قسمتی از متن پایان نامه :

اما بنا به علت های چندی ممکن می باشد مدیران احساس ناخوشایندی در مورد بودجه مالی واحد داشته باشند . وبا رفتارها و گرایشات منفی نسبت به جایگاه واکنش نشان دهند. سازمان منابع محدودی دارد و در موارد کمیابی حاد این منابع مانند وضعیتهای کاهش فعالیت ممکن می باشد مدیران احساس کنند که مبالغ تخصیص یافته کمتر از نیازهای واحد می باشد.(Wentzel, 2002)
این مسأله، ‌به وسیله یک پدیده روانشناختی که خودخواهی نامیده می گردد ، تشدید شده می باشد که در آن گیرنده منابع احساس می کند که بایستی سهم بیشتری از منابع را دریافت کند. ممکن می باشد سازمان برای انگیزش بیشتر،‌ اهداف بودجه ای بالایی را در نظر بگیرد که قابلیت دستیابی به آن مشکل باشد و پس نارضایتی مدیر را به دنبال داشته باشد. (kenis, 1979)
 

2-6-8)معیارهای بودجه ای:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مسلم می باشد که تصمیم گیری در مورد بودجه نهایی ، آغاز با دیدگاه دستیابی به اهداف کل سازمان تهیه می گردد تا افزایش احساس مطلوبیت اهداف بودجه ای برای بخشی از مدیران. سازمانها ممکن می باشد اغلب در توانایی خود برای تنظیم بودجه ای که موجبات واکنش مثبت مدیران را فراهم سازد،‌ در محدودیت باشند.(mayer, 1995)
در سبکی از مدیریت که اغلب واکنش ها به بودجه نامساعد می باشد،‌ شاید برای سازمان مطلوب باشد که مدیران نسبت به روشهایی که پیامدهای بودجه ای را به دنبال داشته اند،‌ واکنش نشان دهند . به ویژه که مدیران به بی طرفانه بودن روشها‌،‌ هم در روشهای بودجه ای و هم در اجرای این روشها ، علاقه مندند. بیطرفانه بودن روشهای بودجه ای اظهار می کند که چطور روشهای بودجه ای ساختاری سازمان،‌ مطابق با معیارهای مدیران در اظهار آن چیز که که درست می باشد،‌ می باشد . بی طرفی در اجرای روشهای بودجه ای اظهار می کند که تا چه اندازه،‌ تصمیم گیرندگان بودجه ای مانند سرپرستان منتسب به یک مدیر،‌ روشهای بودجه ای را به روشی که با معیارهای مدیر برای درست بجای آوردن کارها مطابقت دارد،‌ انجام می دهند. مدیران معمولاً واکنش شدیدتری نسبت به بی طرفانه بودن روشهای بودجه ای سازمان دارند تا اجرای بی طرفانه این روشها . (mayer, 1995)
 

2-6-8-1)معیارهای بیطرفانه بودن روشهای بودجه ای:
مدیران بیطرفانه بودن روشهای بودجه ای و اجرای این روشها را چگونه ارزیابی می کنند؟ همانطوری که در شکل1 نشان داده شده می باشد، معیارهای تعیین بیطرفانه بودن روشهای بودجه ای به 4 دسته تقسیم می شوند: (staley and magner,2002)
1 – ابراز نظر[1]: روشهای بودجه ای بایستی به مدیران فرصت اظهارنظر درمورد تصمیمات بودجه ای که واحد تحت مدیریتشان را تحت تأثیر قرار میدهد را فراهم سازند.
2- استیناف[2] :‌ روشهای بودجه ای بایستی شامل مقرراتی باشد که برای مدیران حق استیناف تصمیمات بودجه ای مؤثر بر واحد تحت مدیریتشان را فراهم سازد.
3 – دقت[3] :‌روشهای بودجه ای متداول بایستی اطمینان دهند که تصمیمات بودجه ای تأثیرگذار بر واحد تحت مدیریت مدیر، اطلاعات دقیق و صحیح ایجاد می کند.
4 – ثبات رویه[4]:‌ روشهای بودجه ای بایستی در میان واحدهای مختلف سازمان و از دوره ای به دوره دیگر با ثبات رویه به کار طریقه.
شکل شماره 2-1 : معیارهای بی طرفانه بودن روشهای بودجه ای و واکنش مدیران به این معیارها
 

 

2-6-8-2) معیارهای بیطرفانه بودن اجرای روش های بودجه ای :
شکل شماره 2-1 معیارهای بیطرفانه بودن اجرای روش های بودجه ای را نیز شامل می گردد . این معیارها به 4 دسته تقسیم می شوند : (staley and magner,2002)

  • حساسیت درون فردی[5] :رفتار تصمیم گیرندگان بودجه ای با مدیران بایستی توأم با تکریم باشد و نگرانی مدیران را به هنگام اجرای روش های بودجه ای درک نمایند .
  • در نظر داشتن عقاید[6] : دست اندرکاران تصمیم گیر در امر بودجه بایستی توجه صادقانه ای به نظرات مدیرانی که در مورد واحد تحت مدیریت خویش ابرازنظر می نمایند، داشته باشند . این معیار بدین معنی نیست که مسئولین بایستی نظرات مدیران را در بودجه لحاظ نمایند. چنانچه داده ها و نظرات مدیران در بودجه واحد تحت مدیریت خود مورد توجه قرار نگرفته و رد گردد، مدیران خواهان مدرکی خواهند بود، مبنی بر اینکه در تصمیم گیری انجام شده، مطالعه کامل و همه جانبه ای صورت گرفته می باشد .
  • توضیحات[7] : مدیران دست اندرکار بودجه بایستی توضیحات روشن، به موقع و کافی از مبانی زیربنای تصمیمات بودجه ای به مدیران واحدها ارائه نمایند. این شیوه ممکن می باشد بیانگر اهمیت دادن به مدیری باشد که نظرات بودجه ای وی درمورد واحد تحت مدیریتش لحاظ نشده می باشد، به طوری که شامل شواهدی مبنی بر مطالعه صادقانه به داده ها و اطلاعات ارائه شده توسط مدیر، قبل از رد کردن این نظرات و داده ها باشد.
  • عدم جانبداری[8] : دست اندرکاران تصمیم گیر درمورد بودجه بایستی احتمال وقوع هرگونه جانبداری یا توجه بیش از حد به یک بخش در مقایسه با سایر بخشها را از بین ببرند.
  •  Voice – [1]
     Appeal – [2]
     Accuracy – [3]
     Consistency – [4]
    Interpersonal sensitivity – [5]
    Consideration of opinions- [6]
    Explanations- [7]
    Bias suppression- [8]

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

  • آیا تفاوت معناداری بین ساعات بودجه شده[1] و ساعات گزارش شده[2] پروژه های حسابرسی صورتهای مالی در سازمان حسابرسی هست؟
  • آیا تغییرات در بودجه زمانی سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا تغییرات در ساعات گزارش شده سال جاری نسبت به سال گذشته با انحرافات بودجه زمانی سال گذشته ارتباط معناداری دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا میزان این ارتباط در انحرافات مساعد و نامساعد متفاوت می باشد؟
  • آیا ارتباط معناداری بین بودجه زمانی سال جاری و عوامل صاحبکار متشکل از میزان داراییها، میزان فروش،تعداد واحدهای فرعی و ریسک شرکت هست؟
  • [1] – Budgeted hours


    پاسخ دهید