قسمتی از متن پایان نامه :

5-2  نتایج آزمون فرضیات پژوهش
نتایج آزمون فرضیات به توضیح زیر می باشد:
فرضیه اول: نوسانات بازار سهام ارتباط معناداری با عملکرد شرکتها دارد.
برای مطالعه فرضیه های پژوهش از شاخص های بازده دارایی ها، بازده (حقوق صاحبان ) سهام، ارزش افزوده و سود خالص به عنوان شاخص های عملکرد شرکت بهره گیری گردید و به همین دلیل با اجرای مدل  برای هر یک از این متغیرها، ضرایب رگرسیونی را به صورت جداگانه برآورد کردیم. در فرضیه اول پژوهش متغیر نوسانات بازار سهام به عنوان متغیر وابسته (درونزا) و متغیرهای  بازده دارایی ها، بازده (حقوق صاحبان ) سهام، ارزش افزوده و سود خالص به عنوان متغیرهای مستقل در چهار مدل جداگانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج برازش مدل های رگرسیونی در جدول ارائه شده در فصل 4 نشان داد که با افزایش نوسانات بازار سهام عملکرد شرکت در هر چهار بعد کاهش خواهد پیدا نمود. لذا با عنایت به اطلاعات جمع آوری شده، فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه “نوسانات بازار سهام ارتباط معناداری با عملکرد شرکتها دارد” در دو مورد ارزش افزوده و سود خالص با اطمینان 95/0 پذیرفته گردید. فرضیه مربوط به بازده دارایی ها  در سطح 95/0 رد گردید اما با کاهش سطح اطمینان در سطح 90/0 فرضیه اول پژوهش در مورد تاثیر گذاری نوسانات بازار سهام پذیرفته گردید. (1/0 ) پس در مدل های برازش داده شده برای فرضیه اول (ROA) تاثیر تغییرات نوسانات بازار سهام بر عملکرد شرکت معکوس و ناقص می باشد.
مطالعات معدودی ارتباط بین نوسانات بازار سهام و عملکرد را مورد مطالعه قرار داده اند. آلبراتزی و گامباکورتا[1] (2009) از پنج شاخص عملکردی (درآمد بهره خالص، درآمد بدون بهره، هزینه عملیاتی، سود قبل از مالیات و ROE ) بهره گیری کردند تا تاثیر نوسانات بازار سهام بر عملکرد را برای کشورهای صنعتی (استرالیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، انگلستان و آمریکا) در طی سالهای 1981 الی 2003 مورد مطالعه قرار دهند. آنها گزارش کردند که درآمد بهره خالص، درآمد بدون بهره و ROE ارتباط ای مثبت با نوسانات بازار سهام دارند (مثبت معنادار) در حالی که نوسانات بازار سهام با سود قبل از مالیات به صورت منفی در ارتباط می باشد. (منفی معنادار) که این نتیجه با نتایجی که از پژوهش ما استخراج گردید همخوانی دارد.
پژوهش دیگری که توسط یانگ تان و کریستس فلوروس[2] در سال 2013 تحت عنوان “نوسانات بازار سهام و عملکرد بانکی در چین” انجام گردید نشان داد که سطح بالایی از نوسانات بازار سهام منجر به سطح بالایی از بازده سهام (ROE) می گردد. که این نتیجه، بیانگر وجود ارتباط مثبت بین این دو بود. در همین پژوهش که EVA نیز یکی از معیارهای عملکردی بود، وجود ارتباط ای مثبت بین نوسانات بازار سهام و EVA به اثبات رسید.
به نظر می رسد علت های این تفاوت متفاوت بودن صنایع˓ ماهیت خاص صنعت سیمان و وجود قیمت های دستوری˓ عدم کارایی بازار و نبود شفافیت در اطلاعات و جوان بودن بورس اوراق بهادار و در نهایت متفاوت بودن روش های آماری و تاثیر دادن همزمان متغیرهایی مثل نرخ بهره بانکی بر ROE و EVA باشد.

 

فرضیه دوم: رشد تولید ناخالص ملی ارتباط معناداری با عملکرد شرکتها دارد.
نتایج برازش مدل های رگرسیونی نشان داد که با افزایش رشد تولید ناخالص ملی عملکرد شرکت بر اساس معیارهای بازده سهام و بازده دارایی ها افزایش می یابد این موضوع در حالی می باشد که ارتباط بین رشد تولید ناخالص ملی و ارزش افزوده و سود خالص معکوس می باشد. در تمامی مدل های مذکور سطح معناداری کمتر از 05/0 بود. پس فرضیه دوم پژوهش مبنی بر اینکه ” رشد تولید ناخالص ملی  ارتباط معناداری با عملکرد شرکتها دارد” با اطمینان 95/0 پذیرفته گردید.
تحقیقی که توسط یانگ تان و کریستس فلوروس در سال 2013 تحت عنوان “نوسانات بازار سهام و عملکرد بانکی در چین” انجام گردید نشان داد که  رشد تولید ناخالص ملی ارتباط ای منفی و معنادار با عملکرد بانکی در چین دارد(معیار عملکرد: EVA). لویی و ویلسون (2009) نیز در پژوهش که بر روی صنعت بانکداری در ژاپن انجام داده بودند به نتیجه ای مشابه دست یافتند.(معیار عملکرد: EVA)
[1] Albertazzi, U. and Gambacorta, L
[2] Yong Tan , Christos Floros

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:
آیا نوسانات بازار سهام ارتباط معناداری با عملکرد شرکتها دارد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

آیا رشد تولید ناخالص ملی (GDP) با عملکرد شرکتها ارتباط معناداری دارد؟