تأثیر سودآوری و پراکندگی مالکیت بر میزان افشای اختیاری

قسمتی از متن پایان نامه :

2-8 انگیزه های افشای اختیاری
تئوری افشای اختیاری چنین استدلال می کند که مدیران چنین افشاهایی را زمانی انجام می دهند که منافع حاصل از آن بیش از هزینه های آن باشد (هیتزمن، واسلی و زیمرمن[1]، 2008). به عنوان مثال تصمیمات افشای اختیاری مدیران بر اساس میزان تأثیرگذاری چنین افشاهایی بر هزینه سرمایه، خطر اطلاعات و کاهش عدم اطمینان در خصوص دورنمای آتی شرکت صورت می پذیرد؛ زیرا که کیفیت افشای اختیاری به گونه مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر هزینه حقوق صاحبان سهام و جریان های نقدی، ارزش شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد (پلاملی و همکاران[2]، 2008). اضافه براین از دیگر عوامل مؤثر بر تصمیمات افشا مدیران در خصوص بازار سرمایه عبارتند از: معاملات بازار سرمایه، پاسخگویی در خصوص کنترل شرکت، سهام جایزه، دعاوی حقوقی، هزینه های خصوصی، عیان کردن توانایی و استعداد مدیران. در ادامه بعضی از انگیره های افشای اختیاری اظهار می گردد.
2-8-1 فرضیه معاملات بازار سرمایه
این فرضیه که توسط هیلی و پالپو[3] (2001) مطرح گردید اظهار می دارد که درک سرمایه گذار از شرکت بر تأمین مالی شرکت از طریق انتشار اوراق بدهی و یا انتشار سهام تأثیرگذار می باشد. به عنوان مثال اگر مدیران شرکت اطلاعات بیشتری نسبت به سرمایه گذاران خارجی در خصوص چشم اندازهای آتی شرکت داشته باشند تأمین مالی شرکت از طریق بدهی و یا انتشار سهام به صورت عمومی پرهزینه خواهد بود. مدیران قادر خواهند بود به واسطه افشای اختیاری هزینه سرمایه خود را که نشأت گرفته از ریسک اطلاعات می باشد کاهش دهند. البته بایستی خاطرنشان نمود حتی در شرایط کارایی بازار سرمایه به دلیل پر هزینه بودن ارزیابی و کاهش ایرادات ناشی از عدم تقارن اطلاعات و تضاد منافع بین مدیران و سرمایه گذاران، ممکن می باشد بعضی شرکتها به نحو غلطی توسط بازار ارزشیابی شوند. در این شرایط، شرکت هایی که کمتر از میزان واقعی ارزشیابی شده اند به مقصود مقابله (و شاید مجازات) بازار عمومی سرمایه، برای تأمین مالی متوجه بازارهای خصوصی خواهند گردید. عرضه کنندگان خصوصی سرمایه به راحتی می توانند طی مذاکره با مدیران واحدهای تجاری به جزئیات اطلاعاتی آنان دست یابند، در حالی که این امر برای سهامداران امکان پذیر نیست و در نتیجه آنان قادر به ارزیابی صحیح وضعیت شرکت نیستند. به گونه کلی آن دسته از شرکت هایی که با معضلات اطلاعاتی جدی مواجه اند (نظیر شرکتهایی که هنوز به بهره برداری نرسیده اند)، به احتمال زیاد مایل به تأمین مالی خصوصی هستند. به هر حال اگر فواید ناشی از دستیابی به بازار عمومی به نحو بارزی زیاد باشد، بعضی شرکتها ترجیح می دهند علی رغم آنکه زیر ارزش واقعی ارزشیابی شده اند برای تأمین مالی متوجه بازار سرمایه عمومی شوند.
عده ای نیز عقیده دارند مدیران شرکت هایی که بیش از میزان واقعی ارزشیابی شده اند توجه کمتری به ارزیابی های بازار سرمایه دارند. لیکن این گروه از مدیران نیز دارای مسئولیت قانونی به مقصود افشا اطلاعات مربوط برای سرمایه گذاران خود هستند و هرگونه قصوری در این زمینه موجب پاسخگویی می باشد. از این رو مدیران این دسته از شرکتها نیز تمایل ندارند به مقدار بی رویه ای سهام آنها به نرخ بالایی ارزشیابی گردد. عدم تمایل این دسته از مدیران علی رغم این می باشد که ارزشیابی به نرخ بالا، شرکت را در هنگام افزایش سرمایه قادر به صدور سهام جدید خود به نرخهای رضایت بخش می کند  (ایزدی نیا، 1377، ص 118)
2-8-2  فرضیه پاسخ خواهی در خصوص کنترل شرکت

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

این فرضیه اظهار می دارد که هیأت مدیره و سرمایه گذاران مایل به پاسخ خواهی از مدیران در خصوص عملکرد جاری سهام شرکت هستند. تئوری افشای اختیاری فرض می کند که عملکرد ضعیف سود و سهام، خطر از دست دادن شغل را برای مدیران به همراه دارد. از این رو مدیران بایستی به مقصود کاهش احتمال ارزیابی کمتر از میزان واقعی شرکت و توضیح علت عملکرد ضعیف سود به افشا اطلاعات بپردازند.
2-8-3  فرضیه سهام جایزه
مدیران مستقیماً از طریق طرح های پاداش سهام مانند اعطای اختیار خرید سهام پاداش دریافت می کنند. انواع طرحهای پاداش به علت های زیر انگیزهایی را برای مدیران در جهت افشای اختیاری فراهم می نمایند:
الف) مدیرانی که مایل به مبادله سهام تحت تملک خود هستند، دارای انگیزهایی برای افشا اطلاعات خصوصی، در روبرو شدن با محدودیت های تحمیلی توسط قوانین تجارت داخلی و نیز به مقصود افزایش نقدینگی شرکت هستند. این محدودیت ها مدیران را به افشا اختیاری جهت تصحیح ارزش گذاری کمتر از واقع، پیش از انقضای اختیار خرید سهام تشویق می نماید.
ب) مدیرانی که مایل به تأمین منافع سرمایه گذاران هستند از طریق افشا اختیاری درصدد کاهش هزینه های انعقاد قرارداد مربوط به سهام جایزه با کارکنان جدید هستند. اگر قیمت سهام، برآوردی صحیح از ارزش شرکت باشد، سهام جایزه، شکلی کارا از پاداش دهی به مدیران و مالکان می باشد. اگر این طور نباشد مدیران در قبال پذیرش هر گونه ریسک مرتبط با ارزشیابی اشتباه، خواستار پاداش اضافی خواهند بود. انتظار می رود آن دسته از شرکت هایی که از سهام جایزه در سطح وسیع بهره گیری می کنند به مقصود کاهش ریسک ناشی از ارزشیابی اشتباه اقدام به افشای اضافی نمایند.
[1] Heitzman, Wasley and Zimmerman
[2] Plumlee et al

[3] Healy and palepu

سوالات یا اهداف پایان نامه :

   اهداف پژوهش


پاسخی بگذارید