قسمتی از متن پایان نامه :

  • محرک های عملکرد: بسیاری از معیارها برای بسیاری از شرکت ها یک صفت عمومی هستند، مثل ROIکه در منظر مالی قرار می گیرد. شاخص های سهم بازار و وفاداری مشتری نیز نمونه ای از معیارهای عمومی می باشد. سازمان های موفق به چندین شاخص پیشرو برای سلامت سازمان وابسته اند. شاخص‌هایی که آینده نگرند و اجازه می دهند، تا سازمان ها برای آینده برنامه ریزی کنند و برنامه هایشان را تعدیل نمایند. معیارهای مالی شاخص های تابع(وابسته) هستند. این شاخص ها عملکرد گذشته را گزارش می‌دهند و برای پیش بینی آینده خوب نیستند. معیارهای مالی عملکرد به تنهایی به ندرت می توانند تمام اطلاعات مورد نیاز مدیران را که برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک لازم می باشد، در اختیارشان بگذارند. اتکا به شاخص‌های مالی به تنهایی اغلب، سازمان را به تمرکز کوتاه مدت و ضعیف هدایت می کند و می تواند مانعی برای دسترسی به فرصت های بلند مدت با مقابله با تهدیدات آینده  باشد(الهیاری به نقل از ولکر،1387: 62).Voelker
  • الحاق به معیارهای مالی : اهداف استراتژیک بایستی به معیارهایی که نهایتاً با شاخص های عملکرد مالی مرتبط می گردد، تبدیل گردد. اگر اهداف و عملکرد مالی بهبود یافته، باعث افزایش عملکرد سازمانی نشود، احتمالاً خدشه ای اساسی در استراتژی یا استقرار آن می باشد. در سازمان های غیر انتفاعی، اهداف استراتژیک معمولاً به معیارهایی که نهایتاً با شاخص های مشتری سطح بالاتر یا سایر شاخص های ذینفع ترجمه می گردد، ارتباط مستقر می کند.ارزیابی متوازن نسبت های مالی موجود را، که بر اساس داده های تاریخی می باشد، کنار نمی گذارد. بلکه نتایجی که شرکت در گذشته به آن دست یافته می باشد را، در قالب اهدافی که قصد دارد در آینده به آن برسد، متمرکز می کند(همان منبع).
  • بطور کلی این اهداف شامل موارد زیر می باشد(همان منبع) :

  • انتخاب معیارها پس از پیاده سازی و به کار بردن استراتژی.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • نشان دادن فعالیتها در نتیجه ارزیابی.
  • امکان تصحیح فعالیت ها در هر لحظه بویژه هنگام شناسایی انحرافات.
  • سیستم ارزیابی نباید شامل معیارهای مالی ای باشد، که نتایج مالی را تحت تاثیر قرار می دهد.
  • انتخاب معیارهای درستی که اساس و جوهر استراتژی را تشریح می کنند و کوشش برای پذیرش این معیارها از سوی کل سازمان.
  • ارزیابی متوازن، چهار فرایند مدیریتی را معرفی می کند، که این فرایندها به گونه جداگانه یا در ارتباط با یکدیگر، اهداف بلند مدت استراتژیک شرکت را با فعالیت های عملیاتی مرتبط می سازند.
    این چهار فرایند عبارتند از(Lisiecka,2002:p.4):

  • تکامل استراتژی و چشم انداز شرکت: این فرایند مدیران را در ایجاد اتفاق آراء نسبت به استراتژی و چشم انداز سازمان یاری می رساند.
  • تشریح اهداف و معیارهای استراتژیک و ارتباط آنها با سیستم های مدیریتی: این فرایند جریان یافتن استراتژی را در کل سازمان امکان پذیر می سازد. ارزیابی متوازن این اطمینان را می دهد، که استراتژی در تمامی سطوح سازمانی درک شده و اهداف و وظایف بخش ها و نیروهای کاری نیز با آن در ارتباط می باشد.
  • برنامه ریزی، مشخص کردن اهداف و شناخت نوآوری های استراتژیک: این فرایند ترکیب برنامه ریزی استراتژیک شرکت را با فرایند بودجه بندی ممکن می سازد.
  • اصلاح سیستم های بازبینی اجرای استراتژی و آموزش، در ارتباط با سازمان: این فرایند شرایط تحقق استراتژی موجود در شرکت، مدیریت اصلی شرکت و مدیران بخش ها و کارکنانی، که اهداف مالی عملکرد خود را می دانند، کنترل می کند.
  • یک شرکت با بهره گیری از ارزیابی متوازن، می تواند در قالب سه منظر اضافی، نتایج کوتاه مدت خود را بازبینی کند و استراتژی خود را از لحاظ جایگاه های بدست آمده، موردارزیابی قرار دهد.
  • با در نظر داشتن مطالب گفته شده، واضح می باشد، که ارزیابی متوازن در اقدام، شرکت را در رسیدن به نتایج مطلوب یاری می کند. اگر با افزایش تعداد انتخاب ها برای مشتریان و کاهش زمان تولید، رضایت مشتری جلب نشود و حجم تولیدات  فروش رفته و حاشیه فروش هر واحد تولید و در نهایت سود افزایش نیابد، بایستی در استراتژی شرکت تجدید نظر نمود. یکی از مزیت های ارزیابی متوازن این می باشد، که تئوری های اساسی در استراتژی مدیریت را به گونه متوالی مورد آزمون قرار می دهد. زمانی که شرکت به بعضی از اهداف پیش بینی شده( مانند فروش بیشتر) دست پیدا نمود، نشانگر این می باشد که استراتژی شرکت موثر واقع شده می باشد. مدیریت بدون آگاهی از این بازخورد، ممکن می باشد یک استراتژی غیر موثر و بر اساس فرضیات اشتباه را انتخاب و اجرا کند( الهیاری به نقل از گریسون[1] و همکاران، 1387: 65).
    [1] – Garrison

    سوالات یا اهداف پایان نامه :

     

    -آیا امکان اجرای تکنیک “ارزیابی متوازن”به مقصود ارزیابی عملکرد در گروه شرکتهای سیمان فارس و خوزستان هست؟
    -آیا امکان شاخص سازی در منظر مالی ارزیابی متوازن هست؟
    -آیا امکان شاخص سازی در منظر مشتری ارزیابی متوازن هست؟
    -آیا امکان شاخص سازی در منظر فرایندهای درون سازمانی (داخلی) ارزیابی متوازن هست؟
    -آیا امکان شاخص سازی در منظر یادگیری و رشد  ارزیابی متوازن هست؟
    -کدامیک از منظرهای ارزیابی متوازن بیشترین کاربرد را دارد؟