قسمتی از متن پایان نامه :

هزینه های تغییر در حسابرس

اگر ویژگیها و معیارهای مربوط به انتخاب حسابرس تغییر نکند، تغییر حسابرس منطقی نیست زیرا هزینه تغییر حسابرس بسیار زیاد می باشد. تغییر حسابرس، هم برای صاحبکار و هم برای حسابرس مستلزم تحمل هزینه هایی به توضیح زیر می باشد:

1– هزینه هایی که صاحبکار متحمل می گردد: این هزینه ها نیز به دو دسته هزینه های مستقیم و غیر مستقیم ، تقسیم می شوند.

هزینه های مستقیم : هزینه هایی هستند که صاحبکار برای کمک به حسابرس جهت درک عملیات، صنعت و محیط او متحمل می گردد؛ زیرا ناآشنایی با محیط صاحبکار منجر به عدم موفقیت حسابرسی می گردد(ویلیامز، 1988). به اظهار دیگر، هزینه‌های مستقیم مربوط به زمان و وقتی می باشد که کارکنان و مدیریت ، برای آشنایی حسابرس جانشین با کنترل داخلی، سیستم‌های حسابداری و سایر رویه های خاص شرکت صرف می کنند(ویسنانت، 2003).

هزینه های غیر مستقیم:  هزینه هایی هستند که از انتساب ریسک زیاد به صورتهای مالی توسط بهره گیری کنندگان ناشی می شوند، بهره گیری کنندگانی که نسبت به تغییر حسابرس مشکوک هستند و بر این باورند که صاحبکار برای دستکاری سود به دنبال یک حسابرس سازگارتر و انعطاف پذیرتر بوده می باشد(فرید و شیف، 1981). انتساب ریسک بالا، ناشی از افشا نکردن علت های تغییر حسابرس از سوی شرکت می باشد. پس، بهره گیری کنندگان چنین فرض می کنند که تغییر حسابرس الزاماً با هدف مدیریت سود یا حفظ جایگاه مدیریت یا پنهان کردن معضلات شرکت انجام شده می باشد. اضافه براین ، نبود اطمینان راجع به عملکرد آینده حسابرس جانشین، هزینه تغییر را افزایش می دهد(دی، 1991).

2- هزینه هایی که حسابرس متحمل می گردد

حسابرس قبلی، نه تنها حق الزحمه دریافتی از صاحبکار قبلی را از دست می دهد بلکه هزینه هایی را نیز در ارتباط با جذب صاحبکاران جدید و تعیین مجدد مسئولیت تیم حسابرسی متحمل می گردد. پس ، به نظر ویسنانت (2003) تغییر حسابرس تنها زمانی متحمل می باشد که منافع حاصل از تغییر، از هزینه های تحمل شده توسط صاحبکار یا حسابرس قبلی بیشتر باشد.  

2-1-6) علت های تغییر حسابرس

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

طی سه دهه گذشته، علاقه به مطالعه و مطالعه پدیده تغییر حسابرس در میان دانشگاهیان و دست اندرکاران حرفه افزایش یافته می باشد. انگیزه آنها از پژوهش در زمینه تغییر حسابرس ناشی از نیاز به درک بهتر تقاضا برای خدمات حسابرسی می باشد؛ زیرا موضوع تغییر حسابرس در درک عوامل موثر تغییر حسابرس در درک عوامل موثر بر بازار خدمات حسابرسی و میزان رقابت در حرفه حسابرسی تاثیر دارد(مهدوی و ابراهیم، 1389). شاید بتوان با مطالعه وضعیتهایی که منجر به قطع ارتباط حسابرس – صاحبکار می گردد، عواملی را که در انتخاب حسابرس حیاتی هستند ، شناسایی نمود و بدین وسیله مبنایی را برای ارزیابی اهمیت جنبه های گوناگون محصول حسابرسی فراهم آورد(شوارتز و منون، 1985). پژوهشهایی گستره ای در زمینه علت های تغییر حسابرس انجام شده می باشد. یافته های این پژوهشها حاکی از این می باشد که شرکتها بنا به علت های متعددی حسابرسان خود را تغییر می دهند.

2-1-6-1 ) کاهش هزینه حسابرسی یا کاهش حق الزحمه حسابرسی

در بیشتر پژوهشهایی که تا کنون انجام شده می باشد، یکی از علت های تغییر حسابرس ، کاهش هزینه حسابرسی بوده می باشد؛ برای نمونه، بدینگفیلد و لوب (1974) و ایچنسر و شیلدز(1983) نشان دادند که کاهش حق الزحمه حسابرس یک دلیل با اهمیت در تغییر حسابرس بوده می باشد. یکی از تفسیرهای این یافته این می باشد که حق‌الزحمه کمتر از طریق کاهش مخارج شرکت، عملکرد شرکت را بهبود می‌بخشد. از طرف دیگر اگر حسابرسی با هزینه کمتر، کیفیت حسابرسی را کاهش دهد، انتخاب حسابرس با حق‌الزحمه کمتر، در درازمدت به عملکرد شرکت لطمه می‌زند(دیویدسون و همکاران، 2006).

2-1-6-2) ضعف کنترلهای داخلی

کنترلهای داخلی ضعیف باعث می گردد که مدیریت، بستانکاران و سرمایه گذاران ، به علت اطلاعات مالی اتکاپذیر تصمیمهای نادرستی بگیرند. از طرف دیگر، کنترلهای داخلی ضعیف باعث افزایش میزان خطر کنترل و خطر حسابرسی می گردد. اگر میزان خطر حسابرسی آن اندازه زیاد باشد که حسابرس به این نتیجه برسد که نمی تواند با جمع اوری شواهد کافی آن را کاهش دهد، نظر مشروط یا عدم اظهارنظر ارائه خواهد نمود(مهدوی و ابراهیمی، 1389). ارائه چنین اظهارنظرهایی ممکن می باشد خوشایند مدیریت نباشد و منجر به تغییر حسابرس گردد. حسابرسان ممکن می باشد به علت افزایش ریسک حسابرسی از ادامه کار با این صاحبکاران خودداری کنند. موسسه های حسابرسی بزرگ با احتمال بیشتری معضلات کنترلهای داخلی را شناسایی می کنند. همچنین احتمال کمتری هست که این موسسه ها بعد از افشای معضلات کنترلهای داخلی ، کماکان به عنوان حسابرس آن شرکت باقی بمانند(تورنر و همکاران، 2005).

2-1-6-3) مستقر نبودن فرض تداوم فعالیت

زمانی که حسابرس اظهارنظر خود را بر اساس عدم برقراری تداوم فعالیت صادر می کند، به آن معناست که به نظر حسابرس، شرکت نمی تواند در 12 ماه اینده از ورشکسته شدن جلوگیری کند. تعدادی از مواد تغییر حسابرس به دلیل عدم برقراری فرض تداوم فعالیت رخ داده می باشد. اغلب حسابرسان از ادامه کار با چنین شرکتهایی خودداری می‌کنند؛ زیرا تصور بر این می باشد که در صورت مستقر نبودن فرض تداوم فعالیت ، ریسک افزایش می یابد. در مواردی نیز صاحبکاران به دلیل ناراضی بودن از چنین اظهارنظرهایی حسابرسان را تغییر می دهند و درواقع به دنبال اظهارنظر مطلوبتری هستند(تورنر و همکاران، 2005).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا مکانیزم های حاکمیت شرکتی که برای حفظ حقوق ذینفعان وارد اقدام می شوند می توانند در انتخاب حسابرسان سهمی داشته باشند یا خیر؟


پاسخ دهید