شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 مطالعه اثر بازدارندگی مکانیزم حاکمیت شرکتی از درماندگی مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران 

قسمتی از متن پایان نامه :

با جدا شدن مالکیت و مدیریت، مدیران به عنوان نماینده مالکان (سهامداران)، شرکت را اداره می کنند با شکل گیری ارتباط نمایندگی، تضاد منافع بین مدیران و سهامداران ایجاد می گردد.  به آن معنا که ممکن می باشد مدیران دست به رفتارهای فرصت طلبانه زده ، تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در جهت منافع آنها وعکس منافع سهامداران باشد سرمایه گذاران نهادی با در نظر داشتن مالکیت بخش درخور توجهی از سهام شرکت‌ها از نفوذ قابل ملاحظه ای در این شرکت‌ها برخوردار بوده ، می توانند رویه های آنها  (شامل رویه های حسابداری و گزارشگری مالی ) راتحت تأثیر قرار دهند. همچنین، از آنجا که مالکان نهادی بزرگترین گروه از سهامداران را تشکیل می دهند، تأثیر آنها در نظارت بر رویه های اتخاذ شده از سوی مدیران از اهمیت بالایی برخوردار می باشد و انتظار می رود حضور این مالکان در ترکیب سهامداران بر رویه های شرکت مؤثر باشد (مهرانی،1389،13).
تحت فرضیه نظارت فعال  به دلیل حجم ثروت سرمایه گذاری شده، نهادها احتمالاً سرمایه گذاری خود را به گونه فعال مدیریت م یکنند. بر اساس این توجه، سرمایه گذاران نهادی، سهامدارانی متبحر و دارای مزیت نسبی در جمع آوری و پردازش اطلاعات هستند. عموماً تحقیقات صورت گرفته این فرضیه را تأیید می کند  (برادران ودیگران،1390،8)
بسیاری از نویسندگان مانند شالیفر و ویشنی (1986) و نو (2002) اعتقاد دارند که شمول سهامداران عمده در فعالیت‌های کنترل و نظارتی به گونه بالقوه موجب محدود کردن مسأله‌ی نمایندگی می گردد. این نویسندگان هم چنین اظهار داشتند زیرا تمامی سهامداران از منافع فعالیت‌های نظارتی سهامدار نظارت کننده، بدون هزینه بهره‌مند می شوند، لذا تنها سهامداران عمده، انگیزه‌ی لازم برای نظارت را دارند. شواهد تجربی در مورد تأثیر نظارتی سهامداران عمده ازاین تئوری پشتیبانی می‌نمایند. برای مثال بتل[1] (1998)گزارش نمودکه عملکرد شرکت‌ها پس از خرید بخشی از سهام آن توسط یک سهامدار فعال بهبود می‌یابد. همچنین کاپلان و مینتون[2] (1994) دریافتند که حضور سهامداران بزرگ با جابجایی زیاد مدیریت ارتباط داردکه نشانگر انجام وظیفه‌ی نظارتی توسط سهامداران مزبورمی‌باشد(مرادی،1386،26).
 

2-5-5- سرمایه‌گذاران نهادی و افشای اطلاعات

سرمایه‌گذاران نهادی میل و تقاضای بیشتری برای افشا دارند. افشا به ویژه پیش‌بینی سود توسط حاضران در بازار به گونه دقیق مطالعه می گردد. نهادها به گونه مستمر شرکت را برای ارائه اطلاعات دقیق، غیرجانبدارانه و صریح در مورد سود آتی مورد کنکاش قرار می‌دهند. شرکت‌های کارگزاری دائماً جلساتی را برگزار می‌کنند و در این جلسات شرکت‌ها اطلاعاتی را در مورد چشم‌اندازهای شرکت به سهامداران نهادی ارائه می‌کنند. هیلی و همکاران (1999) اظهار کرده‌اند که نهادها ترجیح می‌دهند سهام شرکت‌هایی را خریداری نمایند که به دنبال بهبود مستمر در افشا هستند. یکی از احکام کلیدی شبکه بین‌المللی حاکمیت شرکتی[3] (گروهی می باشد که نظرات و علایق سرمایه‌گذاران نهادی عمده، شرکت‌ها و واسطه‌های مالی را اظهار می کند)، مربوط به ارتباطات وگزارشگری می باشد و اظهار می کند «شرکت‌ها بایستی اطلاعات صحیح، کافی و به موقع منتشر نمایند … به گونه‌ای که سرمایه‌گذاران بتوانند تصمیمات آگاهانه در مورد تحصیل، حقوق و تعهدات مالکیت و فروش سهم بگیرند». پس اگرچه نهادها ممکن می باشد مستقیماً قادر به نظارت بر فعالیت‌های مدیران نباشند (با فرض این که خارج از شرکت هستند) اما با تقاضای اطلاعات بیشتر از شرکت‌ می‌توانند شفافیت بیشتری ایجاد نمایند.با توجه نهادها به افشا و مطالعه مستمر آن‌ها از شرکت‌ برای پیش‌بینی سود آتی، انتظار می‌رود که ارتباط‌ای مستقیم بین آنان و تمایل شرکت‌ به ارائه پیش‌بینی، دقت و صراحت پیش‌بینی وجود داشته باشد  و از خوش‌بینی مدیریت در پیش‌بینی‌های ارائه شده بکاهد (مرادی ، 27،1386) ، (مرفوع، 42،1385) .
2-2-4) سرمایه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعات
در این زمینه تحقیقات مختلفی انجام شده می باشد که از آن جمله می توان به تحقیقات انجام شده توسط جاکوبسون و آکر (1993) و همچنین جیانگ و کیم (2000) تصریح نمود .
پژوهش اول به مطالعه مقایسه ای عدم تقارن اطلاعات بین بازار سرمایه ژاپن و امریکا پرداخته می باشد . نتایج آن ها نشان داد که بازار سرمایه ژاپن اطلاعات مربوط به سودآوری آتی را زودتر از بازار سهام امریکا در قیمت سهام منعکس می سازد . زیرا که به دلیل ساختار مالکیتی شرکتها ، سهامداران ژاپنی در مقایسه با امریکایی ها از چشم اندازهای آتی شرکت‌ها بهتر آگاهند .
هر چند پژوهش دوم نیز بر اثرات عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سهامداران در ارتباط با سودآوری از نظر زمان و مقدار می پردازد اما پژوهش مزبور تفاوت با اهمیتی با پژوهش جاکوبسون دارد . پژوهش آن ها بر تفاوت های عدم تقارن اطلاعات بین شرکتهای ژاپنی بسته به سطح مالکیت آن ها توسط شرکتهای دیگر پرداخته می باشد . طبق نتایج اخیر هر میزان سطح مالکیت نهادی در شرکتهای ژاپنی افزایش می‌یابد ، عدم تقارن اطلاعات کمتری بین مدیران شرکت و سایر اشخاص ذینفع در بازار وجود خواهد داشت . پس در شرکتهایی که میزان مالکیت نهادی در آن ها بیشتر می باشد ، قیمت سهام اطلاعات مرتبط با سودهای آتی را سریع تر از شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند ، منعکس می کند(برجی، 1391،50).
[1] Bethel
[2] Kaplan & Minton
[3] International Corporate Governance Network

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • تعیین اثر افزایش سهامداران نهادی بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
  • تعیین اثر بالا بودن درصد مدیران غیرمؤظف بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
  • تعیین اثر انتخاب نوع حسابرس بر پیشگیری از درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

  • پاسخ دهید