قسمتی از متن پایان نامه :

2-4) گفتار سوم: مطالعه ارتباط بین ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی
سرمایه‌گذاران نهادی میل و تقاضای بیشتری برای افشا دارند. افشا به ویژه پیش‌بینی سود توسط حاضران در بازار به گونه دقیق مطالعه می گردد. نهادها به گونه مستمر شرکت را برای ارائه اطلاعات دقیق، غیرجانبدارانه و صریح در مورد سود آتی مورد کنکاش قرار می‌دهند. شرکت‌های کارگزاری دائماً جلساتی را برگزار می‌کنند و در این جلسات شرکت‌ها اطلاعاتی را در مورد چشم‌اندازهای شرکت به سهامداران نهادی ارائه می‌کنند. هیلی و همکاران (1999) اظهار کرده‌اند که نهادها ترجیح می‌دهند سهام شرکت‌هایی را خریداری نمایند که به دنبال بهبود مستمر در افشا هستند. یکی از احکام کلیدی شبکه بین‌المللی حاکمیت شرکتی[1] (گروهی می باشد که نظرات و علایق سرمایه‌گذاران نهادی عمده، شرکت‌ها و واسطه‌های مالی را اظهار می کند)، مربوط به ارتباطات وگزارشگری می باشد و اظهار می کند «شرکت‌ها بایستی اطلاعات صحیح، کافی و به موقع منتشر نمایند … به گونه‌ای که سرمایه‌گذاران بتوانند تصمیمات آگاهانه در مورد تحصیل، حقوق و تعهدات مالکیت و فروش سهم بگیرند». پس اگرچه نهادها ممکن می باشد مستقیماً قادر به نظارت بر فعالیت‌های مدیران نباشند (با فرض این که خارج از شرکت هستند) اما با تقاضای اطلاعات بیشتر از شرکت‌ می‌توانند شفافیت بیشتری ایجاد نمایند.با توجه نهادها به افشا و مطالعه مستمر آن‌ها از شرکت‌ برای پیش‌بینی سود آتی، انتظار می‌رود که ارتباط‌ای مستقیم بین آنان و تمایل شرکت‌ به ارائه پیش‌بینی، دقت و صراحت پیش‌بینی وجود داشته باشد  و از خوش‌بینی مدیریت در پیش‌بینی‌های ارائه شده بکاهد (مرادی ، 27،1386) ، (مرفوع، 42،1385) .
در این زمینه تحقیقات مختلفی انجام شده می باشد که از آن جمله می توان به تحقیقات انجام شده توسط جاکوبسون و آکر (1993) و همچنین جیانگ و کیم (2000) تصریح نمود .
پژوهش اول به مطالعه مقایسه ای عدم تقارن اطلاعات بین بازار سرمایه ژاپن و امریکا پرداخته می باشد . نتایج آن ها نشان داد که بازار سرمایه ژاپن اطلاعات مربوط به سودآوری آتی را زودتر از بازار سهام امریکا در قیمت سهام منعکس می سازد . زیرا که به دلیل ساختار مالکیتی شرکتها ، سهامداران ژاپنی در مقایسه با امریکایی ها از چشم اندازهای آتی شرکت ها بهتر آگاهند .
هر چند پژوهش دوم نیز بر اثرات عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سهامداران در ارتباط با سودآوری از نظر زمان و مقدار می پردازد اما پژوهش مزبور تفاوت با اهمیتی با پژوهش جاکوبسون دارد . پژوهش آن ها بر تفاوت های عدم تقارن اطلاعات بین شرکتهای ژاپنی بسته به سطح مالکیت آن ها توسط شرکتهای دیگر پرداخته می باشد . طبق نتایج اخیر هر میزان سطح مالکیت نهادی در شرکتهای ژاپنی افزایش می یابد ، عدم تقارن اطلاعات کمتری بین مدیران شرکت و سایر اشخاص ذینفع در بازار وجود خواهد داشت . پس در شرکتهایی که میزان مالکیت نهادی در آن ها بیشتر می باشد ، قیمت سهام اطلاعات مرتبط با سودهای آتی را سریع تر از شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند ، منعکس می کند(برجی، 1391،50).

تحقیقات نشان می دهند که سازو کارهای حاکمیت شرکتی بهتر، کیفیت و کمیت اطلاعات افشا شده توسط شرکت را افزایش می دهد و باعث کاهش اطلاعات نامتفارن می گردد. طبق تحقیقات زیرساختی بازار، نقدشوندگی بازار، در صورت کاهش اطلاعات نامتقارن افزایش می یابد . بر اساس این یافته ها افزایش در اطلاعات نامتقارن در اطراف اعلان های سود فصلی برای شرکت های کمتر می باشد که حاکمیت شرکتی قوی تری دارند. کاناگارتنام و همکاران(2007) نشان دادند شرکت های دارای حاکمیت شرکتی قوی، عدم تقارن اطلاعاتی کمتری در اطراف اعلامیه های سود دارند.
اسلان و همکاران (2007) نیز شواهد قوی را ارائه نمودند مبنی بر این که شرکت هایی که مالکیت نهادی بالاتری دارند عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در معاملات آنها پیدا نمود می گردد.
در ایران نیز نوروش و ابراهیمی کردلر(1387)در تحقیقی به مطالعه “ارتباط ترکیب سهامداران با تقارن اطلاعات و سودمندی معیارهای حسابداری عملکرد” پرداختند. یافته های این پژوهش،نشان داد که در شرکتهایی که مالکیت نهادی بیشتری دارند در مقایسه با شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند، قیمتهای سهام، اطلاعات سود های آینده را بیشتر در بر می گیرد. این یافته با مزیت نسبی سهامداران نهادی در جمع آوری و پردازش اطلاعات مطابقت دارد.
چانگ و دیگران (2008) به مطالعه اثرات سهامداران حقیقی بر عدم تقارن اطلاعاتی با بهره گیری از 24 شاخص راهبری مرتبط با شفافیت مالی و عملیاتی و همچنین ساختار مالکیتی شرکت پرداختند. فرضیه آنها بر این اساس بود که راهبری ضعیف سبب بروزعدم تقارن اطلاعاتی بیشتر بین سرمایه گذاران داخلی و خارجی شده واین امر بر نقدشوندگی اثر سوء می گذارد. در شرایطی که راهبری شرکتی ضعیف باشد معامله گران شکاف قیمتی بیشتری را ایجاد خواهند نمود. آنها دریافتند که راهبری شرکتی بهتر سبب ایجاد نقدشوندگی بیشتر یا شکاف و اثر قیمتی کمتر شده می باشد.
همچنین بن علی (2009) نشان داد سرمایه گذاران حقیقی آمریکایی در فرانسه هزینه های نمایندگی و تقاضای افشای بهتر و مفید تر را کاهش و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهند.
جنینگز و همکاران(2002) مطالعه ای را با عنوان “مالکیت مدیریتی ، تقارن اطلاعات و نقدشوندگی ” انجام دادند. اما آن چیز که در این پژوهش به گونه خاص مطالعه شده می باشد ارتباط معکوس بین مالکیت مدیریتی و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. دراین مطالعه 35 فصل از سال 1983تا سال 1991 مورد مطالعه قرار گرفت. با بهره گیری از 50هزار نظاره آنها موفق شدند تا نشان دهند که بین مالکیت مدیریتی و شکاف قیمت های پیشنهادی خرید و فروش ارتباط عکس هست و نهادها موجب بهبود در نقدشوندگی سهام در بازار می گردند. به علاوه آنها دریافتند که جزء مربوط به شکاف قیمتی با افزایش مالکیت مدیریتی کاهش می یابد. شاخص نقدشوندگی اصلی مورد بهره گیری در این پژوهش تفاوت نسبی قیمت های پیشنهادی می باشد.
ایزلی و آهارا (2004) چهارچوبی را برای مطالعه معامله کنندگان مطلع و مزیت اطلاعاتی آنها بر نقدشوندگی و کارآیی قیمتی ارائه می کنند . آنها به این نتیجه دست یافتند که وجود سرمایه گذاران مطلع سبب ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی و تحمیل هزینه های کژگزینی بر سرمایه گذاران بی اطلاع شده موجب ایجاد شکاف  بیشتر در قیمت های خرید و فروش (هزینه معاملاتی ) و در نتیجه کاهش نقدشوندگی سهام می گردد.
[1] – International Corporate Governance Network

سوالات یا اهداف پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 اهداف پژوهش:
هدف اصلی از این مطالعه مطالعه ارتباط میان ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی و شناسایی میزان تأثیر هر یک از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نظام حاکمیت شرکت ها بر ارتباط میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. در این راستا کوشش خواهد گردید ضمن تبیین تأثیرپذیری عدم تقارن اطلاعاتی از میزان تمرکز مالکیت، چگونگی تأثیر اندازه و اهرم مالی به عنوان سازوکار های نظام حاکمیت شرکتی بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت مورد آزمون واقع گردد. همچنین در این مطالعه کوشش خواهد گردید راهکارهایی برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت با در نظر داشتن شناسایی نوع و میزان تأثیر هر یک از عوامل یاد شده ارائه گردد. پس اهداف خاص این مطالعه را می توان به صورت زیر اظهار نمود:
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران نهادی.
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران حقیقی.
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران مدیریتی.