قسمتی از متن پایان نامه :

9-2- تعریف مدیریت سود[1]
از نظر (اسکات، 2000) مدیریت سود اختیار شرکت در انتخاب روشها و رویه های حسابداری برای دستیابی به بعضی اهداف خاص مدیر می باشد. به نظر می رسد که مدیریت سود معمولا از بهره گیری مدیران از مزایای عدم تقارن اطلاعاتی سهامداران ناشی می گردد. این مسئله کانون تعریف ارائه شده توسط اسکات نیز هست. از طرف دیگر به نظر می رسد بتوان بین مبانی نظری مربوط به مدیریت سود و ادبیات مربوط به تئوری های اثباتی حسابداری ارتباط ای منطقی پیدا نمود. تئوری اثباتی حسابداری توسط واتز و زیمرمن معرفی و رواج پیدا نمود. اصطلاح اثباتی برای تمیز تحقیقات حسابداری که به مقصود توضیح پدیده ها انجام می گردد از تحقیقات حسابداری که به مقصود اتخاذ و صدور حکم و دستور انجام می شود،  سودمند می باشد. به اعتقاد واتز و زیمرمن تئوری اثباتی حسابداری به تشریح رویه های حسابداری می پردازد. این تئوری برای توضیح و پیش بینی رفتار شرکت هایی که نمی خواهند از رویه ای مشخص بهره گیری کنند بکار می طریقه. این تئوری در ارتباط با اینکه شرکتها از چه رویه هایی بایستی بهره گیری کنند توضیحی نمی دهد.
تئوری اثباتی به روابط بین اشخاص مختلفی که منابع واحد تجاری را تامین می کنند توجه دارد و چگونگی کمک حسابداری در انجام این وظیفه را توضیح می دهد. نمونه هایی از این روابط عبارتست از ارتباط میان مالکان (تامین کنندگان سرمایه) و مدیران (عرضه کنندگان کار مدیریت) با ارتباط بین اعتبار دهندگان و مدیران شرکت. روابط مزبور مستلزم تفویض تصمیم گیری از یک طرف (موکل) به طرف دیگر (وکیل یا نماینده) می باشد که از آن به عنوان ارتباط کارگزاری دانسته می گردد. تئوری اثباتیی حسابداری بر این فرض اقتصادی مبتنی می باشد که اعمال اشخاص برای نفع شخصی انجام می گردد و اشخاص این اعمال را برای افزایش ثروت خود و به طریقی فرصت طلبانه انجام می دهند.
1-9-2- عوامل موثر در قیمت گذاری کالا :
۱- اهداف بازاریابی:که مهمترین آنها بقای شرکت وتداوم حضور در بازار می باشد، قیمت کالا بایستی به گونه ای تعیین گردد که ضامن بقای شرکت با در نظر داشتن حداکثر سود مورد انتظار باشد،  لذا برای بدست آوردن رهبری بازار بایستی قیمت گذاری پایین با در نظر داشتن کیفیت کالا مورد نظر کارشناسان مربوطه قرار گیرد. قیمت کالا اساسا مقدار پولی می باشد که برای کالا یا خدمت به ازای بهره گیری از آن توسط مصرف کنندگان پرداخته می گردد،  قیمت تنها رکن از عناصر بازاریابی می باشد که باعث ایجاد درآمد می گردد ولیکن بقیه عناصر بازاریابی همگی دارای هزینه هستند،  لذا قیمت گذاری کالا بدون در نظر داشتن سایر ارکان بازاریابی و تغییرات بازار کار اشتباهی می باشد.
۲-خط مشی ترکیب عناصر بازاریابی:در این روش تعیین قیمت کالا بایستی با طراحی،  توزیع و تبلیغات کالا متناسب باشد زیرا هنگام تهیه یک برنامه بازاریابی بایستی تأثیر همه عوامل لازم برای تعیین قیمت در نظر گرفته گردد.
۳-عامل هزینه : کلیه هزینه های تولید،  توزیع و فروش عامل تعیین کننده ای در قیمت گذاری کالا می باشد که شامل انواع هزینه های ثابت و متغیر می باشد.
۴-سازمان قیمت گذاری: در اغلب شرکتها قیمت توسط مدیران بازاریابی،  فروش و مدیران محصول تعیین می گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

۵- ماهیت بازار : قیمت تابعی از عرضه و تقاضای کل با در نظر داشتن مطلوبیت کالا در نقطه تعادل منحنی عرضه و تقاضا می باشد که در بازارهای مختلف نظیر بازار رقابت کامل،  بازار انحصاری چند قطبی و انحصار کامل متفاوت می باشد.
۶-قیمت رقبا : با در نظر داشتن کیفیت محصول در شرایط رقابتی بر سیاست قیمت گذاری کالا تاثیر بسزایی دارد.
۷-شرایط اقتصادی: با در نظر داشتن میزان نرخ تورم،  نرخ بهره،  رونق یا رکود اقتصادی بر هزینه های تولید اثر گذاشته و لذا قیمت کالا را تحت تاثیر قرار می دهند.
۸- عوامل توزیع: سودی که نصیب واسطه های توزیع و شبکه های فروش می گردد در تعیین قیمت کالا بسیارموثرند.
۹-  قوانین و مقررات:بازاریابان بایستی از قوانین و مقررات دولتی مرتبط با قیمت گذاری کالا اطلاع کافی داشته باشند.
یک شرکت می تواند از طریق قیمت گذاری صحیح اهداف خاصی را دنبال کند، به عنوان مثال با تعیین قیمت پایین می توان مانع ورود رقبا به بازار گردید، هچنین با یکسان سازی قیمت می توان ثبات رادر بازار ایجاد نمود،  لذا تعیین درست قیمت یک کالا می تواند به بازاریابی سایر محصولات کمک نموده و اهداف دیگر شرکت را نیز تامین نماید و با جلب طرفداری واسطه های فروش سبب ایجاد وفاداری و جذب بیشتر مشتریان گردد. خاطر نشان می گردد که با کسب تجربه در امر تولید،  هزینه متوسط تولید کاهش یافته ولذا نزولی بودن شیب منحنی تولید بر اساس تجربه قبلی برای شرکت بسیار حایز اهمیت می باشد زیرا هزینه تولید هر واحد سیر نزولی داشته که با تولید وفروش بیشتر کاهش پیدا کرده و با در نظر داشتن ظرفیت محدود خرید کالا در بازار بایستی از خط مشی قیمت گذاری مخصوصی بهره گیری گردد، خاطر نشان می گردد که سیاست قیمت گذاری پایین ممکن می باشد تصویر ذهنی مبتنی بر نامرغوب بودن کالا را در ذهن مشتری ایجاد نماید و این تاکتیک بایستی با دقت نظر ویژه ای بکار گرفته گردد.
بازار رقابت کامل :از تعداد زیادی خریدار و فروشنده تشکیل شده و هیچکدام به تنهایی نمی توانند بر قیمتهای فروش اثر بگذارند،  لذا در این نوع بازار،  فروشندگان توجهی به خط مشی های بازاریابی ندارند.

بازار رقابت انحصاری: از تعداد زیادی خریدار و فروشنده تشکیل می گردد که برای داد و ستد کالا از قیمتهای مختلفی بهره گیری کرده و کالاهایشان نسبت به هم متمایز می باشد که در کیفیت،  طرح،  ویژگی و خدمات با هم متفاوتند،  لذا فروشندگان برای قسمتهای مختلف بازار کالاهای متفاوتی را با قیمت،  بسته بندی و تبلیغات متفاوت عرضه می نمایند و این بازار کمتر تحت تاثیر خط مشی های بازاریابی قرار می گیرد.
[1] Earning management

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش: