قسمتی از متن پایان نامه :

3-2- عدم تقارن اطلاعاتی
1-3-2- مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی
یکی از عوامل موثر در تصمیم گیری، اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم می باشد. در صورتی که اطلاعات مورد نیاز به صورتی نامتقارن بین افراد توزیع گردد، این عدم تقارن می­تواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوعی واحد سبب گردد. پس، قبل از اینکه خود اطلاعات برای فرد تصمیم گیرنده مهم باشد، کیفیت توزیع اطلاعات می باشد که بایستی به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی در ارتباط با سهام یک شرکت افزایش یابد، ارزش ذاتی آن با ارزشی که سرمایه­گذاران در بازار سرمایه برای سهام مورد نظر قائل می شوند متفاوت خواهد بود. درنتیجه، ارزش واقعی سهام شرکت­ها با ارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خواهد داشت(حساس یگانه و پژنگ، 1388).
آن چیز که در بازارهای سرمایه بایستی مورد توجه قرار گیرد این می باشد که بسیاری از افرادی که اقدام به         سرمایه گذاری می­کنند، مردم عادی هستند که تنها راه دسترسی آنها به اطلاعات مهم شرکت­ها، اطلاعیه­هایی می­باشد که از جانب شرکت­ها منتشر می­گردد. یک نمونه از این نوع اطلاعیه­ها را می توان اعلان سود برآوردی هر سهم دانست که در آن سود پیشنهادی هر سهم از جانب شرکت پیش­بینی شده و به اطلاع عموم رسانده       می گردد. حال اگر در بین سرمایه­گذارانی که در بازارهای سرمایه مشغول فعالیت بوده، افرادی باشند که از نظر اطلاعاتی نسبت به سایرین در جایگاه بهتری قرار داشته باشند و به عنوان مثال از اعلان­هایی که قرار می باشد درمورد سود صورت پذیرد، مطلع باشند قادر خواهند بود تا بر عرضه و تقاضای بازار تاثیر گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شکاف قیمت­ها[1] گردند. دلیل اصلی آن نیز وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه می­باشد.
یکی از نکات مهمی که همواره در مورد بازارهای سرمایه خصوصاً بورس­های اوراق بهادار مطرح می­گردد، بحث “کارایی بازار” می باشد که بر طبق آن تمامی اطلاعات موجود در بازار، اثرات خود را بر روی قیمت سهام منعکس می نماید. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا، دلیل وجودی حسابداری را “عدم تقارن اطلاعاتی” اظهار نمود که در آن یکی از طرفین مبادله، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار دارد. این امر به علت وجود معاملات و اطلاعات درونی به وجودمی آید. حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملاً منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال هست که افراد درون سازمانی بیش از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند به واسطه این مزیت اطلاعاتی در جهت کسب منافع بیشتر اقدام نمایند. در اینجا می باشد که یکی از زیر شاخه­های بحث عدم تقارن اطلاعاتی موسوم به” گزینش نادرست[2]” نمایان می گردد. گزینش مغایر به وضعیتی اطلاق می گردد که در آن فروشندگان، اطلاعات مربوطی در اختیار دارند که خریداران از آن بی­اطلاع می باشند و بالعکس، که این امر دقیقاً قبل از وقوع معامله به وجودمی­آید. زمانی که معامله­گران در بازار از وجود افراد غیر مطلع آگاه شوند مساله گزینش مغایر افزایش می یابد. در این حالت افزایش سطح عدم تقارن اطلاعاتی از طریق گسترش تفاوت”دامنه پیشنهادی قیمت خرید و فروش سهام[3]” نشان داده می­گردد و بازارگردان­ها [4] از افزایش این تفاوت برای جبران ریسک گزینش مغایر بهره       می گیرند. به بیانی دیگر، حضور افراد ناآگاه در بازار سرمایه این امکان را فراهم می سازد تا سرمایه گذاران حرفه­ای نرخ بازده بالاتری بدست آورند.
معمولاً زمانی که اطلاعات تازه­ای از وضعیت شرکت­ها در بازار منتشر می­گردد، این اطلاعات توسط تحلیلگران، سرمایه­گذاران و سایر بهره گیری کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم گیری نسبت به خرید و فروش سهام صورت می پذیرد. این اطلاعات و نحوه واکنش به آن­ها بر رفتار       بهره گیری کنندگان، به خصوص سهامداران بالفعل و بالقوه تاثیر گذاشته و باعث افزایش و یا کاهش قیمت و حجم مبادلات سهام می گردد، زیرا نحوه برخورد افراد با این اطلاعات جدید نوسانات قیمتها را شکل می­دهد. پس، در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنش­ها  متفاوتی را از سوی سرمایه­گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می باشیم که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت. مطالب فوق می­تواند بیانگر اهمیت موضوع عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر غیر قابل انکار آن بر روی تصمیم­گیریهای اقتصادی افراد باشد.
2-3-2- نظریه عدم تقارن اطلاعاتی
جایزه نوبل سال 2001 در اقتصاد به مایکل اسپنس[5]، جورج اکرلوف [6]و چوزف استیلیتز[7] به خاطر کارشان در زمینه اقتصاد اطلاعات تعلق گرفت. این سه دانشمند در دهه هفتاد میلادی نظریه ای را درمورد بازار        پایه گذاری کردند که به نظریه اطلاعات نامتقارن شهرت پیدا نمود. اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی قبل از وقوع معامله می تواند موجب افزایش گزینش نادرست در بازار ها گردد. به عقیده اسپنس، واسطه های آگاه    می توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه های نا آگاه، در آمد بازار خود را بیشتر کنند. استیلیتز خاطر نشان ساخت که واسطه کم اطلاع، گاهی می تواند با اقدام “سرند کردن”[8]، برای مثال با ایجاد حق انتخاب در فهرستی از چند قرارداد برای یک معامله معین، اطلاعات واسطه ی مطلعتر را بدست آورد (مکرمی،1381).
اکرلوف در سال 1970 در مقاله ای تحت عنوان “بازار نابسامان” اولین تحلیل رسمی از بازار هایی را که با مشکل اطلاعاتی گزینش نادرست روبرویند، معرفی نمود. وی نوعی بازار کالا را معرفی می کند که در آن، به اصطلاح رایج فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد. اکرلوف به کمک فرضیه علمی نشان می دهد که مشکل اطلاعاتی ممکن می باشد موجب توقف کل بازار گردد و یا بصورتی انقباضی، بازار را به گزینش نادرست محصولات کم کیفیت سوق می دهد.
یکی از نکات مهم در پژوهش اکرلوف این می باشد که واسطه های اقتصادی ممکن می باشد انگیزه ای قوی برای پوشاندن آثار زیانبار معضلات اطلاعاتی بر کارایی بازار، داشته باشند. اکرلوف معتقد می باشد بسیاری از نهاد های بازار را می توان به عنوان نهاد های خود جوشی تلقی نمود که در کوشش برای حل معضلات ناشی از اطلاعات نامتقارن پدید آمده اند. مثال مناسبی در باره این ایده که اطلاعات نامتقارن موجب گزینش زیان آفرین        می گردد، مقایسه ناظری بی اطلاع در قیاس با اشخاص خودی می باشد که ممکن می باشد اطلاعات بهتری درمورد آینده سود آوری شرکت داشته باشند. در نتیجه، موسسه های که سودآوری آنها از حد متعارف پایین تر می باشد بالاتر ارزیابی می شوند و نسبت به موسساتی که سود آوری بالاتر  دارند اما کمتر ارزیابی شده اند، آسانتر      می توانند با انتشار سهام خود پروژه های جدید را تامین مالی کنند. می توان نتیجه گرفت که موسساتی که سود آوری کمتری دارند ممکن می باشد سریعتر رشد کنند و بازار سهام قبل از هر چیز در تسلط نابسامانی می باشد. زمانی که سهامداران نامطلع در نهایت به اشتباه خود واقف شوند، قیمت سهام افت می کند(مکرمی،1381).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[1] -Spread
[2] – Adverse Selection
[3] – Bid – Ask Spread
[4] – Market Makers
[5] – Michael Spence
[6] – George Akerlof
[7] – Joseph Stiglitz
[8] – Screening

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش پژوهش:
پژوهش جاری در پی یافتن پاسخی به این سوال می باشد که:

“آیا بین محافظه کاری و بازده غیر عادی کوتاه مدت سهام عرضه های عمومی اولیه، ارتباط معکوس هست یا خیر؟”