ارتباط بین ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

5-3) نتیجه‌گیری
در تحلیل و نتیجه گیری نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه اول همانگونه که در ادبیات پژوهش به آن تصریح گردید، سرمایه‌گذاران نهادی میل و تقاضای بیشتری برای افشا دارند. نهادها به گونه مستمر شرکت را برای ارائه اطلاعات دقیق و صریح در مورد سود آتی مورد کنکاش قرار می‌دهند. با در نظر داشتن ادبیات پژوهش و تئوری های موجود در این زمینه انتظار می رود، نهادها به افشا و مطالعه مستمر از شرکت‌ برای پیش‌بینی سود آتی بپردازند. پس بر اساس نظریه های موجود ارتباط‌ای مستقیم بین سطح سرمایه گذار نهادی و تمایل شرکت‌ به ارائه پیش‌بینی، دقت و صراحت پیش‌بینی وجود داشته باشد و از خوش‌بینی مدیریت در پیش‌بینی‌های ارائه شده بکاهد (فخاری ، 11،1391) ، (نوروش، 17،1388).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در پژوهش پیش رو ارتباط معنی داری بین سطح سرمایه گذار نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی نظاره گردید. و با در نظر داشتن مثبت بودن ضریب خط متغیر مذکور در خروجی های تحلیل رگرسیون مورد توجه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه نتایج تحقیقات مشابه صورت گرفته در این زمینه توسط جاکوبسون و آکر (2008) و همچنین جیانگ و کیم (2007) نشان می دهد، هر میزان سطح مالکیت نهادی در شرکتهای ژاپنی افزایش می یابد، عدم تقارن اطلاعات کمتری بین مدیران شرکت و سایر اشخاص ذینفع در بازار وجود خواهد داشت. پس در شرکتهایی که میزان مالکیت نهادی در آن ها بیشتر می باشد ، قیمت سهام اطلاعات مرتبط با سودهای آتی را سریع تر از شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند ، منعکس می کند (فخاری و حسینی کردخیلی ، 12،1391).
در ادامه تحلیل نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های دوم و سوم و چهارم و بر اساس نظریه های مطرح شده در فصل دوم، انتظار می رود در بازارهای نوظهور، ارتباط مستقیمی میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی مستقر باشد. در این ارتباط، با در نظر داشتن این که در بازارهای نوظهور اطلاعات نهانی معمولاً قبل از افشای عمومی به بازار درز می کند، این احتمال هست که گروهی از معامله گران که ارتباط نزدیکی با افراد درون سازمانی دارند، اطلاعات بیشتری نسبت به سایر افراد برون سازمانی داشته باشند که یکی از متخصصان بازار سرمایه با نگه داشتن تعداد زیادی از سهام در نزد خود باعث افزایش دامنه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش می گردند. دیگری سهام با قیمت پایین که به دلیل ایجاد ناپیوستگی در قیمت سهام، سفارشات را محدود و در نتیجه باعث افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش میگردند (برنچ و فرید [1]، 2012). پس مزایای اطلاعاتی ساختارهای مالکیتی متمرکز الزاماً محدود به افراد درون سازمانی نمی باشد. در این بازارها، زمانی که شرکت ها از ساختار مالکیت متمرکزی برخوردار می باشند تضاد میان کنترل شرکت و ادعا بر سر جریان‏های نقدی تشدید پیدا می کند. بطوری که عموماً مالکین عمده قادر می‏باشند با کنترل سهامداران دیگر، از منابع شرکت به نفع خود و به هزینه سهامداران اقلیت بهره‏برداری نمایند (جنینگز و همکاران ، 2002). پس انتظار می رود این شرکت ها و سهامداران عمده آنها در راستای پنهان کردن رفتارهای فرصت طلبانه خود، اطلاعات کمتری افشا نمایند که این امر به نوبه خود می تواند منجر به تشدید پدیده عدم تقارن میان سهامداران متمرکز و دیگر سهامداران برون سازمانی گردد (چن و همکاران، 2009). اما نتایج آزمون فرضیه سوم بیانگر عدم ارتباط بین میزان سهامداران مدیریتی با عدم تقارن اطلاعاتی می باشد.
نتایج بدست آمده از پژوهش پیش رو بیانگر عدم همراهی نتایج تحقیقات مشابه صورت گرفته داخلی می باشد. بگونه ای که تحقیقاتی همچون نوروش و ابراهیمی کردلر(1388)، که به تأثیر سرمایه گذاران شرکتی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند نشان می دهد که شرکت های با درصد بالای سهامداران شرکتی، نسبت به شرکت های با درصد پایین سرمایه گذاران شرکتی، اطلاعات بیشتری در ارتباط با سودهای آتی را گزارش کرده اند و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در شرکت های با مالکیت شرکتی کمتر نظاره شده می باشد. و نتایج کلی پژوهش حاکی از وجود ارتباط معنی دار بین مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی شرکت هاست. همچنین پژوهش کاظمی و محمدنژاد (1390)، به مطالعه تاثیر ساختار مالکیت بر عدم تقارن اطلاعاتی و عملکرد مالی شرکتها پرداختند. یافته‌های پژوهش آنها نشان می‌دهد که بین مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط منفی و معناداری هست بطوری که هرچه میزان مالکیت نهادی افزایش یابد، ارائه اطلاعات به دست مدیران شرکت به افراد مرتبط در بازار نیز افزایش می یابد. به تعبیری دیگر، افزایش مالکیت نهادی باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد، که این امر موجب کارایی بازار از نظر اطلاعات خواهد گردید.
[1] – Branch, B. ,Freed (2012)

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:
هدف اصلی از این مطالعه مطالعه ارتباط میان ترکیب سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی و شناسایی میزان تأثیر هر یک از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نظام حاکمیت شرکت ها بر ارتباط میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. در این راستا کوشش خواهد گردید ضمن تبیین تأثیرپذیری عدم تقارن اطلاعاتی از میزان تمرکز مالکیت، چگونگی تأثیر اندازه و اهرم مالی به عنوان سازوکار های نظام حاکمیت شرکتی بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت مورد آزمون واقع گردد. همچنین در این مطالعه کوشش خواهد گردید راهکارهایی برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از تمرکز مالکیت با در نظر داشتن شناسایی نوع و میزان تأثیر هر یک از عوامل یاد شده ارائه گردد. پس اهداف خاص این مطالعه را می توان به صورت زیر اظهار نمود:
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران نهادی.
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران حقیقی.
مطالعه چگونگی و میزان تأثیر پذیری عدم تقارن اطلاعاتی از ترکیب سهامداران مدیریتی.