمی باشد.
شدت ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از طریق R2 مک فادن برابر با مقدار 06/42 درصد می باشد یعنی اینکه تقریبا 42 درصد از تغییرات در متغیر وابسته AS به وسیله متغیرهای توضیحی مدل توضیح داده می گردد .

سطح معناداری شاخص نیکویی برازش هاسمر- لیشو بیانگر این می باشد که الگوی رگرسیون به درستی برازش شده می باشد زیرا مقادیر P-Value آن بیش از 5 درصد می باشد.

4-1) اختصار فصل

در این فصل در آغاز با بهره گیری از آمار توصیفی به تشریح داده ها و سپس با بهره گیری از روش های مختلف آماری از قبیل همبستگی معمولی و رگرسیون لجستیک به آزمون فرضیات پرداخته و نتایج این روش ها را به صورت مشروح اظهار نموده و در پایان نیز تک تک فرضیات پایان نامه با بهره گیری از نتایج بدست آمده، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده می باشد.اختصار نتایج آزمون آماری به توضیح ذیل می باشد:
 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟


پاسخ دهید