مطالعه تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پژوهش علمی یک کوشش نظام دار برای پاسخ دادن به پرسش هاست و ساختار آن متکی بر یک نظام منطقی که همانا روش علمی نامیده می گردد، قرار دارد. توجه پژوهشگری که از آمار بهره گیری می کند تنها به محاسبه داده ها و بهره گیری علمی از آنها محدود نمی گردد روش های آماری تا هدفهای اساسی توصیف و تحلیل، پیش می طریقه . هدف نهایی پژوهش به دست آوردن نتایج کلی و قابل تعمیم می باشد که ممکن می باشد برای تبیین پدیده ها و پیش بینی رویدادهای آینده به کار رود. هدف از تعیین روش پژوهش آن می باشد که محقق مشخص نماید، چه شیوه و روش را بایستی انتخاب کند تا او را به بهترین نحو در پاسخ به پرسش های محقق یاری نماید (دلاور،1376). لذا به مقصود “مطالعه ارتباط بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی با تغییر حسابرسان شرکت ها پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” این فصل وارد مرحله دیگری از فرایند پژوهش می گردد که در آن به تشریح روش و چگونگی انجام پژوهش پرداخته می گردد. در این فصل ساختار  و  روش پژوهش ، فرضیه های پژوهش و روش آزمون آنها، جامعه و نمونه آماری، نحوه اندازه گیری و طبقه بندی متغیرها و روش جمع آوری اطلاعات و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده مورد مطالعه قرار می گیرد. هر پژوهش علمی در پی شناخت حقیقت ها و کشف روابط بین آنها می باشد. هنگامی که صحبت از روش پژوهش علمی به میان می آید، ذهن هر محقق در آغاز متوجه اندیشیدن به شیوه علمی می گردد. از لحاظ فلسفی روش را مجموعه وسایل و تدابیری معرفی نموده اند که حصول به هدف نهایی و مطلوب را آسان سازد. مقصود از روش علمی همه راه ها و روش هایی می باشد که پژوهشگر و محقق را از لحاظ خطا مصون بدارد و امکان رسیدن به حقیقت را برای وی فراهم سازد. یا به تعبیری دیگر روش پژوهش علمی پیروی از رویه منظم و سیستماتیک می باشد که در جریان بهره گیری از روش های آماری و مرتبط ساختن عوامل موضوع پژوهش بایستی رعایت گردد(دلاور،1376).
3-2) هدف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر ارکان نظارتی برخواسته از حاکمیت شرکتی در تغییر حسابرسان می باشد. تضعیف مکانیزم های حاکمیت شرکتی باعث می گردد که مدیران بدنبال دستیابی به منافع خود اقدام به تعویض حسابرسان موجود با حسابرسان کم سابقه تر، کوچکتر و بی کیفیت تر نمایند. این اقدام جهت پنهان کاری در شرکت، نشان داده واهی وضعیت عملیات بنگاه جلوگیری از گزارشهای نامطلوب حسابرسی صورت می پذیرد. لذا پژوهشگر بدنبال توانایی مکانیزمهای حاکمیت شرکتی برای انتخاب حسابرس بزرگتر بوده تا از این طریق یکی از مستقل ترین فرآیندهای نظارتی(حسابرس مستقل) بصورت پرکاربردتری وارد اقدام گردد.
3-2-1)هدف کاربردی:
اهداف کابردی این پژوهش برای سه دسته از بهره گیری کنندگان قابل کاربرد می باشد:

  • بهره برداران پژوهش حاضر در وهله اول، مالکان و اعتباردهندگان بنگاه می باشند. این دسته از بهره گیری کنندگان صورتهای مالی بایستی نسبت به قابلیت اطمینان اطلاعات ارائه شده از طرف شرکت تصمیم بگیرند لذا وجودحسابرسی با کیفیت در بنگاه و یا شناسایی انگیزه هایی که در پشت تغییر حسابرس هست، ممکن می باشد علت های مدیریتی آن را عیان و مالکان و اعتباردهنگان را نسبت به تصمیم گیری در خصوص کیفیت گزارشات هدایت نماید.
  • به علاوه مسئله سرمایه گذاران و تحلیلکران بازار سرمایه که اقدام به ارزیابی بنگاه می کنند بایستی نسبت به علت تعویض حسابرس تحلیل ارائه دهند. در حالی که مکانیزمهای داخلی حاکمیت شرکتی خوب اقدام نمی کنند شاید تعویض حسابرس مستقل ناشی از خواست مدیران و در خدمت اهداف آنان باشد.
  • در نهایت نتایج حاصل از پژوهش حاضر قادر می باشد الگویی را برای سازمانهای تامین کننده حاکمیت شرکتی فراهم بیاورد تا نسبت به تعویض حسابرسان کنترلهای بیشتر اعمال گردد تا مدیران نتوانند این بازوی مستقل خارج از سازمان را هر زمان که مغایر با اهداف آنها بود تعویض و با آوردن حسابرسان کوچکتر راحتتر با حسابرسان کنار بیایند
  • 3-3) سئوالات پژوهش
    پژوهش حاضر بدنبال مطالعه ارتباط بین مکانیزم های حاکمیت شرکتی و چگونگی تغییر حسابرسان در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. لذا سوال اصلی پژوهش بصورت زیر می باشد:
    آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟
    آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی باعث تغییر حسابرسان مستقل به حسابرسان  بزرگتر می شوند یا حسابرسان کوچکتر وارد بنگاه می گردند؟
    3-4) تبیین فرضیه‌های پژوهش

    وجود حسابرس با کیفیت یکی از اهداف اصلی نظارتی بنگاه ها می باشد. از بین معیارهای متفاوتی که برای کیفیت حسابرس مورد مطالعه قرار گرفته، اندازه حسابرس یکی از معیارهایی می باشد که بعنوان شاخص استقلال و شایستگی موسسات حسابرسی از آن دانسته می گردد(ولینبورگ، 1999؛ کوپلی و داتوت، 2002؛ فاربار، 2005).
    از اینرو، معیار هایی نظیر اندازه مؤسسات حسابرسی، قدمت و نام تجاری مؤسسات به عنوان جانشینی برای کیفیت حسابرسی در نظر گرفته می گردد (فرانسیس و همکاران، 2005؛ کان و همکاران، 2004) نتایج بعضی از  پژوهش های تجربی انجام شده نیز بیانگر این می باشد که مؤسسه های حسابرسی بزرگ، کیفیت بیشتری درکار حسابرسی پدید می آورند در همین راستا، دی آنجلو (1981)  نیز چنین ابراز می دارد که کیفیت مؤسسات حسابرسی با اندازه مؤسسه حسابرسی و سهم این مؤسسات از بازار حسابرسی ارتباط مستقیم دارد. بعضی از شواهد بیانگر این می باشد که مؤسسات حسابرسی بزرگ همواره کیفیت حسابرسی بالاتری نسبت به مؤسسات حسابرسی کوچک ارائه می کنند(حساس یگانه و آذین فر،1389). لذا با در نظر داشتن موارد مطرحه اندازه موسسات حسابرسی معیاری برای کیفیت حسابرسی تلقی می گردد. در نتیجه تغییر حسابرس از موسسات بزرگ به کوچک و یا بلعکس ممکن می باشد ناشی از انگیزه هایی برای افزایش یا کاهش کیفیت حسابرسی باشد. مدیران یا مالکان متمرکز هنگام اختلاف عقیده با حسابرس و یا رویارویی با گزارش مشروط حسابرسان تمایل دارند که حسابرسان را تعویض نموده تا بتوانند تضاد منافع را به نفع خود پایان دهند(اندرسون و همکاران، 2004). در این مواقع تعویض حسابرسان موجود با حسابرسان کوچکتر از لحاظ اندازه مد نظر قرار می گیرد. شرکت هایی که در وضعیت مناسب مالی قرار دارند، فعالیت هایشان پر بازده بود و خطری در خصوص تداوم فعالیت ندارند بهمراه شرکت های سهامی عام بزرگ و شناخته شده همواره برای ایجاد اطمینان در بازار از موسسات حسابرسی بزرگ بهره گیری می کنند(چانی و فیلیپیچ، 2002).  لذا بر همین اساس انگیزه برای تعویض حسابرسان با کیفیت(بزرگتر) هنگام روبرو شدن با معضلات مالی، افزایش اهرم مالی و معضلات داخلی در فرایندهای عملیاتی افزای می یابد(فلتام و همکاران، 1991). کوپلی و داتوت (2002) نشان دادند که تقاضا برای تعویض موسسات حسابرسی با کیفیت و بزرگ هنگام افزایش ریسک های عملیاتی و اهرم های مالی بالا می رود زیرا عدم اطمینان اطلاعاتی برای اینگونه شرکت ها به نسبت سایر شرکت ها کم ریسک تر بسیار کمتر می باشد. لذا باتوجه مطالب ذکر گردیده در پژوهش حاضر پژوهشگر بدنبال مطالعه تاثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی برای تغییر حسابرسان از موسسات حسابرسی بزرگتر به کوچکتر می باشد. محقق در کوشش می باشد که تغییر موسسات حسابرسی را با توجه میزانی از کیفیت حسابرسی که مدیران، اعضای هئیت مدیره، مالکان و سایر ارکان حاکمیت شرکتی بدنبال آن می باشد مورد سنجش قرار دهد. در این راستا تغییر ات موسسات حسابرسی بزرگ به کوچک کوشش برای ارائه گزارشات بدون کیفی تر به شمار می رود و تعویض حسابرسان موجود با موسسات حسابرسی بزرگتر را اقدام بنگاه برای ارائه گزارشات مالی با کیفیت تر و بدور از مدیریت سود تفسیر می گردد در همین راستا فرضیات پژوهشی زیر برای دستیابی به اهداف پژوهش طراحی می گردند.

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

    آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟


    پاسخ دهید