قسمتی از متن پایان نامه :

فرضیه های گروه اول :

  • فرضیه اول که نشان دهنده وجود ارتباط معنادار و منفی بین بازدهی غیر عادی و میزان محافظه کاری در سطح 95% تایید می گردد . همچنین فرضیه ارتباط منفی بین اعلام به موقع خبرهای بد و میزان بازدهی غیر عادی و فرضیه ارتباط مثبت بین اعلام به موقع خبرهای خوب و میزان بازدهی غیر عادی که جزء فرضیه های فرعی وابسته به فرضیه اول می باشد در سطح معناداری 95% تایید می گردد .از این رو می توان اینگونه استدلال نمود که بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه منجر به کاهش بازدهی غیر عادی می گردد .
  • فرضیه دوم که نشان دهنده وجود ارتباط معنادار و منفی بین عدم تقارن اطلاعاتی و میزان محافظه کاری در سطح 95% تایید می گردد. همچنین فرضیه ارتباط منفی بین اعلام به موقع خبرهای بد و عدم تقارن اطلا عاتی و فرضیه ارتباط مثبت بین اعلام به موقع خبرهای خوب و عدم تقارن اطلاعاتی که جزء فرضیه های فرعی وابسته به فرضیه دوم  می باشد در سطح معناداری 95% تایید می گردد .از این رو میتوان اینگونه استدلال نمود که بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه منجر به کاهش هزینه های نمایندگی و در نهایت تقلیل عدم تقارن اطلاعاتی می گردد
    • فرضیه سوم که نشان دهنده وجود ارتباط معنادار  ومثبت بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازدهی غیر عادی می باشد در سطح  95% تایید می گردد. نتایج این فرضیه که در  انطباق و تایید فرضیه اول و دوم می باشد مبین این مهم که با افزایش عدم تقارن اطلاعاتی ،بازدهی غیر عادی افزایش و در نتیجه بازار به سمت بازارهای ناکارا حرکت می نماید.
    • با در نظر داشتن نتایج فرضیه گروه اول می توان اینگونه استدلال نمود که بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی گردیده و این مهم زمینه را برای کاهش بازدهی غیر عادی و دستیابی به بازارهای کارا و در نتیجه برخوردار شدن از مزایای چنین بازارهایی را که به تفضیل در فصل دوم به آن تصریح شده می باشد ،فراهم می سازد. همچنین با در نظر داشتن نتایج این پژوهش میتوان اینگونه استدلال نمود که اتخاذ استانداردهای حسابداری محافظه کارانه می تواند زمینه تقارن اطلاعاتی بین ناشران اطلاعات و بهره گیری کنندگان را فراهم نماید.

      شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

      فرضیه های گروه دوم :
      (1) فرضیه” تغییر در بازده غیر عادی موجب  تغییر در میزان محافظه کاری می گردد” و همچنین فرضیه “تغییر در میزان محافظه کاری موجب بتغییر در بازده غیر عادی می گردد “ در سطح اطمینان 95% رد می گردد که رد این دو فرضیه مبین ارتباط متقابل بین بازده غیر عادی و میزان محافظه کاری می باشد . از این روی میتوان اینگونه استدلال نمود که هر چند ارتباط منفی بین حسابداری محافظه کارانه و بازدهی غیر عادی هست اما جهت این ارتباط به وضوح قابل رویت نیست به اظهار دیگر در سطح اطمینان 95% نمی توان اظهار نمود که بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه در دوره جاری  می تواند بازدهی غیر عادی را در دوره های آتی کاهش دهد یا اینکه مدیران برای کسب بازدهی غیر عادی کوشش می نمایند تا کمتر از حسابداری محافظه کارانه بهره گیری نمایند. شاید بتوان گفت وجود ارتباط پیچیده بین هزینه ها و منافعی حاصل از بکارگیری و یا عدم بکارگیری حسابداری محافظه کارانه یکی از علت های اصلی رسیدن به چنین نتیجه باشد .
      (2) فرضیه” تغییر درعدم تقارن اطلاعاتی موجب تغییر در میزان محافظه کاری” و فرضیه” تغییر در میزان محافظه کاری موجب تغییر درعدم تقارن اطلاعاتی” در سطح اطمینان 95% رد می گردد که رد این دو فرضیه مبین ارتباط متقابل بین عدم تقارن اطلاعاتی  و میزان محافظه کاری می باشد . از این روی میتوان اینگونه استدلال نمود که هر چند ارتباط منفی بین حسابداری محافظه کارانه و عدم تقارن اطلاعاتی هست اما جهت این ارتباط به وضوح قابل رویت نیست به اظهار دیگر در سطح اطمینان 95% نمی توان اظهار نمود که بهره گیری از حسابداری محافظه کارانه در دوره جاری  می تواند عدم تقارن اطلاعاتی را در دوره های آتی کاهش دهد یا اینکه مدیران برای کسب منافع حاصل از  عدم تقارن اطلاعاتی کوشش می نمایند کمتر از حسابداری محافظه کارانه بهره گیری نمایند.

      سوالات یا اهداف پایان نامه :

       اهداف پژوهش:

    • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و عدم تقارن اطلاعاتی
    • شناسایی ارتباط بین محافظه کاری و نرخ بازده غیر عادی
    • تعیین تأثیر و جایگاه حسابداری محافظه کارانه در کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران

    پاسخ دهید