تاثیرعملکرد مدیریتی و اطلاعاتی بر محافظه کاری شرطی وغیرشرطی 

قسمتی از متن پایان نامه :

عدم تقارن اطلاعاتی

عدم تقارن اطلاعات پیامدهای نا مطلوب مختلفی را ازقبیل کاهش کارایی بازار،افزایش هزینه های معاملاتی، ضعف بازار، نقد شوندگی پایین و به گونه کلی، کاهش سود حاصل از معاملات در بازارهای سرمایه را در پی دارد(حاجیها و مرادیان، 1393).
اولین بار در سال 1970 نظریه عدم تقارن اطلاعاتی توسط اکرلوف ، اسپنس و استیگلیتز ارائه گردید. این پژوهشگران نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی می تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازارها گردد که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می آید. آنها نوعی بازار را به تصویر می کشند که در آن فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد(ستایش و همکاران، 1392). عدم تقارن اطلاعات زمانی ایجاد می گردد که سهامداران به اطلاعات محرمانه ای که مدیران شرکت در اختیار دارند، دسترسی نداشته باشند. وجود اطلاعات کافی در بازار و انعکاس بموقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. در بازار کارا، اطلاعاتی که در بازار پخش می گردد به سرعت بر قیمت تاثیر می گذارد. در چنین بازاری، قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی آن نزدیک می باشد. به بیانی دیگر ویژگی مهم بازار کارا این می باشد که قیمت تعیین شده در بازار، شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار می باشد. بازار کارا بایستی نسبت به اطلاعات جدید حساس باشد. اگر اطلاعات تازه ای به عموم می‌رسد، قیمت سهام عادی شرکت متناسب با جهت اطلاعات یاد شده تغییر خواهد نمود. اگر بازار نسبت به اطلاعات جدید بی تفاوت باشد و عکس‌العمل لازم را نشان ندهد، یعنی تحلیل کننده ای در بازار برای ارزیابی و مطالعه اثر اطلاعات جدید برقیمت نباشد، طبعا” آن بازار کارایی نخواهد داشت (نامدار، 1390).
معمولا زمانی که اطلاعات تازه ای از وضعیت شرکت ها در بازار منتشر می گردد، این اطلاعات توسط تحلیل گران، سرمایه گذاران و سایر بهره گیری کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم گیری نسبت به خرید یا فروش سهام صورت می پذیرد . پس، در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنش های متفاوتی از سوی سرمایه گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه ایجاد می گردد که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کنندهای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت. در این حالت سرمایه گذاران کوچک تمایلی به سرمایه گذاری نخواهند داشت و این مسئله در نهایت منجر به افزایش هزینه سرمایه شرکت به میزان ریسکی می گردد که بایستی به وسیله سرمایه گذاران کمتر تحمل گردد (لامبرت و همکاران[1]، 2006).
هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد داخل و سرمایه گذاران خارج از شرکت بیشتر باشد، تقاضا برای محافظه کاری بیشتر خواهد بود. از آنجا که شرکتهای بزرگ در قایسه با شرکتهای کوچک، اغلب به گونه داوطلبانه یا اجباری مبادرت به تولید و ارائه اطلاعات عمومی بیشتری می نمایند و اخبار مربوط به فعالیت آنها به شکل گسترده تری در اختیار عموم قرار می گیرد، عدم تقارن اطلاعاتی در آنها کمتر می باشد و این باعث کاهش تقاضا برای حسابداری محافظه کارانه در آنها می گردد(لافوند و واتز[2]، 2008).
در این پژوهش جهت سنجش عملکرد اطلاعاتی از دو معیار خطای پیش بینی سود و نوسان بازدهی بهره گیری می گردد. در ادامه به مطالعه این دو معیار خواهیم پرداخت.

2-8-خطای پیش بینی سود

که سود پیش بینی شده توسط شرکتها دارای محتوای اطلاعاتی و کارایی بوده و از این جهت اهمیت پیش بینی سود حسابداری به دلیل تأثیر و تأثیر آن در تصمیم گیری های بهره گیری کننده بویژه سرمایه گذاران بارزتر می گردد. شواهد تجربی نشان داده اند که سرمایه گذاران به اطلاعاتی نظیر پیش بینی سود هر سهم اتکا کرده و در قیمت گذاری سهام از آن بهره گیری میکنند. این پیش بینی، اظهار کننده انتظارات مدیریت در مورد رویدادهای آتی می باشد که ممکن می باشد به وقوع بپیوندد لذا دقت این پیش بینی برای سرمایه گذاران مهم می باشد زیرا تصمیم گیری سرمایه گذاران در مورد خرید، فروش و یا نگهداری سهام بر مبنای این اطلاعات می باشد. پس خطای پیش بینی سود عامل مهمی در عملکرد بازار ثانویه می باشد (جگ و مکنومی[3] ، 2003).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

1.Lambert et al.

2.Lafond & Watts
1.Jag and Macnomi

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 


پاسخ دهید