مطالعه تغییر حسابرس از دیدگاه حاکمیت شرکتی 

قسمتی از متن پایان نامه :

لنکس (2000) در پیدا نمود که تغییر حسابرس موجب تغییر در متن گزارش حسابرسی خواهد گردید.در تحقیقی دیگر که توسط وو و کو[1] (2001) تحت عنوان مطالعه عوامل مرتبط با تغییر حسابرس در سنگاپور انجام شده نتایج پژوهش مذکور حاکی از وجود ارتباط مستقیم بین اهرم مالی و تغییر حسابرسی، عدم ارتباط بین اهرم مالی شرکت و تغییر حسابرس به سطح حسابرسی با کیفیت بالاتر و عدم ارتباط وضعیت مالی شرکت ها با تغییر حسابرس می باشد. وو چای کو(2001) به مطالعه ارتباط بین تغییر در مدیریت و تغییر در حسابرس می پردازد. نتایج نشان داد که تغییر در مدیریت تاثیری مثبت بر تغییر در حسابرس دارد.
اسماعیل[2] و همکاران (2008) در یک پژوهش درمورد تعیین عوامل تاثیرگذار بر تغییر حسابرس در کشور مالزی دریافتند که از میان متغیرهای تغییر مدیریت، تغییر در ریاست کمیته حسابرسی، تغییر نام شرکت، صدور گزارش حسابرسی غیر مقبول در سال قبل از تغییر حسابرس، تغییر مالکیت، تغییر در حق الزحمه حسابرسی، مدت زمانی که حسابرس ، حسابرسی شرکت را به عهده داشته می باشد، سطح نقدینگی شرکت، ریسک مالی شرکت (نسبت اهرمی)، رشد فروش و سودآوری شرکت در میان شرکت های پذیرفته شده در تابلوی دوم بورس اوراق بهادار کوآلا لامپور تنها متغیرهای نسبت اهرمی، رشد فروش ، حق الزحمه حسابرسی و مدت زمانی که حسابرس حسابرسی شرکت را به عهده داشته می باشد، از عوامل تعیین کننده تغییر حسابرس می باشد.
مارتینز و مندز[3] (2010) به مطالعه ارتباط بین تغییر حسابرس و مدیریت سود شرکت ها در بورس کشور برزیل پرداختند. آنها با بکارگیری روش اقلام تعهدی سرمایه در گردش (AWCA)، اثرات تغییر حسابرس را بر روی مدیریت سود با تمرکز بر روی دلیل تغییر حسابرس(اجباری یا اختیاری) تجزیه و تحلیل کردند. نتایج مبین این مطلب بود که ارتباط معناداری بین تغییر حسابرس و مدیریت سود شرکت ها وجود ندارد.
 

2-4-2) پژوهش های داخلی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

رضازاده و همکاران (1386) عوامل مؤثر بر تغییر حسابرسان در شرکتهای ایرانی را مورد مطالعه قرار دادند. نمونه مورد مطالعه شامل 74 شرکت مشتمل بر دو گروه 37 شرکتی با تغییر حسابرس و بدون تغییر حسابرس طی سال 1381 بود. نتایج این پژوهش حاکی از آن می باشد که حق الزحمه حسابرسی، کیفیت کار حسابرسان، تغییر ترکیب مدیران شرکت و اندازه شرکتهای مورد مطالعه، بر تغییر حسابرسان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
حدادی و همکاران (1391) طی تحقیقی به مطالعه ارتباط بین مدیریت سود و تغییر حسابرسی پرداختند. جامعه آماری مورد مطالعه 72 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1379 تا 1388 انتخاب و برای آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون لجستیک بهره گیری  گردید. نتایج نشان داد که بین مدیریت سود و تغییر حسابرسی، ارتباط معنی داری هست. همچنین بین مدیریت سود و دوره تصدی گری حسابرس (دوره تداوم حسابرس) و مدیریت سود و تجربه حسابرس ارتباط هست.
روحی و ایمان زاده (1388) به مطالعه علت های تغییر حسابرس پرداختند. نتایج پژوهش آن­ها نشان داد که حق الزحمه حسابرسی، کیفیت حسابرس، تغییر مدیران شرکت، اندازه شرکت و نرخ بازگشت سرمایه بر تغییر حسابرس از سوی شرکت ها تاثیرگذار می باشد.
حساس یگانه و جعفری (1388) طی پژوهشی به مطالعه تغییر موسسات حسابرسی بر کیفیت گزارش حسابرسی پرداختند. کیفیت حسابرسی حاصل جمع شایستگی (توانایی کشف اشتباهات) و استقلال حسابرسان (انگیزه گزارش موارد کشف شده) برای 167 شرکت بین سالهای 1385 لغایت 1387 می باشد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده نشان می دهد که تغییر موسسات حسابرسی موجب افزایش کیفیت حسابرسی نمی گردد.
 

زارعی مروج (1384) تحقیقی با عنوان شناسایی عوامل موثر بر تغییر حسابرس در ایران انجام داد و به این نتیجه رسید که حق الزحمه حسابرسی، کیفیت کارحسابرس، تغییر مدیران شرکت، اندازه شرکت در سطح اطمینان 95 درصد بر تغییرحسابرسان از سوی شرکت­ها تاثیر دارد.
پوربهبهانی (1387) در تحقیقی به مطالعه ارتباط حسابرس-صاحبکار با تاکید بر مدت تصدی حسابرس و تغییر حسابرس در ایران پرداختند. پژوهش ایشان نشان می دهد که تغییر حسابرس با اندازه حسابرس، اندازه صاحبکار و وضعیت مالی صاحبکار دارای ارتباط معنادار بوده اما فاقد ارتباط معنادار با رشد صاحبکار می باشد. همچنین افزایش مدت تصدی حسابرسی باعث بهبود حسابرسی بین موسسات حسابرسی کوچک می گردد.
باقرآبادی و طیبی (1390) به مطالعه اثر تغییر حسابرس مستقل در شرکت‌های بورسی پرداختند، یافته ها نشان داد که تغییر اختیاری حسابرس طی دوره پژوهش (1383-1387) در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با مدیریت سود شرکت‌ها دارای ارتباط معناداری نمی‌باشد. لذا می‌توان نتیجه گرفت در ایران، عوامل دیگری زمینه ساز تغییر حسابرس در شرکت‌ها می‌باشند.
بولو و همکاران (1389) ارتباط میان تغییر حسابرس مستقل و شفافیت اطلاعاتی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مطالعه نمودند. آن­ها نشان دادند که تغییر حسابرس مستقل هیچ تاثیری بر شفافیت اطلاعاتی شرکت­ها ندارد.
کرمی و همکاران (1390) در پژوهشی به مطالعه ارتباط بین دوره تصدی حسابرسی(تغییر حسابرس) و مدیریت سود در 133 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1379 لغایت 1385 پرداختند. نتایج نشان داد که با افزایش دوره تصدی حسابرس و عدم تغییر حسابرس، انعطاف پذیری مدیریت در بهره گیری از اقلام تعهدی اختیاری افزایش و مدیران از این مدیریت سود برای اهداف منفی بهره گیری می کنند لذا وجود ارتباط طولانی مدت میان صاحبکار و حسابرس و عدم تغییر حسابرس، باعث افزایش انعطاف پذیری مدیریت در بهره گیری از اقلام تعهدی اختیاری میگردد، اما این بهره گیری بیشتر برای کاهش سود (محافظه کارانه) می باشد.
کاشانی پور و همکاران (1391) به مطالعه ارتباط بین دوره تصدی حسابرس و تغییر حسابرس را با اقلام تعهدی اختیاری پرداختند. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بوده که بر اساس شرایط در نظر گرفته شده برای انتخاب نمونه، 260 سال-شرکت طی دوره 1385 تا 1389 انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تجزیه و تحلیل پانلی بهره گیری گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان می دهد که بین اقلام تعهدی اختیاری و دوره تصدی حسابرس در کلیه شرکت های مورد مطالعه ارتباط مثبت و معنی داری هست، لذا تغییر موسسات حسابرسی منجر به کاهش اقلام تعهدی و افزایش کیفیت حسابرسی نمی گردد.
 

[1] Woo ES, Koh
[2] Ismail
[3] martines

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟


پاسخ دهید