قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

3-2)نقد نظریه بازارهای کارا
پس از مطرح شدن فرضیه بازار کارا در دهه 1960 تا کنون، تحقیقات بسیاری روی این فرضیه، مفروضات آن و قابلیت توضیح آن در روندهای بازار سرمایه صورت گرفته می باشد. مطالعات انجام شده در سالهای اخیر بر روی رفتارهای انسانی و عوامل موثر بر آن به خصوص در بازارهای مالی و سرمایه ، بسیاری از فرضیات و تئوری هایی را که اندیشمندان مالی سال ها بر اساس آنها به مطالعه و پژوهش پرداخته اند را به چالش کشیده می باشد. یکی از چالش بر انگیز ترین این مشاهدات در بازار های مالی این می باشد که بر خلاف فرضیه بازار های کارآ ، بازده سهام عادی مشاهدات در بازه های زمانی مختلف قابل پیش بینی می باشد(صالح آبادی و مهران راد ، 1390).
در اقتصاد سنتی فرض می­گردد که سرمایه­گذاران منطقی هستند و قیمت اوراق بهادار برابر با ارزش ذاتی آنها بوده و ارزش ذاتی سهام بوسیله تنزیل جریان­های نقدی مورد انتظار بدست می­آید، به شرطی که انتظارات سرمایه­گذار بر مبنای اطلاعات در دسترس به درستی شکل گرفته باشد. اخبار اساسی باعث تغییرات در قیمت اوراق بهادار می­گردد و زمانی که سرمایه­گذاران اطلاعات جدیدی درمورد ارزش ذاتی اوراق بهادار بدست می­آورند، سریعاً نسبت به آن واکنش نشان می­دهند. تمامی اطلاعات جدید به سرعت در قیمت­ها منعکس می­گردد و برای هیچ­کس فرصت بدست آوردن سود­های غیرعادی بر اساس این اطلاعات باقی نمی­ماند(ساده وند ، 1389).
اما یافته ها حاکی از  آن می باشد که سرمایه گذاران همیشه به گونه منطقی ، قابل پیش بینی و بدون تورش ، همان گونه که توسط مدل های رایج نشان داده شده اند رفتار نمی کنند. ادعای نظریه های جدید این می باشد که تورش های رفتاری متعدد و گسترده ای که در رفتار سرمایه گذاران شکل می گیرد نیز به توضیح رفتار قیمت سهام در بازار کمک فراوانی می کند(صالح آبادی و مهران راد ، 1390).
بدین ترتیب در شروع قرن بیست و یکم از نفوذ فکری فرضیه بازار کارا کاسته گردید. بسیاری از اقتصاد دانان مالی و متخصصان علوم آماری با در نظر داشتن بی نظمی های نظاره شده در بازار و با تاکید بر تاثیر عوامل رفتاری و روان شناختی بر این باور شدند که قیمت های اوراق بهادار تا اندازه ای بر اساس مطالعه قیمت های گذشته و نیز بعضی معیارهای ارزشیابی بنیادی قابل پیش بینی می باشد. لذا این الگوهای قابل پیش بینی موجب می گردد که سرمایه گذاران نرخ بازده اضافی تعدیل شده به واسطه ریسک کسب کنند(مالکیل ، 2003).
محققان علوم رفتاری ادعا می کنند که پارادایم سنتی قیمت گذاری دارایی ها دستخوش ناپایداری های مشخصی شده می باشد. این رویکرد منحصراً عقلایی توانایی تفسیر بعضی بی نظمی های نظاره شده نظیر شتاب کوتاه مدت و برگشت بلند مدت را نداشته و تحت تاثیر رویکرد وسیع تری بر مبنای شناخت ویژگی های رفتاری سرمایه گذاران قرار دارد. بعضی از اقتصاد دانان نظیر آدام اسمیت[1] ، ایروینگ فیشر[2] ، جان مینارد کینز[3] و هری مارکوئیتز قبل از ظهور علوم مالی رفتاری بر این موضوع تاکید داشتند که ویژگی های روانشناختی افراد بر روی قیمت گذاری دارایی ها اثر می گذارد(هرش لیفر ، 2001).
بعضی پژوهش­­ها در زمینه کارائی بازار به نتایجی دست یافتند که روایی فرضیه بازارکارا و نتیجه پژوهش­های پیشین را زیر سوال می­برد. بعضی از این تحقیقات به ارتباط بین سود و بازده و بعضی دیگر صرفاً مبتنی بر بازار هستند. این تحقیقات نشان دادند که بعضی سهام به صورت سیستماتیک متوسط بازده بیشتری نسبت به بقیه بدست می­آورند، هر چند که ریسک چنین سهامی نسبت به سهام دیگر تفاوتی ندارد .
بنز[4]  در سال 1981 شواهدی را ارائه نمود که اندازه شرکت­ها در تعیین بازدهی آنها تآثیر­گذار بود . باسو[5]  در سال 1983 نشان داد که نسبت P/E علاوه بر اندازه از عوامل تآثیرگذار بر بازدهی سهام در بورس های نیویورک و آمریکاست و بعدها این اثر تحت عنوان اثر سهام ارزشی یا رشدی توسط فاما و فرنچ[6] (1996) تعمیم پیدا نمود.
کیم[7] (1983) و رینگانوم[8] (1983) نشان دادند که عمده بازده غیر معمول سهام شرکت­های کوچک در دو هفته اول ژانویه رخ می­دهد و به این شکل اثر آغاز سال شناسایی گردید.
مرتون[9] (1987) با تعمیم CAPM چند دوره­ای به این نتیجه دست پیدا نمود که سرمایه­گذاران بازدهی اضافی را از شرکت­هایی که اطلاعات منتشره کمتری دارند، خواستارند و به این شکل اثر شرکت­های از قلم افتاده شناسایی گردید.
در سال 1988 بهانداری[10] به تأثیر اهرم ( نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام ) در توضیح بازده مورد انتظار سهام تصریح نمود.
مطالعات لوژران[11] (1993) درمورد بازدهی سهام در بورس نیویورک، بازار بورس امریکا و بازار خارج از بورس نزدک  نهایتاً به شناخت اثر بورس­های مختلف منتهی گردید.
در بعضی متون مالی از این تحقیقات به عنوان استثناهای مالی نام برده شده می باشد  که در قسمت بعد به گونه مفصل در مورد هر یک توضیح داده می­گردد.
[1] Adam Smith
[2] Irving Fisher
[3] John Maynard Keynes
[4] Banz
[5] Basu
[6] Fama and French
[7] Keim

[8] Reinganum
[9] Merton
[10] Bhandari
[11] Loughran

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش های پژوهش:
پرسش این پژوهش آن می باشد که آیا عدم اطمینان اطلاعاتی باعث تشدید واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران می گردد؟با در نظر داشتن آنکه برای مطالعه وجود واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران ، سودآوری راهبرد معاملاتی شتاب بایستی مورد مطالعه قرار گیرد پرسش های پژوهش را می توان به شکل زیر مطرح نمود :
1)آیا بین میزان عدم اطمینان اطلاعاتی و واکنش کمتر از حد سرمایه گذاران ، مبتنی بر سودآوری راهبرد شتاب سود ، ارتباط مثبت معناداری هست؟

دسته بندی : دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید