مطالعه تأثیر سطح عدم اطمینان بر ارتباط بین ویژگی های کیفی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌های پذیرفته ‌شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-7-مفهوم مدیریت سود
هیلی و والن[1] تعریف زیر را از مدیریت سود ارایه کرده اند:
مدیریت سود هنگامی رخ می‌دهد که مدیران از قضاوت‌های شخصی خود در گزارشگری مالی بهره گیری می‌کنند وساختار معاملات را برای تغییر گزارشگری مالی دست کاری می‌نمایند. این هدف یا به قصد گمراه کردن بعضی از صاحبان سود درمورد عملکرد اقتصادی شرکت یا تأثیر بر نتایج قراردادهایی می باشد که انعقاد آنها منوط به دستیابی سود شخصی می‌باشد، صورت می‌گیرد(مشایخی و صفری، 1385).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مدیریت سود، دخالت عمدی درفرآیند گزارشگری مالی خارجی با قصد بدست آوردن سود می باشد. انعطاف‌پذیری در حسابداری به این حرفه اجازه می‌دهد که فرآوری‌هایی داشته باشد. انحرافاتی زیرا مدیریت سود، هنگامی رخ می‌دهد که افراد از این انعطاف پذیری سوء بهره گیری می‌نمایند و از این انحرافات برای پوشش نوسان‌های مالی واقعی بهره گیری می گردد. این مهم، باعث می گردد نتایج واقعی عملکرد مدیریت عیان نشود. این عبارت، براین دلالت دارد که در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری، اگر تصمیمات حسابداری برای دگرگون‌سازی یا پنهان کردن عملکرد اقتصادی واقعی شرکت مورد بهره گیری قرار گیرد، می‌تواند مدیریت سود تلقی گردد(نوروش و همکاران، 1385).
فلسفه مدیریت سود، بهره‌گیری از انعطاف روش استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می‌باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می‌توان از روشهای اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت نمود، از دیگر علت های وجود مدیریت سود می‌باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش‌های حسابداری می باشد. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف‌پذیر می باشد، یکپارچگی داده‌های ارائه شده در صورت‌های مالی کمتر می گردد. اصل تطابق و محافظه کاری نیز می‌تواند باعث مدیریت سود گردد. بنابرگفته گتشو[2] (1986)، شرکت کارباید[3]، سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه کردن به موجودی نقد و تنها با بهره گیری از روش تعهدی حسابداری استهلاک، معافیت‌های مالیاتی سرمایه‌گذاری‌ها و به حساب دارایی بودن بهره، افزایش داد. مدیران شرکت تأکید کرده‌اند که این کار برای ارائه‌ی صورت‌های مالی واقعی‌تر و قابل مقایسه کردن صورت‌های مالی شرکت، با سایر شرکت‌های در صنعت مشابه، صورت گرفته می باشد. تحلیلگران مالی و حسابرسان از این پدیده به عنوان «ترفند  حسابداری» نام می‌برند. این در حالی می باشد که تمامی این اقدامات در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته می باشد(همان منبع).
به گونه کلی می‌توان گفت که مدیریت سود یعنی اقدامات آگاهانه بعمل آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص به گونه ای که منطبق با اصول و رویه های حسابداری می باشد. هرچند که این تعریف ها در سطح وسیع مورد پذیرش می باشد، اما کاربرد عملیاتی این تعریف ها، کمی دشوار می باشد، زیرا قصد و نیت مدیریت، شواهد عینی در اختیار نمی‌گذارد. در ادبیات حسابداری ارائه‌ی تعریف روشن از مدیریت سود مشکل می باشد، زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب‌های مالی مشخص نمی باشد. تقلب مالی، حذف یا دستکاری عمدی واقعیات اصلی یا داده‌های حسابداری می باشد که در کنار سایر داده‌های موجود، باعث تغییر قضاوت و یا تصمیم‌گیری بهره گیری‌کننده از داده‌ها خواهد گردید. جهت تعیین خط مشی کمیسیون بورس اوراق بهادار در خصوص مدیریت سود، نظرهای اخیر کمیسیون بورس اوراق بهادار مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. در حالی که بیشتر این منابع به واژه مدیریت سود تصریح داشتند، اما هیچ کدام از این منابع تعریف روشنی از مدیریت سود ارائه نداده‌اند. هرچند که لویت[4] (1998) خاطرنشان می‌سازد که انعطاف‌پذیری در حسابداری به این حرفه اجازه می‌دهد که نوآوری‌هایی داشته باشد. انحرافاتی زیرا مدیریت سود، هنگامی رخ می‌دهد که افراد از این انعطاف‌پذیری سوء بهره گیری می‌نمایند و از این انحرافات جهت پوشش نوسان‌های مالی واقعی بهره گیری می گردد. این مهم باعث می گردد نتایج واقعی عملکرد مدیریت عیان نشود(نوروش و همکاران، 1385).
بطور وضوح، مطالعات تئوری نمایندگی بارها تحت طبقه‌بندی مدیریت سود قرار گرفته از اینرو، مدیریت شرکت کوشش دارد تا سود را تحت تأثیر قرار دهد برای :
1- ماکزیمم کردن پاداش ها.
2- اجتناب از نقص شروط بدهیهای اوراق قرضه که از پرداخت سود سهام جلوگیری می کند.

3- حداقل کردن گزارش درآمد برای به حداقل رساندن دخالت دولت اگر مؤسسه قابلیت سیاسی بالائی داشته باشد.
46.Healy and Wahlen
[2] .Getschow
[3] .Carbide
[4] .Levitt.1998.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش‌های پژوهش:
مطالعات اولیه و مطالعه متون نظری موجود و مطالب ارائه شده در قسمت تشریح و اظهار مسئله سؤالات متعددی را به ذهن متبادر می کند. در پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به پرسش‌های زیر به عنوان سؤالات اصلی پژوهش هستیم:

  • ارتباط بین اقلام تعهدی و عدم تقارن اطلاعات چگونه می باشد؟
  • تاثیر سطح عدم اطمینان بر ارتباط بین اقلام تعهدی با عدم تقارن اطلاعاتی چگونه می باشد؟