مطالعه ارتباط بین قدرت بازار تولید و ساختار صنعت و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

3-1- مدیریت سود
فلسفه مدیریت سود،  بهره گیری از انعطاف پذیری روشهای استاندارد و اصول پذیرفته نشده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روشهای اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت نمود،  از دیگر علت های وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روشهای حسابداری می باشد. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر می باشد،  یکپارچگی داده ها ارائه شده در صورتهای مالی کمتر می گردد. اصول تطابق و محافظه کاری نیز می تواند باعث مدیریت سود گردد. بنابر گفته گتشو (1986)،  شرکت کارباید،  سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه کردن به موجودی نقدی و تنها با بهره گیری از روشهای تعهدی حسابداری استهلاک،  معافیت های مالیاتی سرمایه گذاری ها و به حساب دارایی بردن بهره،  افزایش داد. مدیران شرکت تاکید کرده اند که این کار برای ارائه ی صورتهای مالی واقعی تر و قابل مقایسه کردن صورتهای مالی شرکت،  با سایر شرکتهای در صنعت مشابه،  صورت گرفته می باشد. تحلیلگران مالی و حسابرسان از این پدیده به عنوان ترفند حسابداری نام می برند. این در حالی می باشد که تمامی اقدامات در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته می باشد. پژوهش ها نشان می دهد که مدیران شرکتها از روی قصد،  سودهای گزارش شده را با بهره گیری از انتخاب سیاست های خاص خود تغییر در برآوردهای حسابداری و اقلام تعهدی،  دستکاری می کنند تا به هدفهای موردنظر خود برسند (میلر و جون،  402: 2001).
تحلیلگران مالی انتظار دارند که شرکتها به پیش بینی های انجام گرفته برسند و مغایرتی نداشته باشند،  این مهم برای شرکتهایی که قابل اتکاءتر هستند،  بیشتر صادق می باشد. تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران از انحراف میان مقادیر پیش بینی شده و واقعی بسیار ناخشنود خواهند گردید (کولینگ وود،  2001).
از این مغایرت ها در خصوص با مدیریت سود،  بیشتر بهره گیری می گردد. در مغایرت منفی،  صاحبان سود،  مدیریت سود را تقلب می دانند در حالیکه در مغایرت مثبت،  مدیریت سود را اقدامی بدون مشکل و طبق صلاحدید مدیریت قلمداد می نمایند (فریدسون و آلوارز،  11: 2002). برخلاف اینکه،  اکثر افراد هموارسازی را سوءاستفاده از انعطاف پذیری در گزارشگری می دانند،  به نظر ما،  مدیران باخرد که هدفشان افزایش ارزش شرکتهایشان می باشد،  در چارچوب الزامی قانونی  و حسابداری اقدام به بیشتر کردن ارزش شرکت تحت نظر خود،  بهره گیری می نمایند. (کیرشنهایتر و ملومد،  2002). پیش روی،  اگر داده های آورده شده در صورت های مالی به زیان صاحبان سود تغییر کند،  تقلب مدیریت در جهت مقاصد فردی اش به شمار می رود.
(هانت،  مویر و شلوین ،1997)،  مطالعه کرده اند که آیا صلاحدید مدیریت که در مدیریت سود اعمال می گردد،  بر ارزش شرکت اثری دارد یا خیر. یافته های پژوهش های آنها نشان داد که نشان دادن رقم پایین تر برای سود حاصل از اقلام معوق،  باعث افزایش ارزش بازار سرمایه می گردد. عیان می باشد هنگامی که نظرات شخصی مدیریت باعث کاهش سود می گردد،  یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
بازی با ارقام مالی (نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود)،  می تواند تاثیر کاملا منفی،  در هنگام کشف شدن باقی گذارد. با بهره گیری از حسابداری مدیریت سود،  مدیریت می تواند تصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن می باشد به اشتباه تعبیر گردد و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه گردد. هنگامی که اشتباهاتی کشف می گردد،  شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد. و این باعث کاهش شدید اوراق بدهی و سرمایه اش خواهد گردید. (مافورد و کومیسکی،  2002: 8).

  1. تعریف مدیریت سود: (شیپر،1989: 92): مدیریت سود، دخالت عمدی در فرایند گزارشگری خارجی با قصد به دست آوردن سود می باشد.
  2. (هیلی و وهلن ،1999: 368): مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارشگری مالی بهره گیری کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگری مالی دستکاری می نمایند. این هدف یا به قصد گمراه کردن بعضی از صاحبان سود در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا تاثیر بر نتایج قراردادهایی می باشد که انعقاد آنها منوط به دستیابی به سود شخصی می باشد،  انجام می شود.

    هر چند که این تعریف ها در سطح وسیع مورد پذیرش می باشد،  اما کاربرد عملیاتی این تعریف ها،  کمی دشوار می باشد،  زیرا قصد و نیت مدیریت،  شواهدی عینی در اختیار نمی گذارد.
    در ادبیات حسابداری ارائه­ی تعریف روشن از مدیریت سود مشکل می باشد،  زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب های مالی مشخص نمی باشد. تقلب مالی،  حذف یا دستکاری عمدی واقعیات اصلی یا داده های حسابداری می باشد که در کنار سایر داده های موجود،  باعث تغییر قضاوت و یا تصمیم گیری بهره گیری کننده از داده ها خواهد گردید.
    در این جا ما میان روش های تقلبی و روش های مشکل دار اما قابل پذیرش توسط مدیریت،  فرق قایل شده ایم. مهمترین نکته ای که در این جا بایستی به آن تصریح کنیم،  این می باشد که تفاوت مفهومی آشکاری میان فعالیت های حسابداری تقلبی و قضاوت ها و برآوردهایی که در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری قرار می گیردند و از آنها می توان جهت مدیریت سود سالم بهره گیری نمود،  هست. اما در مورد دوم در بسیاری از موارد به علت نبود شواهد عینی مبنی بر قصد و نیت مدیریت،  فرق قائل شدن میان مدیریت سود قانونی و تقلب مالی کمی دشوار می باشد. در این پژوهش مدیریت سود به عنوان نوع مثبت از مدیریت سود به کاربرد شده می باشد. (لویت،  1998؛ 127)
    جهت تعیین خط مشی کمیسیون بورس اوراق بهادار در خصوص مدیریت سود،  نظر های اخیر از کمیسیون بورس اوراق بهادار را در نشریات و منابع مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ایم. در حالی که بیشتر این منابع به واژه ( مدیریت سود ) تصریح داشتند،  اما هیچ کدام از این منابع تعریف روشنی از مدیریت سود ارائه نداده اند. هر چند که لویت خاطر نشان می سازد که :
    انعطاف پذیری در حسابداری به این حرفه اجازه می دهد که فرآوری هایی داشته باشد. انحرافاتی زیرا مدیریت سود،  هنگامی رخ می دهد که افراد از این انعطاف پذیری سوئ بهره گیری می نمایند و از این انحرافات جهت پوشش نوسان های مالی واقعی بهره گیری می گردد. این مهم،  باعث می گردد نتایج واقعی عملکرد مدیریت عیان نشود.  (همان،  128)
    این عبارت،  بر این دلالت دارد که در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری،  اگر تصمیمات حسابداری در جهت دگرگون سازی یا پنهان کردن عملکرد اقتصادی واقعی شرکت مورد بهره گیری قرار گیرد،  می تواند مدیریت سود تلقی گردد.
    همان گونه که محققان حسابداری دریافته اند،  بهره گیری از این گونه تعریف ها نیاز به مقیاس های قابل اتکا دارد. با ارائه ی مثالی درمورد ی مدیریت سود،  موضوع روشن تر خواهد گردید.

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

    شرکتی را در نظر بگیرید که در امر تولید نرم افزار اشتغال دارد و نرم افزارهایش بایستی همواره ارتقا داده گردد،  تا بتواند سهم بازار فروش خود را حفظ کند. مشتریان در ازاء خرید کالا وجه نقد پرداخت می کنند و شرکت بخشی از درآمد را با تاخیر شناسایی می کند،  زیرا مدیریت آن بر این باور می باشد که درآمد تا زمانی که مشتری رضایت خود را از کالا اعلام نکرده می باشد،  نباید شناسایی گردد. درامد معوق پس از اطمینان از رضایت مشتری شناسایی می گردد. از این رو،  مدیریت،  زمانی که فروش به میزان غیر عادی بالا می رود،  درآمد معوق بیشتری شناسایی می کند و به گونه ای معکوس در زمان فروش های بسیار پایین،  درآمد معوق کمتری شناسایی می­گردد. پس از آنجائی که مدیریت بهترین فردی می باشد که می تواند زمان تحقق درآمد را تعیین نماید،  درآمد ها و سود های گزارش شده در این شرکت،  بسیار هموارتر از شرکتی خواهد بود که،  تمامی درآمد فروشش را در زمان تحویل کالا به مشتری شناسایی می کند.

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     سئوالات پژوهش: