قسمتی از متن پایان نامه :

مبانی نظری ساختار سرمایه

ﺑﻪﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻫﺮ ﺷﺮﮐﺖ، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ (ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻠﻮم ﻣﺎﻟﯽ و ﺑﺎﻧﮑﯽ آﮐﺴﻔُﻮرد، 2005؛ ﻗﺎﻟﯿــﺒﺎف اﺻـﻞ، 1384). درﺑﺮرﺳـﯽ ﺳـﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﺗﻼش ﻣﯽﺷﻮد ﺗﺎ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎدۀ آﻧﻬﺎ در ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬارﯾﻬﺎی ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز، ﺗﺒﯿﯿﻦ ﺷﻮد(ﻣﺎﯾﺮز، 2001؛ ﺑﺮوﻧِﻦ و ﻫﻤﮑﺎران، 2006). ﻧﯿﺰ، ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻫﺪف از ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﺸﺨﺺﮐﺮدن ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﻫﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈﻮرﺑﯿﺸﯿﻨﻪ ﺳـﺎزی ﺛـﺮوت ﺳـﻬﺎﻣﺪاران آن اﺳـﺖ (ﻧِـﻮو، 1381)؛ زﯾﺮا از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﮥ ﺳﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﺎﺑﻌﯽ از ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﮥآن ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯽﺷﻮد (ﺑﺎﻗﺮزاده، 1382)، اﻧﺘﺨﺎب ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﮥ ﻣﻄﻠــﻮب ﻣـﻮﺟﺐ ﮐـﺎﻫﺶ ﻫـﺰﯾﻨﮥ ﺳـﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷـﺮﮐﺖ و اﻓـﺰاﯾﺶ ارزش ﺑـﺎزارآن ﻣـﯽﺷﻮد (ﻣﺪرس و ﻋﺒﺪاﻟﻪزاده،. 1378).
اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ راﻫﺒـﺮدی ﺧـﻮد را اﻧـﺘﺨﺎب و ﺗﻌـﺪﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻣﺪﺗﻬﺎ ﮐﺎﻧـﻮن ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺴﯿﺎری ازاﻗﺘﺼﺎدداﻧﺎن ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻮده و ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﻣﻨﺸﺄ ﺑﺤﺜﻬﺎی ﻓﺮاوان اﺳﺖ (ﻣﺎرﮐِﺰ  و ﺳﺎﻧﺘُﻮز2004). اﻟﺒﺘﻪ، زﻣﺎﻧﯽ اﻋﺘﻘﺎد ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻪ ﻗﺪری ﭘﯿﭽﯿﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﺗﺪوﯾﻦ ﻧﻈﺮﯾﮥ ﻣﻌﻘﻮﻟﯽ دراﯾـﻦ زﻣﯿﻨﻪ ﭘﺮداﺧﺖ. در ﺣﺪودﻧﯿﻢ (1955) ﺑﺎب آﻏﺎز ﺑﺤﺚ درﺑﺎرۀ  ﻗﺮن ﭘﯿﺶ، وِﺳﺘﻮن اﻣﮑﺎن ﺗﺪوﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﻈﺮﯾﻪﻫﺎﯾﯽ راﮔﺸﻮد و اداﻣﮥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺒﺎﺣﺜﺎﺗﯽ در ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪﻣﻮدﯾﻠﯿﺎﻧﯽ و ﻣﯿﻠِﺮ (1958) ﻧﺨﺴـﺘﯿﻦ ﻧﻈـﺮﯾﮥ ﺳـﺎﺧﺘﺎر ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪرا ﺗـﺪوﯾﻦ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻧﺸﺎن میدﻫﺪ ﮐﻪ، اززﻣﺎن اﻧﺘﺸـﺎرﻣﻘﺎﻟـﮥآﻧﻬـﺎ، ﻧﻈـﺮﯾﻪﻫـﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن و اﻟﮕﻮﻫﺎی ﻣـﺘﻌﺪدی درﺑـﺎرۀ ﺳـﺎﺧﺘﺎر ﺳﺮﻣﺎﯾﮥ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ و ﭼﮕﻮﻧﮕﯽاﻧﺘﺨﺎب آن ﺗﺪوﯾﻦ ﺷﺪه اﺳﺖ.
وجوه یا سرمایه مورد نیاز برای تأمین مالی یک فعالیت تجاری یا طرح سرمایه گذاری توسط گروه های متفاوتی تهیه می گردد. وقتی که سرمایه گذاران وجوه خود را در اختیار یک شرکت قرار می دهند، انتظار کسب بازده از سرمایه گذاری خود دارند. دلیل منطقی به این موضوع این می باشد که سرمایه گذاران با سرمایه گذاری در یک شرکت امکان بهره گیری از وجوه را از خود سلب می کنند، و فرصت سرمایه گذاری های دیگر را از خود می گیرند. پس سرمایه گذاری برای فرد سرمایه گذار، هزینه فرصت از دست رفته ای دارد. از طرف دیگر یک فرد که به مقصود سرمایه گذاری، وجوه خود را در اختیار شرکتی قرار می دهد، همیشه این خطر برای سرمایه او هست که در اثر ورشکستگی و عدم توانایی مالی شرکت مزبور، این فرد حتی به اصل سرمایه خود نیز دست نیابد. پس همیشه سرمایه گذاری با نوعی ریسک همراه می باشد.
پس نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران در واقع هزینه فرصت وجوه عرضه شده توسط آنها در طرح های سرمایه گذاری با ریسک های مختلف می باشد. سرمایه گذاران با در نظر داشتن ویژگی های ریسکی شرکت سرمایه پذیر و شرایط محیطی، بازده مورد انتظار خود را تعیین می کنند. تئوری مالی سنتی بیانگر آن می باشد که هزینه سرمایه شامل دو جزء می باشد: نرخ بهره بدون ریسک که معمولاً ً همان نرخ اسناد خزانه[1] کوتاه مدت می باشد  و صرف ریسک سرمایه‌گذاران. با در نظر داشتن ارتباط مستقیم میان هزینه سرمایه و ریسک سهام، هر چه ریسک بیشتر باشد، هزینه سرمایه نیز بالاتر خواهد بود. ریسک سهام معمولاً ً برحسب نوسانات یا واریانس (یا ریشه دوم مربعات آن یعنی انحراف معیار) بازده سهام اندازه‌گیری می گردد. کل ریسک به دو جزء ریسک سیستماتیک و ریسک مختص شرکت[2] (ریسک غیرسیستماتیک) قابل تفکیک می باشد. ریسک سیستماتیک جزئی از ریسک می باشد که با تشکیل پرتفوئی متشکل از دارایی‌های مالی مختلف از طریق تنوع‌بخشی قابل حذف نیست و به آن ریسک بازار[3] نیز گفته می گردد. ریسک سیستماتیک از تأثیر ریسک‌های اقتصاد کلان نظیر ریسک نرخ ارز، ریسک تورم یا ریسک نرخ بهره بر شرکت حاصل می گردد. ریسک باقیمانده، ریسک مختص شرکت نامیده می گردد. با نگهداری ترکیبی از دارایی‌های مختلف در پرتفوی، ریسک مختص شرکت از طریق تنوع‌بخشی قابل کاهش می باشد تا جائی که با نگهداری پرتفوی کاملاً متنوع، ریسک مختص شرکت می تواند  تا حد صفر کاهش یابد. پس، تنها ریسک سیستماتیک اهمیت دارد. این مفروضات، پایه و اساس مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای می باشد که بطور وسیعی مورد بهره گیری قرار گرفته، اما به لحاظ تجربی با انتقادهای جدی مواجه شده می باشد. مطالعات اخیر در آمریکا نشان داد که سرمایه‌گذاران، شامل سرمایه‌گذاران نهادی نظیر صندوق‌های مشاع[4]، پرتفوی‌های متنوع نگهداری نمی‌کنند. این مشاهدات حاکی از آن می باشد که علاوه بر ریسک سیستماتیک، ریسک مختص شرکت نیز اهمیت دارد.
درحالی‌که بسیاری از مدل‌های قیمت‌گذاری ارائه شده دردوره اخیر(نظیر فاما و فرنچ[5] 1993) احتمال تأثیر بعضی عوامل دیگر غیر از ریسک بازار را بر نرخ بازده مورد انتظار (هزینه سرمایه) پذیرفتند، اما تأثیر اطلاعات و کیفیت آن در میان عوامل مذکور مورد توجه واقع نشده می باشد (ایزلی و اهارا[6] 2004).
اگر از دیدگاه شرکت سرمایه پذیر به بحث سرمایه گذاری نگاه کنیم، بازده مورد انتظار سرمایه گذاران همان هزینه سرمایه شرکت سرمایه پذیر می باشد. کلیه تصمیم های سرمایه گذاری در یک شرکت تحت تأثیر هزینه سرمایه آن می باشد. پس درآمد یک فعالیت تجاری یا یک طرح سرمایه گذاری بایستی به میزانی باشد که توانایی پرداخت بازده مورد انتظار تأمین کنندگان سرمایه مورد نیاز بنگاه را داشته باشد بدین ترتیب می توان گفت که هزینه سرمایه یک بنگاه، حداقل نرخ بازده مورد لزومی می باشد که طرح بایستی داشته باشد تا سرمایه گذاران را ترغیب به ارائه وجوه خود به واحد اقتصادی نماید. از طرف دیگر شرکت ها درصدد هستند تا هزینه کلیه نهاده ها مانند هزینه سرمایه را حداقل نمایند. پس هزینه سرمایه هم از دید سرمایه گذاران و هم از دید شرکت ها یک مفهوم اساسی و با اهمیت تلقی می گردد.
تقریباً همه بهره گیری کنندگان برون سازمانی از اطلاعات مالی گزارش شده برای برآورد وضعیت آتی شرکت ها از نظر سودآوری بهره گیری می کنند. پس سرمایه گذاران با بهره گیری از اطلاعات مالی شرکت ها بازده مورد انتظار خود را برآورد می کنند. بدیهی می باشد که ارقام سود یکی از اطلاعات بسیار با اهمیت برای بازار سرمایه می باشد. سود شرکت‌ها به‌دقت توسط فعالان بازار سرمایه دنبال می گردد و سود پیش بینی شده اصولاً برای ارزش‌گذاری سهام به کار می‌رود (نیمی[7]، 2005).
1- Treasury bill rate
2- Idiosyncratic risk
3- Market risk
4- Mutual funds
5- Fama, E. and K. French. 1993. Common risk factors in the returns on stocks and bonds. Journal of financial Economics 33: 3-56.
6- Easley, D. , and M. O,Hara. 2004. Information and the cost of capital. Journal of Finance 59: 1553-1583.
1- Niemi, Antti. 2005. Earnings quality and its country-specific implications for market value. working paper. Helsinki School of Economics.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

سوال اصلی:
1- بین ویژگیهای شرکت و ساختار سرمایه آنها  چه ارتباط ای هست؟
سوالات فرعی:
1- بین ساختار هزینه و ساختار سرمایه  چه ارتباط ای هست؟
2- بین اندازه شرکت و ساختار سرمایه چه ارتباط ای هست؟
3- بین سود آوری شرکت و ساختار سرمایه چه ارتباط ای هست؟


پاسخ دهید