ارتباط محافظه کاری و بازده غیرعادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه IPOs در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-2 – علت های محافظه کاری
هندریکسن ونبردا [1](1992)، درکتاب تئوری حسابداری سه دلیل برای محافظه کاری ارائه کرده اند:

  • اولین دلیل این می باشد که گرایش حسابداران به بدبینی برای جبران خوش بینی بیش از حد مدیران و مالکان، ضروری می باشد .
  • معمولا مالکان واحد های تجاری نسبت به تجارتشان خوش بین هستند. این خوش بینی هم در انتخاب اقلام و هم در تاکید بر اقلام، در گزارش های حسابداری نشان داده می گردد. در اثر فشار بستانکاران و سایر         بهره گیری کنندگان از گزارش های مالی، حسابداران سده نوزدهم به گونه مداوم برای خودداری از انعکاس این  خوش بینی در گزارش هایشان تحت فشار بوده اند. از این رو بسیاری از اصول سنتی حسابداری مبتنی بر  محافظه کاری بوده و بسیاری از این مفاهیم در حسابداری امروز هم رسوخ کرده اند.

  • دلیل دوم برای محافظه کاری این می باشد که بیش نمایی سود و ارزشیابی ها، نسبت به کم نمایی آن ها، برای تجارت مالکان آن خطرناک تر می باشد.
  • بدین معنی که پیامد زیان یا ورشکستگی بسیار جدی تر از پیامد سود می باشد. پس، چنین استدلال      می گردد که وقتی پیامد متفاوت می باشد دلیلی وجود ندارد که قواعد اندازه گیری و شناسایی زیان ها و سودها مشابه باشد. پیش فرض مبنای این استدلال این می باشد که حسابدار برای ارزیابی ریسک، نسبت به سرمایه گذار یا    اعتبار دهنده جایگاه بهتری دارد. با این حال، ارزیابی ریسک و پذیرش یا گریز از آن قضاوتی ذهنی می باشد که  نمی تواند توسط حسابدار انجام گردد. به جای به کار بردن محافظه کاری، بایستی هدف گزارش های مالی فراهم کردن اطلاعات مناسبی باشد که به بهره گیری کنندگان اجازه دهد خودشان ریسک را ارزیابی نمایند.

  • دلیل سوم برای محافظه کاری مبتنی براین فرض می باشد که حسابدار نسبت به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان، به اطلاعات بیشتری دسترسی دارد.
  • حسابدار در هنگام حسابرسی با دو نوع ریسک روبرو می گردد: از یک سو، این ریسک هست که ممکن می باشد آن چیز که گزارش شده بعدا نادرست از آب درآید. از سوی دیگر، این ریسک هست که ممکن می باشد آن چیز که گزارش نشده  بعدا درست از آب در آید. محافظه کاری بدین مفهوم می باشد که تاوان افشا بیش از عدم افشا می باشد. ایراد این شیوه این می باشد که شواهدی اساسی مبنی براینکه پیامد کدام یک از ریسک ها بیشتر از دیگری می باشد وجود ندارد تا بتوان این جانبداری در گزارش های حسابداری را توجیه نمود. حسابدار بایستی تا آنجا که ممکن می باشد برای ایجاد تعادل میان این دو ریسک کوشش کند و در هرجا که ممکن می باشد اطلاعاتی را برای ارزیابی مناسب ریسک فراهم نماید.
    از دیدگاه این دو اندیشمند، محافظه کاری در بهترین حالت روشی ضعیف برای برخورد با ابهام در ارزشیابی دارایی ها و اندازه گیری سود می باشد؛ و در بدترین حالت، منجر به داده های حسابداری کاملا دستکاری شده      می گردد. خطر اصلی این می باشد که زیرا محافظه کاری روشی خام می باشد، اثرات آن ناپایدار می باشد؛ پس داده هایی که به صورت محافظه کارانه گزارش می گردد، حتی توسط آگاه ترین خوانندگان هم نمی تواند به درستی تفسیر گردد. محافظه کاری با هدف افشای همه ی اطلاعات مربوط و همچنین ثبات رویه در تضاد می باشد. همچنین، ممکن می باشد منجر به از بین رفتن قابلیت مقایسه گردد؛ چرا؟ زیرا استانداردهای یکنواختی برای کاربرد آن وجود ندارد. بدین ترتیب هندریکسن و ون بردا براین باورند که محافظه کاری در تئوری حسابداری جایگاهی ندارد. کم نمایی آگاهانه می تواند منجربه تصمیم گیری های ضعیف گردد، همانگونه که بیش نمایی منجر به چنین امری  می گردد.
    [1] -Hendrksen, & Van Berda

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     پرسش پژوهش:
    پژوهش جاری در پی یافتن پاسخی به این سوال می باشد که:
    “آیا بین محافظه کاری و بازده غیر عادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه، ارتباط معکوس هست یا خیر؟”