قسمتی از متن پایان نامه :

تأثیر تجزیه وتحلیل انحرافات بودجه: (Bedard et all, 2007)

  • کمک به مدیران حسابرسی در مصالحه بین کنترل هزینه و اطمینان از کیفیت: انحرافات نامساعد مستلزم افزایش هزینه های پیش بینی شده می باشد، که این امر از مازاد آزمونهای حسابرسی پیش بینی شده، بی کفایتی تیم حسابرسی و افزایش تعداد تیم حسابرسی در حین حسابرسی نشأت میگیرد. مدیر مؤسسه حسابرسی بایستی در جهت حذف انحرافات بالقوه آتی گام بردارد. پیش روی انحرافات مساعد مستلزم کاهش هزینه های پیش بینی شده می باشد، که از عدم کفایت آزمونهای پیش بینی شده، کاهش اعضای تیم حسابرسی در حین دوره حسابرسی و یا کارآمدی غیرمنتظره تیم حسابرسی ناشی می گردد. مدیریت مؤسسه حسابرسی بایستی اطمینان حاصل کند که بودجه های آتی شامل هزینه های غیرضروری نخواهد بود. پس از بودجه سال جاری به عنوان مأخذی برای اقدامات حذف هزینه[1] ستفاده خواهد نمود.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • تأثیر دیگر تجزیه وتحلیل انحرافات بودحه در حسابرسی به تخصیص منابع انسانس مربوط می گردد. مؤسسات حسابرسی به گونه همزمان چندین پروژه حسابرسی را اجرا می کنند و دارای توان محدودی برای جابه جایی پرسنل از یک تیم به تیم دیگر هستند. یک بودجه حسابرسی بخشی از منابع ثابت نیروی انسانی (کوتاه مدت ) را به یک تیم تخصیص می دهد. اگر این تخصیص موفقیت آمیز باشد، نه مازاد نیرو خواهیم داشت و نه کمبود نیرو احساس خواهد گردید و منابع کمیاب به گونه کارا و اثربخش مورد بهره گیری قرار خواهند گرفت. کارآمدی تیم در سطح قابل پذیرشی از اثربخشی حداکثر می گردد که تمام پرسنل مؤسسه در میان تیم های حسابرسی طوری تقسیم شوند که ساعات بودجه شده دقیقاً برابر ساعات واقعی باشد. با این تفاصیل به دلیل عدم اطمینان ذاتی در پیش بینی احتیاجات تیم حسابرسی، روشهای بودجه ای بایستی احتمال اینکه ساعات واقعی کمتر یا بیشتر از ساعات واقعی باشد و انحرافات بودجه ای را موجب گردد را منعکس کند.
  • تأثیر نهایی تجزیه وتحلیل انحرافات بودجه در حسابرسی، با ارزیابی پرسنل مرتبط می باشد. دستیابی به بودجه و حصول اهداف زمانی برای پیشرفت در حرفه حسابرسی تأثیر اساسی دارد و به گونه گسترده ای از بودجه به عنوان معیار ارزیابی عملکرد بهره گیری می گردد. اگرچه محققان و پژوهشگران در مورد مناسب بودن آن به نتایج متمایز و گاه متضادی رسیده اند. انحرافات نامساعد به معنی عدم کارایی بخشی از اعضای تیم حسابرسی می باشد در حالیکه انحرافات مساعد نشان دهنده کارایی اعضای گروه می باشد. به همین دلیل پرسنل مؤسسات حسابرسی انگبزه بالایی برای اجرای پروژه حسابرسی در زمانی کمتر از بودجه دارند. بهره گیری از بودجه به عنوان معیار ارزیابی، فشار روانی بالایی را بر پرسنل تحمیل خواهد نمود که می تواند منجر به بروز رفتارهای تهدید کننده کیفیت حسابرسی گردد.
  •  

    2-9)تئوری وابستگی در کنترل مدیریت[2] :
    در تاریخچه مطالعات کنترل مدیریت، تئوری های مختلفی با دیدگاههای رفتاری و اقتصادی،‌ برای درک بهتر از کنترل سازمانی به چشم می خورد که از آن جمله می توان به کنترل های مدیریت رفتاری و دیدگاه وابستگی سیستمهای کنترلی تصریح نمود. تئوری وابستگی، اظهار می کند که سیستم مناسب کنترل در هر سازمانی وابسته به شرایط درون سازمانی و برون سازمانی می باشد. این تئوری مبتنی بر سه قالب ساختاری می باشد. متغیرهای وابستگی( محیط درونی و پیرامون سازمان )، که در پکیج کنترلی سازمان مؤثر می باشد، بسته کنترلی سازمان و متغیرهای خروجی سازمان(معیارهای اثربخشی سازمانی) . (Otley, 1980)
     

     Cost-cutting – [1]
    Contingency theory of management control- [2]

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

  • آیا تفاوت معناداری بین ساعات بودجه شده[1] و ساعات گزارش شده[2] پروژه های حسابرسی صورتهای مالی در سازمان حسابرسی هست؟
  • آیا تغییرات در بودجه زمانی سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا تغییرات در ساعات گزارش شده سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا ارتباط معناداری بین بودجه زمانی سال جاری و عوامل صاحبکار متشکل از میزان داراییها، میزان فروش،تعداد واحدهای فرعی و ریسک شرکت هست؟
  • [1] – Budgeted hours